تو را دارم ای گل، جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو میتابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است
چو خندان به سوی من آیی به مهر
بهاری پر از ارغوان با من است!
کنار تو هر لحظه گویم به خویش
که خوشبختی بیکران با من است
روانم بیاساید از هر غمی
چو بینم که مهرت روان با من است
چه غم تلخی دارم از روزگار
شکرخنده آن دهان با من است
#مشیری
اتاقکسیگار؛
کتاب شومی ستارگان بخت ما: درباره دو نوجوون سرطانی که عاشق هم میشن=((( (شبیه پنج قدم فاصله)
کتاب پیکر فرهاد/عباس معروفی
در یک کلمه، خوشمزه بود.
اتاقکسیگار؛
کتاب پیکر فرهاد/عباس معروفی در یک کلمه، خوشمزه بود.
کتاب سیرک شبانه:
واقعیتش خوشم نیومد. پتانسیل کاراکترها بالا بود اما تقریبا ۳۰۰ صفحه داستان در هالهای از ابهام گذشت، چون شخصیتهای زیادی داشت و وقایع بین سالها در رفت و برگشت بودن. وقتی هم که واضحتر شد خیلی خیلی کلیشه شد و من فقط تمومش کردم که ببینم آخرش چی میشه. کاراکترها واقعا هدر رفتن.