ساعتم حدود دوماه پیش تو مدرسه وقتی که برای تست انعطاف از دستم درآورده بودمش،رو سکوهای حیاط گم شد.و امروز، تو جیب بقل کولهام پیداش کردم.یکی نیست به اون نامحترم بگه وقتی عذاب وجدان میگیری،چرا از مردم وسیله بلند میکنی.
دقیقا همون لحظه ای که تو اوج سر و صدا و شلوغ پلوغی های دورت، انقدر خسته و غرق فکری که این صدای عقربه های ساعتته که اذیتت میکنه نه شلوغیهای دور و برت.