دل خزان زده ام باغ ارغوان شده است
بهشت خاطر پژمرده ام جوان شده است
همای بخت به گرد سرم کند پرواز
زلال شوق به گ های جان روان شده است
پس از چه مایه صبوری، سکوت، تنهایی
دوباره بلبل طبعم ترانه خوان شده است
مگر که دوست به فریاد دادخواه رسید
که این خموش، ز سر تا به پا زبان شده است!
دوباره چشمه لبخند او فروزان است
تنم ز گرمی این آفتاب جان شده است!
چه روی داده مگر؟ بانگ بر زدم، گفتم
مگر که آن مه بی مهر، مهربان شده است؟
به مژده جان و دل و دیده یک صدا گفتند
دوباره عشق در این خانه میهمان شده است
#مشیری
اتاقکسیگار؛
"آذر ماهیه که اصفهان توش متولد میشه."
شما کافیه هفته آخر آذر بیاید چهارباغ خواجو. تجسم خود بهشته.
تقدیم به ملت بزرگ ایران
و پچمداران سرافرازش
پروانه و داریوش که
ناجوانمردانه کشته شدند
یلی بود آن سروور ارجمند
نماد حماسه، ستون سهند
به بالا همانند سهراب گرد
ز پیکار میگفت و پا میفشرد
که باید برانداخت بیخ بدی
سراپا همه فر ایزدی
دلیری همه عمر، ایران پرست
درفش گران قدر ایران به دست
چو کوهی گران بود در سنگرش
که در راه ایران چه ارزد سرش
دریغا دریغا دریغا دریغ
که اهریمنان برکشیدند تیغ
به ماوای آن یل شبیخون زدند
به نامردی دشنه در خون زدند
سحر در گشودند از آن قتلگاه
به خون غرقه دیدند خورشید و ماه
مشبک تن از خنجر کین شده
تن همسرش دشنه آجین شده
کجا میتوان برد این درد را
ستمکاری ناجوانمرد را
بگیر ای جوان جای سرو سهی
که سنگر نباید بماند تهی!
درفش سرافراز را برفراز،
که تا جاودان باد در اهتزاز!
#مشیری