ببینین من یه دختر ۱۸سالم ینی اسفند میرم تو۱۸ تا حالا همیشه درگیر درس و این جور چیزا بودمو به کنکور فکر می کردم همیشه معدلمبالای ۱۹٫۵بوده تو رده شاگردای ممتاز مدرسه امسال تابستون یه اتفاقی برام افتاد با یکی از دوستای بابام رفت و آمد خانوادگی پیدا کردیم و تومرداد برای اولین بار دعوتمون کردن خونشون ما هم رفتیم اونا هم یه پسر دارن که تقریبا یه سال ازم بزرگتره بعد اون دیدار دیدم یه روز توروبیکا فالومکرد و اومدپیوی و حرف و اینا منبهش رو نمیدادم و درکل خدایی دختر مغروریم حالا باز هم حرف میزد حالا از اونورم ما یه روز اونا رو دعوتنکردیم و این رفت وامد ادامه داشت تو اول مهر بهم پیشنهاد داد منم قبول کردم واقعا نمیدونم چرا اما ازش خوشم اومده بود بعدا عاشقش شدم😔اونم میدونم دوسم داست چون از طرز رفتار وحتی نگاهاش معلومبود یه ماه پیش رفت سربازی اموزشی الان چندروزه برگشته فردا برمیگرده فرستادنش برای اصفهاناما تو این چندروزی که برگشته بود یه جوری بود اخلاقش نسبت به قبل حس میکردم یه کم سرد شده دیشب ازم یه عکسای بد خواست😔😭نمیدونماونکه منو میشناسه چجوری تونسته همچین چیزی ازم بخواد منم رد کردم الانم کات کردیم کلا بلاکش کردم بعضی از دوستام میگن کاری خوبی کردی اون هوس بازه دوست نداره و بعضی ها هم میگن این یه بهونه بوده میدونسته تو همچین کاری نمیکنی میخواسته جدا شه نمیدونم چی بگم فقط میدونم دارم دیوونه میشم از دلتنگی وفکر و خاطره هایش حتی بوی عطر و رنگ و لباسام وحرفاشو تیکه کلاماش همه چی منو یادش میندازه ...
ببخشید طولانی شد فقط لطفا یکمبهم مشاوره بدید و راهنمایی کنید😞🙏🙏
#سارا هستم از اذربایجان غربی
جهاد زن خوب شوهر داری کردن است.(امام علی ع)
#سوال
اول سرچ بعد سوال
┄┅┅❅🟤🟢🔴🟣❅┅┅┄
@t_banooo