هدایت شده از لَطیف-
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پلکی زدیم و محرم تمام شد
برسان اربعین این گدا را کربلا. . . 💔
هرجا که به پرچمش نگاه تو افتاد، حرم رقیهست...
یه روایتی از امام صادق هست که روزی دست یکی از شاگردانشون گردو میذارن
بعد این میره پیش شاگردای دیگه بعضیا میگن اگر آقا تو دستت چیزی گذاشته پس حتما جواهری طلایی چیزیه
یه عده میگن نه هیچی توش نیست
طرف نه از غلو و بزرگنمایی اونا غرور میگیردش
نه از کم گرفتن اونا ناراحت میشه
میخواد بگه اگر مطمئن باشی خدا چی تو دستت میذاره دیگ تحت تاثیر جمع نیستی
مثلا ابر ماه آبی. به تاریخ 8شهریور ماه هزار و چهارصد. ساعت20 و 39 دقیقه به وقت محلی عراق. عمود165
پ.ن:من،همه جا به فکر تو.
#photography
هدایت شده از -فٰارِج⁴¹⁷!
اهلِ این حوالی...
شبیه گرد و غباری که روی قالی بود
اگرچه دور، ولی اهل این حوالی بود
نطنز یا که نیاسر حوالی کاشان
میان صحبتش او گفت اردهالی بود
دلش اگرچه به امید صبح میخندید
شبیه شیشه و کاشیِ شب سفالی بود
شبیه آینههایی که سهمشان دوریست
کمی غبار گرفته کمی زغالی بود
تو را که دید لبش ناگهان تبسم کرد
اگرچه سخت پریشان و لاابالی بود
مسیر دور کمی خسته کرده بود او را
ولی به لطفِ نگاهِ تو حالش عالی بود
ببخش رسم ادب را به جا نیاورده
ببخش حضرت سلطان که دست خالی بود
«رواق منظر چشم من آشیانهی توست»
میانِ همهمههای حرم چه فالی بود
کسی که گوشهی صحنت شبی فدایت شد
اگرچه دور ولی اهلِ این حوالی بود!
#زاهِر