eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
72.6هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
96 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خبر فوری سراسری
قالتاق بازی یعنی اول همه چیز رو دلاری می‌کنند، بعد قیمت‌ها رو ول میکنند وسط میدان، بعد برای حفظ ظاهر یه چیزی به اسم یارانه یا کالابرگ پرت می‌کنند سمت مردم که یعنی ما حواس‌مون به شما هست! اما اصل ماجرا چیه؟ در یک اقتصاد سالم اول باید درآمد مردم بالا بره، بعد اگر نیاز بود قیمت‌ها واقعی بشه. نه اینکه اول همه چیز جهانی سازی و دلاری قیمت بخوره، بعد کارگر و کارمند و بازنشسته همچنان با حقوقی که ارزشش در اقتصاد دلاریزه نصف شده، دست‌وپا بزنن. این مدل که یارانه ریالی بدهیم، کالابرگ بدهیم، چسب زخم بزنیم روی زخم بازست، راه‌حل نیست. این فقط یک مدل صدقه‌سازی از رابطه دولت و مردم‌ست! ملت ایران صدقه‌بگیر نیست. اگر به تثبیت نرخ واقعی ارز اعتقاد ندارید و واقعا راست می‌گویید مشکلی نیست، "قالتاق بازی" را کنار بگذارید و بفرمایید حقوق‌ها را هم دلاری کنید. درآمد کارگر بشود ۸۰۰ دلار، درآمد کارمند بشود ۱۰۰۰ دلار، وکیل و پزشک و مهندس هم سطح منطقه. حالا ببینید اصلا مردم یارانه لازم دارند؟ تثبیت لازم دارند؟ اصلا کسی دنبال دلارزدایی میرود؟ بگذارید همه عشق کنند حتی آمریکا که حالا تمام اجزای اقتصاد ما را دلاریزه میبیند🙂 قالتاق بازی یعنی با حقوق ماهی ۱۵ میلیون، قیمت انرژی را بگذاری نرخ جهانی! یعنی فقط فشار بیشتر روی طبقه متوسط و پایین. چون طبقه بالا و ثروتمند مجدد از جیب مردم میکشند بیرون، با یک سوت😉 اما با حقوق دلاری، اتفاقا مردم خودشان مطالبه واقعی‌سازی قیمت‌ها را هم می‌پذیرند چون حالا قدرت خرید واقعی پیدا کردند. این‌در جواب این هذیان گویان‌ست وگرنه راهکار اصلی همان تثبیت‌ست. 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
هدایت شده از حکمران
✨شماره جدید حکمران منتشر شد✨ با آثار و گفتاری از: آیت‌الله محسن اراکی دکتر سید یاسر جبرائیلی دکتر حسین صمصامی دکتر محمدرضا یزدی زاده فرهاد شفیع زاده دکتر غلامرضا جراح جلیل آقامحمدی نسخه PDF را به صورت رایگان از اینجا دانلود کنید حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
دلاری شدن دستمزدها، بساط چانه‌زنی‌های بی‌حاصل کارگران مظلوم بر سر تعدیل دستمزد با تورم را جمع خواهد کرد. ارزش آدم، کمتر از آهن نیست. روا نیست آهن در این کشور دلاری قیمت‌گذاری شود و آدم، ریالی. @syjebraily
خانه در اقتصاد مردمی، سرآغاز زنجیره ارزش است، جایی که زندگی و کار دوباره بر هم منطبق می‌شوند و انسان در همان جایی که می‌زید، می‌آفریند. خانه، درک تازه‌ای از فضا به ما می‌دهد: خانه‌ باید زمین داشته باشد، نه فقط سقف؛ باید ساحت داشته باشد، نه فقط دیوار؛ باید محل تجربه باشد، نه محل انزوا؛ باید ظرفیت خلق و ساخت داشته باشد، نه صرفاً ظرفیت سکون. خانه‌ای که کار و زندگی را جمع کند، نمی‌تواند آپارتمان هفتاد متری باشد؛ آپارتمان، جواب مسئله‌ای بود که خود اقتصاد صنعتی خلق کرده بود: جداکردن کار از زندگی. حال که می‌خواهیم این جدایی را درمان کنیم، معماری سکونت نیز باید از نو معنا شود| دکتر سید یاسر جبرائیلی hokmran.com/post/4846/‌
هدایت شده از خبر فوری سراسری
30.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما یک جامعه محتاج تحول‌ و تشنه تغییریم... تفاوت حزب اجتماعی با احزاب متعارف در بیان حجت‌الاسلام والمسلمین مهدیزاده (رئیس شورای مرکزی حزب) فرم عضویت در حزب : https://survey.porsline.ir/s/o0KMV6o
بحران پیری جمعیت و بحران بازنشستگی که امروزه دامنگیر اکثر کشورهاست، دو پدیده مجزا نیستند؛ دو روایت از یک اختلال‌اند. اختلالی در نحوه‌ای که نظام سرمایه‌داری انسان را معنا کرده، خانواده را تعریف کرده و خانه را طراحی کرده است. اقتصاد مدرن انسان را از خانه بیرون کشید و در کارخانه مستقر کرد؛ خانواده را از کار تهی ساخت و به واحد مصرفی تبدیل نمود؛ خانه را از زمین و فضا و امکان تولید محروم کرد و به سلول‌های کوچک آپارتمانی تقلیل داد؛ و کار را از امری طبیعی، در خدمت حیات، به امری قراردادی، در خدمت بنگاه، بدل ساخت. این جدایی‌های پشت‌سرهم -جدایی کار از زندگی، جدایی خانواده از تولید و جدایی خانه از زمین- همان رشته‌های گسسته‌ای است که امروز در قالب بحران پیری و بحران بازنشستگی رخ می‌نماید. ✍ دکتر سید یاسر جبرائیلی متن کامل یادداشت؛؛ hokmran.com/post/4846/‌‌ حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
چرا حرف از «اقتصاد اسلامی» به خرج افراد متدین اما تحصیل کرده علوم انسانی غربی نمی‌رود؟ اینی که امروز در اختیار ما قرار دادند، مبتنی بر یک جهان‌بینی است غیر از جهان بینی ما. علوم انسانی مثل پزشکی نیست، مثل مهندسی نیست، مثل فیزیک نیست که جهان‌بینی و نگرش نسبت به انسان و جهان در آن تأثیر نداشته باشد؛ چرا، تأثیر دارد. شما مادی باشید، یک جور علوم انسانی تنظیم می کنید. علوم انسانی ما برخاسته‌ی از تفکرات پوزیتیویستی قرن پانزده و شانزده اروپاست. قبلا که علوم انسانی‌ای وجود نداشته است؛ آنها آمده‌اند همین اقتصاد را، همین جامعه‌شناسی را در قرن هجدهم و نوزدهم و یک خرده قبل، یک خرده بعد تدوین کردند و ارائه دادند؛ خب، این به درد ما نمیخورد. این علوم انسانی، تربیت‌شده و دانش‌آموخته‌ی خود را آنچنان بار می‌آورد که نگاهش به مسائل مبتلابه آن علم و مورد توجه آن علم - چه حالا اقتصاد باشد، چه مدیریت باشد، چه تعلیم و تربیت باشد - نگاه غیر اسلامی است. می‌بینیم همان شخص متدین در داخل دانشگاه که فرض کنید مدیریت یا اقتصاد خوانده، هرچه با او درباره‌ی مبانی دینی این مسائل حرف میزنیم، به خرجش نمیرود. نه اینکه رد میکند، نه؛ اما آنچه که شما در باب اقتصاد اسلامی با او حرف میزنید، با یافته‌های علمی او، با آن دو دو تا چهار تاهائی که او در این علم تحصیل کرده، جور در نمی‌آید| رهبر حکیم انقلاب اسلامی @syjebraily
بحران پیری جمعیت، تنها زمانی پدید می‌آید که خانواده از چرخه خلق ارزش خارج شده باشد. خانواده‌ای که تولید نکند، انگیزه‌ای برای توسعه جمعیتی ندارد. کودکی که در خانه جایی برای بازی، یادگیری و مشارکت نداشته باشد، مانعی بر سر راه فرزندآوری است؛ سالمندی که جایی برای نقش‌آفرینی ندارد، باری بر دوش فرزندان است؛ و خانه‌ای که فقط خوابگاه باشد، نمی‌تواند زندگی چندنسلی را تحمل کند. وقتی اقتصاد مردمی، تولید را به خانه بازمی‌گرداند و خانه را به زمین، خانواده دوباره به واحد زیست‌پذیر تبدیل می‌شود. فرزندآوری در چنین خانه‌ای نه یک تصمیم پرهزینه بلکه ادامه طبیعی زندگی است. اقتصاد مردمی، ریشه بحران بازنشستگی و بحران پیری را با یک حرکت واحد درمان می‌کند: با بازگرداندن تولید به خانه. خانه‌ای که زمین دارد، فضا دارد، باغچه دارد، کارگاه دارد و ابزار دارد، خانه‌ای است که می‌تواند سه نسل را در خود جمع کند. در این خانه، کار بخشی از زندگی است، نه ضد زندگی. در این خانه، سالمند همچنان سازنده است، کودک همچنان شاگرد است و درآمد از مسیرهای مختلف جاری است. اقتصاد مردمی، درمان دو بحران نیست؛ درمان یک گسست است. گسستی میان انسان و کار، میان خانواده و تولید، میان مسکن و زیست، و میان سالمندی و نقش. این اقتصاد، جهان را دوباره یکپارچه می‌کند: کار و زندگی را از دوپاره‌گی درمی‌آورد، خانه و تولید را هم‌خانه می‌سازد، سالمندی را از انفعال به نقش‌آفرینی بازمی‌گرداند و خانواده را از واحد مصرف به واحد خلق ارزش ارتقا می‌دهد. هیچ سیاست جمعیتی یا بازنشستگی‌ای بدون بازگرداندن تولید به خانه اصلاح نمی‌شود، همان‌گونه که هیچ خانه‌ای بدون زمین، بدون فضا، بدون امکان خلق، خانه نیست. اقتصاد مردمی یعنی بازگرداندن جهان اجتماعی به جایی که باید باشد. خانه به زمین، انسان به آفرینش، سالمند به نقش، خانواده به کارکرد طبیعی و جامعه به توازن. در این بازگشت است که بحران پیری فرو می‌نشیند و بحران بازنشستگی پایان می‌یابد، زیرا دیگر هیچ‌کس از چرخه خلق ارزش بیرون نمی‌افتد و هیچ نسلی از دیگری جدا نمی‌شود. https://hokmran.com/post/4846/
هدایت شده از حکمران
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 دکتر سیدیاسر جبرائیلی دبیر کل حزب تمدن نوین اسلامی: سرمنشا مصائب مردم، چینش سیاسی کشور است. حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌علمِ خائن همیشه در انفجار اتمی متجلی نمی‌شود؛ گاهی آرام، بی‌صدا، در سطرهای یک مقاله اقتصادی نفس می‌کشد. خیانتش نه آنی و انفجاری، بلکه تدریجی و ساختاری است. علم، اگر از انسانیت جدا شود، حتی وقتی فرمول‌بردار است، خون‌ریز می‌شود. @syjebraily
‌پیری جمعیت، تنها عدد بزرگی از افراد بالای ۶۵ سال نیست؛ حاصل فرسایش چرخه‌های چندنسلی است. بازنشستگی، تنها کمبود منابع صندوق‌ها نیست؛ محصول بیرون‌راندن انسان از چرخه ارزش‌آفرینی پس از سنی معین است. این دو بحران، دو زاویه‌ دید یک حقیقت واحدند: حقیقت این‌که انسان، خانواده و مسکن از بستر طبیعی خویش بیرون رانده شده‌اند. اقتصاد مردمی تلاشی است برای بازگرداندن جهان اجتماعی به شکل طبیعی خود. در این نظریه، انسان دوباره فاعل تولید است نه قطعه‌ای از ماشین؛ خانواده واحد خلق ارزش است نه سلول مصرف؛ خانه زمین زندگی است نه آپارتمان خوابگاهی؛ و کار امتداد زیست است نه جدایی از زیست. اقتصاد مردمی با این چهار بازتعریف، نه‌تنها ساختار اقتصادی را تغییر می‌دهد، بلکه ریشه بحران‌های جمعیتی و بازنشستگی را نیز هدف می‌گیرد. بیائید مفهوم خانه را از نو بفهمیم. خانه در تمدن صنعتی، جایی است که بیرون از رگ‌های تولید قرار دارد. خانه، آخرین ایستگاه روز، لحظه مصرف و خواب است. اما خانه در اقتصاد مردمی، سرآغاز زنجیره ارزش است، جایی که زندگی و کار دوباره بر هم منطبق می‌شوند و انسان در همان جایی که می‌زید، می‌آفریند. خانه، درک تازه‌ای از فضا به ما می‌دهد: خانه‌ باید زمین داشته باشد، نه فقط سقف؛ باید ساحت داشته باشد، نه فقط دیوار؛ باید محل تجربه باشد، نه محل انزوا؛ باید ظرفیت خلق و ساخت داشته باشد، نه صرفاً ظرفیت سکون. خانه‌ای که کار و زندگی را جمع کند، نمی‌تواند آپارتمان هفتاد متری باشد؛ آپارتمان، جواب مسئله‌ای بود که خود اقتصاد صنعتی خلق کرده بود: جداکردن کار از زندگی. حال که می‌خواهیم این جدایی را درمان کنیم، معماری سکونت نیز باید از نو معنا شود| دکتر سید یاسر جبرائیلی hokmran.com/post/4846/‌
‌در سال‌های اخیر، برخی پیشنهاد کرده‌اند که برای اصلاح ساختار حکمرانی باید مدارس حکمرانی یا آکادمی‌های تخصصی ایجاد کرد که در آن افراد برگزیده و نخبه مهارت‌های مدیریتی را بیاموزند و پس از طی آموزش‌های لازم، برای تصدی مناصب مهم آماده شوند. گرچه آموزش تخصصی امری ضروری است، اما منطق چنین مدارسی غالباً بر «تفکیک مردم از ساختار قدرت» و «فنون اداره‌کردن مردم» استوار است، نه بر مشارکت مردم در اداره خود. در این الگو، جامعه به دو لایه تقسیم می‌شود: طبقه‌ای که کشور را می‌فهمد و می‌گرداند، و طبقه‌ای که تابع و محکوم تصمیمات است. این تقسیم‌بندی با حقیقت مردم‌سالاری دینی که بر امت‌سازی و مشارکت عمومی استوار است، تعارض ماهوی دارد. یک نظام مبتنی بر مردم‌سالاری دینی نمی‌تواند با منطق تکنوکراسی اداره شود؛ زیرا تکنوکراسی مدیریت را یک رشته تخصصی بی‌طرف می‌داند که فاقد غایت معنوی است. در حالی که در اندیشه اسلامی، مدیریت عمومی بخشی از سلوک الهی انسان است. یک مدیر اجرایی یا قانون‌گذار در نظام اسلامی تنها مجری قوانین نیست؛ بلکه متعهد به اقامه عدالت و فراهم کردن زمینه رشد معنوی و مادی جامعه است. چنین شأنی نه صرفاً با آموزش تکنیک‌های مدیریت، بلکه با پرورش انسان‌هایی حاصل می‌شود که دارای ایمان، معرفت، عقلانیت اجتماعی، مسئولیت‌پذیری تمدنی و توان تحلیل راهبردی باشند. از این رو، پاسخ اسلامی به ضرورت تربیت مدیران آینده، ایجاد یک «نهاد عمومی-اجتماعی» است که بتواند به جای طبقه‌سازی مدیریتی، ملت را در مقام مشارکت‌کننده و سازنده وارد فرآیند حکمرانی کند. این نهاد همان «حزب اسلامی» است؛ اما نه حزبی از نوع غربی که فقط در رقابت‌های انتخاباتی فعال است، بلکه حزبی که ماهیت آن تربیتی-تمدنی است. چنین حزبی مدرسه عمومی حکمرانی است؛ یعنی فضایی که در آن مردم با اندیشه و گفتمان مواجه می‌شوند، مهارت مشارکت و مدیریت را می‌آموزند، استعدادهای خود را شکوفا می‌کنند و به تدریج آماده ورود به ساختارهای اجرایی، تقنینی، قضایی و مدیریت اجتماعی کشور می‌شوند. hokmran.com/post/4852/‌