#روایت_یک_مسافر
#بهشتی_بنام_طبس
#با_مردمش_رفاقت_نکنید!
سلام و درود فراوان
تشکر که این قدر مهربان و به یاد و بزرگوارید.
باید یک تشکر و تبریک دیگر هم تقدیم تان نمایم.
چند روز پیش که از زیارت حضرت شاه چراغ برادر نازنین و امین ولی نعمت اعظم مان و امام مهربان و مهربانی ها حضرت رضا علیه السلام برمی گشتیم؛ در مسیر؛ الزاما برای رفع خستگی در شهری استراحت نمودیم که بسیار گرم و سرشار از محبت و دلهای سخاوتمند و میهمان نواز می نمود.
آفتابش گویا روشن تر و درخشان تر به نظر می رسید.
خداوند بدیع و جمیل؛ انگار به این آب و خاک؛ برکاتی دیگر عطا فرموده بود.
نخل و خرمای بابرکت و مرکبات ناب و سبزی مطلوب و …. مردمانش تشنه ی دعوت رهگذر و «ابن السبیل» جهت پذیرایی و ادای حق بودند؛ نشانی راه را با شوق می نمودند.
«کریمی» که بعد فهمیدیم در این شهر، دارای شوکت و مقامی هستند؛ و از نزدیک شاهد خرید مقداری خرمایمان بودند؛ بدون شناخت قبلی و از سر مهر؛ با گرمی و محبت؛ نشانی مرکز خرماهای متنوع و قیمت مناسب را عنایت و تلفنی؛ با فروشنده نیز جهت ارائه ی محصول بهتر و تخفیف لازم مرحمت و دعوت به ادامهی حضور و تداوم اقامت و پذیرایی می فرمودند!…
چه فضای بهشتی یی؟! اصلا احساس غربت نمی شد و تعجب از تمرکز این همه لطف و رحمت و خیر و برکت؛ شگرف بود.
فروشنده صادقانه می گفت: این کالایم؛ به درد شما نمی خورد و مرغوب نیست؛بروید از آن فروشگاه بخرید که جنس بهتری دارد!؟…
مهربانویم؛ از بانویی که با دختر بیمارش برای درمان و خرید آذوقه به خیابان آمده رو به رو شده و از کیفیت سبزی های موجود و نشانی دکانی مورد اعتماد پرسیده بودند؛ چنان مهربانانه پاسخ و راهنمایی نموده بودند که شرمندهی احسان و کرامت خویش می فرمودند.
تازه؛ به این مقدار هم قناعت نداشته و دو بسته گل خوش بو و عطرآگین «نرگس» و مقداری سبزی آماده ی فریز شده را هم هدیه و مصرا برای پذیرایی به منزل خویش فرا می خواندند!!!
خدایا؛ این جا کجاست؟ در زمانی که همسایه از همسایه خبر ندارد و سلام را پاسخی نیست !؟…* خدا را شکر بابت انسانیتی که هنوز زنده است.
بزرگواری یی که هنوز مایه ی تداوم برکات است.* اگر فرصتی داشتید؛ برای درک فیوضات این بهشت کویر؛ ان شاء الله تعالی؛ وقت بگذارید و از فرازهای معروض و جاذبه هایی که فرصت رفتن و بهره بردن از آن ها را نداشتیم؛ لذت ببرید.
لکن؛ با مردم آن جا به راستی؛( رفاقت نکنید…!؟…)….چون حتما: ( کم می آورید!…)
شرمنده ام که اسم این دیار خوبان و کریمان را عرض ننمودم؛…بر تابلوی ورودی این شهر؛ این زرین نام؛ نقش بسته بود:*(طبس)*
🌴 @Tabasya 👈 #طبسیا 🌴