لَطیف-
انتظار فرج از نیمهخرداد کشم...
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
لَطیف-
از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل مارندی نیست
که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
لَطیف-
داد و بیداد که در محفل مارندی نیست که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
لَطیف-
شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری
بار هجران و وصالت بدل شاد کشم
لَطیف-
عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری بار هجران و وصالت بدل شاد کشم
مردم از زندگی بیتو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
لَطیف-
مردم از زندگی بیتو که با من هستی طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم...