eitaa logo
لَطیف-
113 دنبال‌کننده
451 عکس
199 ویدیو
5 فایل
. شاید فقط دوست داشتن است که توضیحی نمی‌خواهد... . https://daigo.ir/secret/81234449637
مشاهده در ایتا
دانلود
یه روایتی از امام صادق هست که روزی دست یکی از شاگردانشون گردو میذارن بعد این میره پیش شاگردای دیگه بعضیا میگن اگر آقا تو دستت چیزی گذاشته پس حتما جواهری طلایی چیزیه یه عده میگن نه هیچی توش نیست طرف نه از غلو و بزرگنمایی اونا غرور میگیردش نه از کم گرفتن اونا ناراحت میشه میخواد بگه اگر مطمئن باشی خدا چی تو دستت میذاره دیگ تحت تاثیر جمع نیستی
منی که نام شراب از کتاب میشستم زمانه کاتب دکان می فروشم کرد...
مثلا ابر ماه آبی. به تاریخ 8شهریور ماه هزار و چهارصد. ساعت20 و 39 دقیقه به وقت محلی عراق. عمود165 پ.ن:من،همه جا به فکر تو.
من هنوز تو هزار و چهارصد گیر کردم بچه ها:))) شما بخونید هزار و چهارصد و دو
_
هدایت شده از -فٰارِج⁴¹⁷!
اهلِ این حوالی... شبیه گرد و غباری که روی قالی بود اگرچه دور، ولی اهل این حوالی بود نطنز یا که نیاسر حوالی کاشان میان صحبتش او گفت اردهالی بود دلش اگرچه به امید صبح می‌خندید شبیه شیشه و کاشیِ شب سفالی بود شبیه آینه‌هایی که سهمشان دوریست کمی غبار گرفته کمی زغالی بود تو را که دید لبش ناگهان تبسم کرد اگرچه سخت پریشان و لاابالی بود مسیر دور کمی خسته کرده بود او را ولی به لطفِ نگاهِ تو حالش عالی بود ببخش رسم ادب را به جا نیاورده ببخش حضرت سلطان که دست خالی بود «رواق منظر چشم من آشیانه‌ی توست» میانِ همهمه‌های حرم چه فالی بود کسی که گوشه‌ی صحنت شبی فدایت شد اگرچه دور ولی اهلِ این حوالی بود!
کاروان اسرا به سمت کربلا...