MiKaeil's system
دوره کارورزیم ، سرپرستم یه مرد تقریبا میانسال بود و وقتی حرف دانشگاه درس میشد ، سریع شروع میکرد سخنر
اولاش برام یجور ادم موفق به حساب اومد و تحسینش کردم
ولی دیدم همه این حرفاش درحالی بود که هیچی نمیفهمید ، هیچ اطلاعات و دانش خاصی نداشت
و قشنگ معلوم بود واقعا مدرکشو از دوقوز اباد گرفته
امشب شب تاریکیه
به طرز عجیبی ماهی که همیشه نورش از پنجره کنار تخت میخورد تو صورتم ، خودشو مخفی کرده
شوهر عمم داشت تعریف میکرد که راهزنا قبلا به گروهشون حمله کرده بود
گفت نصفمونو کشتن بقیه ام ت**وز شد بهشون؛یکم مکث کرد گفت البته منو کشتن
قبل از نگاه کردن به انیمش یا خوندن وبتونش
آدم به معنی اسمش اصلا دقت نمیکنه
ولی وقتی میبینی داستان چیه ، میفهمی چقدر این داستان روانشناسی قوی داره و چقدر زندگی روزمره خیلی از ماهارو نشون میده
به شخصه منتظر یه همچین چیزی بودم
و پیداش نمیکردم ، درواقع امیدی نداشتم که پیداش کنم
دنیای فیلم و سریال ، انیمه وبتون ما الان به شدت افت کرده و شده پر از کلیشه های چندش اور