eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
72.7هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
96 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حکمران
در حاشیه همایش «عدالت، معیشت، ایران» از کتاب «عدالت به مثابه امکان» نوشته دکتر سید یاسر جبرائیلی رونمایی شد حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
سپاه، ضدتروریستی‌ترین نهاد نظامی در جهان است. @syjebraily
مواجهه و مقابله در جناح حق، به پایداری و هوشیاری و مقاومت و همان «از منیت خارج شدن»ی که امام همیشه میگفتند، احتیاج دارد. باید مجموعه قابل توجهی از انسانها در جامعه انقلابی و حق باشد، که این زر و زیورهای دنیوی برایش ارزشی نداشته باشد. اگر ما این مجموعه را داشته باشیم، با تحمل مشاق، پیشرفت قطعی است| رهبر حکیم انقلاب اسلامی @syjebraily
من با تمام قوّت قلب و به فضل پروردگار و با اتکاء به حول و قوّه الهی، از بن دندان اعتقادم این است که اگر امریکا تمام نیروهایش را برای ضربه زدن به این انقلاب بسیج کند، نخواهد توانست هیچ غلطی بکند. تلاش میکنند، زحمت میکشند، میخواهند کارهایی بکنند؛ اما اوج غرورشان، نقطه ضعفشان است| رهبر حکیم انقلاب اسلامی @syjebraily
بیانیه میرحسین موسوی بار دیگر ثابت کرد که در سال ۸۸ انتخابات بهانه بود، اصل نظام نشانه بود. در هیچ حکومتی، با کودتاچی مماشاتی نمی‌شود که جمهوری اسلامی با او و همدستانش کرد. @syjebraily
‌سردار عزیز، برادر ارجمند، یادگار شهدا، توصیه شده علما، جناب آقای دکتر قالیباف رئیس محترم مجلس شورای اسلامی فرموده‌اند کالاهایی که به ارز ترجیحی ارتباطی ندارند، نباید گران شوند. از محضر ایشان تمنا داریم عنایت کرده اگر صلاح می‌دانند به این نکات توجه فرمایند؛ ۱- صرفا ارز ترجیحی افزایش نیافته و نرخ ارز رسمی کشور (نیمای سابق و مرکز مبادله فعلی) ظرف یک سال از ۴۰ هزار تومان به ۱۳۰ هزار تومان افزایش یافته است). ۲- در اقتصاد دلاری شده ایران، هیچ کالایی نیست که به ارز مرتبط نباشد؛ به جز حقوق و دستمزد کارگر و کارمند که ریالی تعیین می‌شود. ۳- حضرتعالی نمی‌توانید از بسته «اقتصاد آزاد»، صرفا «نرخ ارز آزاد» را انتخاب بفرمائید و به باقی اقتصاد «دستور بدهید» که آزادی در تعیین قیمت‌ها را کنار بگذارند و از دستورات شما تبعیت کنند. ۴- کلیه مواد اولیه ایرانی با فرمول «قیمت جهانی×نرخ ارز» برای فروش به داخل تعیین می‌شود. با بالا رفتن نرخ ارز، این مواد اولیه نیز گران می‌شود. سیاست «جهانی‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها در ابتدای زنجیره» و «قیمت‌گذاری دستوری در انتهای زنجیره»، جنگ با تولیدکنندگان و یاری خام‌فروشان است. ۵- اقتصاد ایران بالای ۱۰۰ میلیارد دلار خرید ارزی از داخل و خارج دارد. حضرتعالی به اتفاق دولت وفاق با پروژه مضحک «کالابرگ یک میلیون تومانی» صرفا افزایش قیمت ۸ میلیارد دلار از این ۱۰۰ میلیارد دلار را جبران کرده‌اید. کالاهایی به ارزش بالغ بر ۹۰ میلیارد دلار، سال گذشته با دلار ۴۰ هزار تومان به دست مردم می‌رسید و امروز با دلار ۱۳۰ هزار تومان. کالابرگ این ۹۰ میلیارد دلار را چرا نمی‌دهید؟ ۶- اگر صلاح می‌دانید، اندر ارتباط میان نسخه‌های اقتصادی آمریکا در نظام کارشناسی، مهره‌های تربیت‌شده آمریکا در نظام مدیریتی، عوامل اغتشاشگر آمریکا در میدان و تهدید نظامی آمریکا دقایقی تامل بفرمائید. ۷- در قضیه سیسمونی و باقی حواشی زندگی شخصی و خانوادگی حضرتعالی که توسط سایبری‌هایی که از قضا در سیاست‌های اقتصادی همسو با شما هستند، اینجانب نه تنها علیه شما موضعی نگرفتم، بلکه نظر مشورتی هم برای خواباندن غائله به حضرتعالی دادم(که البته مسیر دیگری را رفتید). برخلاف کسانی که دعوایشان با شما بر سر قدرت است و هیچ تفاوتی با شما در نحوه استفاده از قدرت ندارند و مسائل شخصی را دستاویز به زیر کشیدن شما از کرسی قدرت می‌کنند، ما هیچ مشکل شخصی با شما نداریم. قدرت هم الی الابد ازآن شما. از این مسیر غلطی که در پیش گرفته‌اید و نتایج آن هم پیش چشم شماست، عبرت بگیرید و برگردید، ما تعهد می‌دهیم برای باقی ماندن شما در کرسی فعلی و تصرف کرسی‌های بعدی کمک کنیم و خودمان هم به زندگی شخصی و علمی‌مان برسیم. والسلام! @syjebraily
هدایت شده از حکمران
دکتر سید یاسر جبرائیلی را مسلط به حوزه کاری و مطالعاتی خویش، صاحب بینش و گشودگی، دردمند و دغدغه‌مند و فردی عدالت‌طلب و با اراده‌ای پرشور برای پرداختن به یکی از مهم‌ترین بحران‌های جامعه، یعنی «عدالتِ گم‌شده»، یافتم؛ همان آرمانی که انگیزه توده‌های عظیم، به‌خصوص پابرهنگان و محرومان، برای پیوستن به رویداد انقلاب ایران بود و بسیاری از آنان کماکان فداکارانه بار سنگین انقلاب را با جان‌برکفی‌ها، ایثارها، فداکاری‌ها، رشادت‌ها و شهادت‌هایشان به دوش می‌کشند و کماکان چشم‌انتظار تحقق عدالت موعودند. این اثر (عدالت به مثابه امکان) به دلیل دوری آشکارش از متافیزیک و اومانیسم غربی و تکیه‌اش بر خرد دینی و معنوی ایرانی، می‌تواند افق تازه‌ای را برای گفتمان انقلاب و حاکمیت ایران، که به‌شدت از فقدان تئوری رنج می‌برند، ایجاد نماید و بدین ترتیب، خط مشی‌ای را برای خروج جامعه ایران از بسیاری از بحران‌های اقتصادی ترسیم، یا لااقل ایده‌هایی را برای بحث و گفت‌وگو در میان صاحب‌نظران اقتصادی مطرح کند. ✍ دکتر بیژن عبدالکریمی (از مقدمه عدالت به مثابه امکان) کتاب را از اینجا تهیه کنید حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
آیا جنگ خواهد شد؟ این پرسش را باید با منطق عریان قدرت پاسخ داد. در سیاست جهانی، نیت‌ها اهمیت ثانویه دارند؛ آنچه تعیین‌کننده است، نسبت هدف با ابزار و هزینه است. اگر هدف، صرفاً مهار یا تغییر رفتار جزئی بود، فشار سیاسی و تهدید نظامی کفایت می‌کرد؛ اما وقتی هدف، تغییر رفتار بنیادی یا تغییر یک نظام سیاسی است، تاریخ نشان می‌دهد مسیرها محدود و بی‌رحمانه‌اند. تحریم، محاصره اقتصادی، عملیات روانی، حذف نخبگان سیاسی-نظامی و بمباران راهبردی، همه مقدمه‌اند؛ هیچ‌کدام به‌تنهایی پایان‌بخش نیستند. نظام سیاسی را نمی‌توان از آسمان سرنگون کرد. بمب می‌تواند پل را ویران کند، نیروگاه را از کار بیندازد، شهر را زخمی کند، اما قدرت سیاسی را بدون تصرف زمین نمی‌توان جابه‌جا کرد. نیروی زمینی، عنصر تعیین‌کننده هر جنگی است که هدفش تغییر نظام سیاسی باشد. از همین روست که سیاست تحریم، با همه خشونت پنهانش، در تاریخ به ندرت به تغییر نظام انجامیده است. تحریم می‌فرساید، خسته می‌کند، هزینه می‌سازد، اما الزاماً نمی‌شکند. جامعه یاد می‌گیرد با فشار زندگی کند و دولت یاد می‌گیرد با فشار کار کند. آنچه تحریم را خطرناک می‌کند، نه قدرت اقتصادی آن، بلکه امیدی است که به شکاف اجتماعی می‌بندد. شرط موفقیت تحریم، فروپاشی پیوند مردم و حاکمیت است؛ و این شرط، نه خودکار محقق می‌شود و نه تضمین‌پذیر است، به‌ویژه در جهانی که دیگر تک‌قطبی نیست. تغییر نظم بین‌الملل، تحریم را از یک ابزار قاطع به ابزاری پرهزینه و کم‌اثر تبدیل کرده است. وقتی قدرت‌های بزرگ حاضر نیستند در یک اجماع واقعی علیه ایران بایستند، فشار اقتصادی به سقف اثرگذاری خود می‌رسد و همان‌جا متوقف می‌شود. تجربه عملیات‌های نظامی محدود و سیاست‌های موسوم به «قطع سر» (Decapitation) نیز همین را می‌گوید. ضربه زدن به فرماندهی، ایجاد شوک امنیتی، یا بمباران راهبردی، می‌تواند صحنه را متلاطم کند، اما نمی‌تواند نظام سیاسی را جایگزین کند. این اقدامات، بیشتر برای مدیریت بحران و ارسال پیام‌اند تا تحقق هدف نهایی. اگر این ابزارها کارساز بودند، قرن بیستم و بیست‌ویکم باید پر از نظام‌هایی می‌بود که با حمله هوایی تغییر کرده‌اند؛ حال آنکه تاریخ، روایت دیگری دارد. پس اگر هدف واقعی، تغییر نظام سیاسی ایران باشد، تنها مسیر مؤثر، جنگی تمام‌عیار است که نیروی زمینی در آن تعیین‌کننده باشد؛ و دقیقاً همین‌جاست که معادله به بن‌بست می‌رسد. ایران، نه از نظر جغرافیا، نه جمعیت، نه عمق راهبردی و نه پیامدهای منطقه‌ای، قابل قیاس با اهدافی نیست که پیش‌تر با نیروی زمینی مورد تهاجم قرار گرفته‌اند. ورود نیروی زمینی به ایران، یعنی جنگی طولانی، پرهزینه، غیرقابل پیش‌بینی و با تبعات منطقه‌ای و جهانی. چنین جنگی، نه تنها تضمین پیروزی ندارد، بلکه تضمین فرسایش مهاجم را دارد. آمریکا این واقعیت را می‌داند و به همین دلیل، از گزینه‌ای که پایانش معلوم نیست، پرهیز می‌کند. در چنین وضعی، راهبرد جایگزین روشن می‌شود: اگر زمین از بیرون قابل تصرف نیست، باید قدرت تصرف از درون ساخته شود. امید اصلی، نه به لشکر خارجی، بلکه به نیروی زمینی‌ای است که در داخل شکل بگیرد؛ نیرویی که از نارضایتی اقتصادی، نابرابری و فرسایش اعتماد اجتماعی تغذیه کند. فشار معیشتی، به‌عنوان مؤثرترین ابزار، به کار گرفته می‌شود تا شکاف اجتماعی تعمیق شود و پیوند دولت و جامعه تضعیف گردد. در کنار آن، تلاش می‌شود تصویری از یک آلترناتیو سیاسی تطهیر و تبلیغ شود تا اگر شکاف به نقطه بحران رسید، خلأ قدرت بی‌پاسخ نماند. با این همه، جز پروژه ناراضی‌سازی از مسیر معیشت‌سوزی و نابرابری‌سازی، سایر اجزای این راهبرد توفیق جدی نیافته‌اند. از این منظر، پاسخ به پرسش احتمال جنگ روشن‌تر می‌شود. جنگ تعیین‌کننده‌ای که هدفش تغییر نظام سیاسی باشد، به دلیل فقدان ابزار اصلی‌اش، یعنی نیروی زمینی بیرونی، بعید است. اما این به معنای پایان تهدید نیست. برخوردهای محدود، عملیات‌های نقطه‌ای، جنگ سایبری، فشار امنیتی و تنش‌های کنترل‌شده، همچنان محتمل‌اند، زیرا این‌ها ابزارهایی‌اند که بدون ورود به باتلاق زمین، هزینه ایجاد می‌کنند. در نهایت، میدان اصلی این تقابل، نه آسمان است و نه مرزها؛ اقتصاد و سیاست داخلی است. اگر هدف طرف مقابل، ساختن نیروی زمینی از دل نارضایتی است، خنثی‌سازی آن نیز فقط از همین مسیر ممکن است. یک گام تا عبور از این مرحله باقی مانده و آن، بیرون راندن سفیران آمریکا از اقتصاد، کنار گذاشتن سیاست‌هایی که نابرابری می‌سازند و جامعه را می‌سوزانند، و بازگشت صریح و بی‌تعارف به قانون اساسی است. هرچه این پیوند ترمیم شود، جنگ بزرگ ناممکن‌تر می‌شود و تهدید بیرونی، ناچار به عقب‌نشینی از هدف نهایی خود خواهد شد. @syjebraily
انسداد تنگه هرمز، به معنی استقرار یک خط نبرد رسمی و متعارف در این تنگه نیست. تیرهای غیبی، مین‌های سرگردان، پهپادهای دریایی (Sea Drones) و... برای انسداد گزینشی این تنگه کفایت می‌کند. @syjebraily
نقد شورای نگهبان یا اعلام وفاداری به دموکراسی آمریکایی؟ حسن روحانی گفته است: «چرا مردم پای صندوق نمی‌آیند؛ چون ۳ نفر را مشخص می‌کنیم و می‌گوییم همین است! خدا کند که این کار مهندسی انتخابات نباشد. باید یک انتخابات پررونق داشته باشیم؛ دور قبل فقط ۳۹ درصد شرکت کردند؛ این اعتراض و صدای علنی مردم است». این سخنان، اگر در خلأ شنیده شود، ممکن است به‌ظاهر رنگ دلسوزی برای مشارکت سیاسی و دغدغه جمهوریت به خود بگیرد؛ اما سیاست را نه با جمله‌ها، که با نسبت‌ها باید فهمید. کنار هم قرار دادن این اظهارات با مواضع رسمی مقامات آمریکایی، تحلیل‌های اندیشکده‌های غربی و روایت‌هایی که در ماه‌های اخیر از «بحران مشروعیت» در ایران ساخته می‌شود، تصویری روشن‌تر پیش چشم می‌گذارد: تلاشی حساب‌شده برای معرفی یک «آلترناتیو داخلی» به غرب؛ آلترناتیوی که هم زبان نظام را می‌داند و هم می‌کوشد خود را ترجمان خواست بیرونی نشان دهد. مسئله صرفاً نقد یک سازوکار حقوقی یا گلایه از کاهش مشارکت نیست؛ مسئله، جای ایستادن منتقد است. حسن روحانی، که خود محصول مستقیم مکانیسم شورای نگهبان و برآمده از همان نظم حقوقی است، اکنون علیه همان مکانیسم می‌شورد؛ نه از موضع اصلاح درون‌زا، بلکه از جایگاهی که بیش از آن‌که با مردم سخن بگوید، برای مخاطبان بیرونی کُد ارسال می‌کند. این چرخش، بیش از هر چیز، اعلام وفاداری علنی به قرائتی از «دموکراسی» است که معیارهایش نه از متن انقلاب اسلامی، که از نسخه‌های آمریکایی و اتاق‌های فکر آن سوی آب‌ها استخراج می‌شود. هم حسن روحانی بداند و هم مخاطبان غربی پیام‌هایش: جمهوری اسلامی بر پایه یک تصادف تاریخی بنا نشده که با چند بیانیه و چند تحلیل فرو بریزد. این نظام، محصول اراده ملتی است که هزینه استقلال را آگاهانه پرداخته و همچون کوه ایستاده است. به یاری خدای متعال، بر همه دشمنانش غلبه کرده و خواهد کرد. مردم ایران در بهمن ۵۷ به آقایی آمریکا در این سرزمین پایان دادند؛ نه صرفاً به یک شاه، که به یک نسبت سلطه. از آن روز، هر مرتجعی که رویای احیای سیادت آمریکا بر ایران را در سر بپروراند، نزد ملت آزاد و مستقل ایران، منفور است؛ حتی اگر این رویا را در لفافه صندوق رأی، مشارکت سیاسی و دموکراسی بسته‌بندی کند. رهبر انقلاب با نگاهی عمیق و راهبردی فرمودند: «انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست». این جمله، خط تمایز روشنی میان اصلاح و استحاله کشیده است؛ میان نقد از موضع درون و اعتراض از جایگاه بیرون. انقلاب خطا را می‌پذیرد، اما نسخه دشمن را نه. جریان انقلابی، برخلاف آن‌چه به ناروا القا می‌شود، جدی‌ترین و صریح‌ترین منتقد وضع موجود است؛ به‌ویژه در حوزه اقتصاد. ما برای بزک‌کردن وضعیت یا توجیه ناکارآمدی‌ها نیامده‌ایم. برعکس، باور داریم ریشه بخش بزرگی از رنج اقتصادی مردم، در حاکمیت نسخه‌های آمریکایی بر نظام کارشناسی کشور و در انتصاب مدیرانی است که ذهن و تربیت‌شان در همان دستگاه فکری شکل گرفته است. این نسخه‌ها، اقتصاد ایران را نه به سوی عدالت، که به سمت الیگارشی، رانت، وابستگی و تضعیف پول ملی سوق داده‌اند. ما یقین داریم با کنار گذاشتن این الگوهای تحمیلی، با قطع نفوذ فکری آمریکا از اقتصاد ایران و با اخراج «سفیران آمریکا» از ساختار تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری اقتصادی، بخش عمده‌ای از مصائب معیشتی مردم قابل رفع است. راه نجات، نه در تکرار تجربه‌های شکست‌خورده، که در بازگشت شجاعانه به عقلانیت انقلابی و اتکای واقعی به توان ملی است. چه زیبا فرمود خمینی کبیر(ره) که: «ما از شر رضاخان و محمدرضا خلاص شدیم، لکن از شر تربیت‌یافتگان غرب و شرق به این زودی‌ها نجات نخواهیم یافت». این سخن، امروز بیش از هر زمان دیگری زنده است؛ هشداری درباره خطری که لباس مدرن می‌پوشد، با زبان اصلاح سخن می‌گوید، اما در نهایت، همان نسبت سلطه را بازتولید می‌کند. اماما! با تو عهد می‌بندیم که این هشدار را فراموش نکنیم؛ که لحظه‌ای از تلاش برای این نجات دست نکشیم؛ که نه فریب تهدید را بخوریم و نه شیفته لبخند دشمن شویم؛ و تا آخر، بر سر استقلال، عدالت و کرامت این ملت بایستیم. @syjebraily
هدایت شده از حکمران
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌💢ما سالانه ۹۵ میلیارد دلار خرید ارزی(غیر از نهاده، دارو و کالاهای اساسی) داریم، ۵۵ میلیارد دلار از خارج و ۴۰ میلیارد از بورس کالای داخل. طی فقط یکسال با افزایش نرخ ارز رسمی، از جیب هر ایرانی ۱۰۰ میلیون تومان برداشتند و ۱۲ میلیون تومان کالابرگ(صدقه) دادند رانت و فساد واقعی اینجاست! 🎙دکتر سیدیاسر جبرائیلی حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
هدایت شده از حکمران
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 ‌فلسفۀ همایش «عدالت معیشت ایران» این است که نشان دهد صدای معتبر و مخالف با سیاست‌های اقتصادی دولت و مجلس وجود دارد که می‌گوید نباید با افزایش نرخ ارز، درآمدهای ریالی ملت را بی‌ارزش کنید. 🔹ما نه ارز ترجیحی می‌خواهیم، نه یارانه، نه کالابرگ، ما ارزش از دست رفتۀ پول ملی خود را می‌خواهیم. حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline