دل خزان زده ام باغ ارغوان شده است
بهشت خاطر پژمرده ام جوان شده است
همای بخت به گرد سرم کند پرواز
زلال شوق به گ های جان روان شده است
پس از چه مایه صبوری، سکوت، تنهایی
دوباره بلبل طبعم ترانه خوان شده است
مگر که دوست به فریاد دادخواه رسید
که این خموش، ز سر تا به پا زبان شده است!
دوباره چشمه لبخند او فروزان است
تنم ز گرمی این آفتاب جان شده است!
چه روی داده مگر؟ بانگ بر زدم، گفتم
مگر که آن مه بی مهر، مهربان شده است؟
به مژده جان و دل و دیده یک صدا گفتند
دوباره عشق در این خانه میهمان شده است
#مشیری
اتاقکسیگار؛
"آذر ماهیه که اصفهان توش متولد میشه."
شما کافیه هفته آخر آذر بیاید چهارباغ خواجو. تجسم خود بهشته.
تقدیم به ملت بزرگ ایران
و پچمداران سرافرازش
پروانه و داریوش که
ناجوانمردانه کشته شدند