eitaa logo
جهادگران تبیین
829 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
3.1هزار ویدیو
376 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📱 ترامپ به خبرنگاران گفت که در حال بررسی انجام یک حمله نظامی محدود به ایران است تا آن‌ها را تحت فشار قرار دهد و به توافقی وادار کند؛ این در حالی است که مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران ادامه دارد.
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥تصاویر منتشر شده از شورای صلح غزه نشان می‌دهد دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا، پس از تصویب طرح این شورا چکش طلایی رنگ که گفته می‌شود از طلای خالص ساخته شده را سرقت کرده است. 🔹پیش از این نیز برداشتن مدال طلای جام باشگاه های جهان توسط ترامپ حاشیه ساز شده بود.
اولین جلسه هیئت صلح ( سخنرانی ترامپ و حواشی ) با کمک هوش مصنوعی طبقه بندی و خلاصه شده: تاریخ 1404/11/30 ۱. موضوع ویژه: مواضع و ادعاها در خصوص ایران ترامپ در این سخنرانی بخش قابل توجهی از صحبت‌های خود را به ایران اختصاص داده و ادعاهای امنیتی و نظامی بی‌سابقه‌ای را مطرح می‌کند. مهم‌ترین نکات این بخش عبارتند از: ادعای حمله نظامی و نابودی پتانسیل هسته‌ای: ترامپ مدعی است که ایالات متحده با استفاده از ناوگان جدید بمب‌افکن‌های B-2 (که ۲۲ فروند دیگر از آن‌ها نیز سفارش داده شده) وارد عمل شده و «پتانسیل هسته‌ای ایران را کاملاً نابود کرده است». فاصله یک ماهه تا سلاح هسته‌ای: وی ادعا می‌کند بر اساس اطلاعات به دست آمده، ایران تنها «یک ماه» تا دستیابی به سلاح هسته‌ای فاصله داشته و این عملیات نظامی مانع از این اتفاق شده است. ایران به عنوان مانع صلح خاورمیانه (ابر سیاه): ترامپ از برنامه هسته‌ای ایران به عنوان یک «ابر سیاه» بر فراز خاورمیانه یاد می‌کند و مدعی است تا زمانی که این تهدید وجود داشت، کشورهایی مانند عربستان سعودی و قطر حاضر به امضای توافق‌نامه‌های صلح نبودند و نابودی این پتانسیل، کلید اصلی صلح در منطقه بوده است. احتمال توافق جدید یا تشدید فشارها: وی با بیان اینکه «هنوز کارهایی در مورد ایران باقی مانده است»، اشاره می‌کند که آمریکا ممکن است اقدامات خود را یک قدم فراتر ببرد، یا اینکه طی ۱۰ روز آینده به یک توافق با ایران دست یابد. پیام قاطع و خط قرمز: وی صراحتاً تأکید می‌کند که موضع آمریکا بسیار ساده است: «ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و این پیام به شدت و با قاطعیت به آن‌ها منتقل شده است.» ۲. محور خاورمیانه و غزه آتش‌بس و کمک‌های بشردوستانه: اشاره به حفظ آتش‌بسِ به دست آمده از ماه اکتبر گذشته و تسهیل ارسال حجم بی‌سابقه‌ای از کمک‌های بشردوستانه به غزه توسط آمریکا و شرکایش. بازسازی و آینده غزه: وعده قطعی برای ساماندهی به وضعیت غزه. ترامپ تأکید می‌کند که برنامه آن‌ها تبدیل غزه به منطقه‌ای «بسیار موفق، امن و صلح‌آمیز» است و این الگو برای سایر نقاط بحرانی جهان نیز تکرار خواهد شد. آزادی گروگان‌ها: اشاره به موفقیت در بازگرداندن ده‌ها گروگان (از جمله یک گروه ۲۰ نفره و صدها نفر پیش از آن) و قدردانی از کشورهایی که در این مسیر کمک کرده‌اند. ۳. محور دیپلماسی جهانی و «هیئت صلح» (Board of Peace) پایان دادن به جنگ‌ها: ترامپ مدعی است در سال اول کاری خود، به ۸ جنگ پایان داده و در حال کار برای پایان دادن به نهمین جنگ است. تأسیس سازمان جدید بین‌المللی: وی از ایجاد نهاد جدیدی به نام «هیئت صلح» (Board of Peace) خبر می‌دهد که ۵۹ کشور به عضویت آن درآمده‌اند و شورای امنیت سازمان ملل نیز به اتفاق آرا آن را تأیید کرده است. همکاری با اروپا و ناتو: اشاره به استقبال عالی کشورهای اروپایی از عضویت کامل در این هیئت، تمجید از عملکرد رئیس ناتو و اعلام اینکه کشور نروژ میزبان نشست آتی هیئت صلح خواهد بود. اصلاح و بازسازی سازمان ملل: وی از برنامه خود برای همکاری نزدیک با دبیرکل سازمان ملل خبر داده و تأکید می‌کند که قصد دارد افراد جدیدی را به این سازمان تزریق کرده و حتی ساختمان‌های فرسوده آن را از نظر فیزیکی بازسازی کند تا این نهاد به کارایی واقعی خود بازگردد. ۴. حواشی و نکات شخصی سخنرانی کنایه به جایزه نوبل: وی با لحنی طنزآمیز بیان می‌کند که وقتی یادداشت مربوط به کشور نروژ را به او دادند، تصور کرده قرار است برنده جایزه صلح نوبل شود، اما در ادامه تأکید می‌کند که اهمیتی به جایزه نمی‌دهد و هدف اصلی او نجات جان انسان‌ها (تخمین نجات جان حدود ۲۵ میلیون نفر با توقف جنگ‌ها) است. خاطره از کار افتادن تله‌پرامپتر: اشاره به سخنرانی گذشته خود که در آن دستگاه متن‌خوان (Teleprompter) خراب شده بود، اما توانسته بود بدون آن یک سخنرانی عالی ارائه دهد.
🌙 دعای روز سوم ماه رمضان
‌ 💬 وال استریت ژورنال: زلنسکی دستور طرح جنگ ٣ ساله علیه روسیه را صادر کرد ▫️ زلنسکی به نزدیکترین مشاوران خود گفته است که مذاکرات اساساً شکست خورده است.
⭕️ چرا چین پشت ایران ایستاده است؟ 🔹در سالهای اخیر، نشانه‌های روشنی از تغییر تدریجی موازنه قدرت در نظام بین‌الملل نمایان شده است. نظم مبتنی بر یک‌جانبه‌گرایی غرب، به‌ویژه ایالات متحده، با چالشهای فزاینده‌ای روبرو شده و هم‌زمان قدرتهای نوظهور در حال تثبیت نقش خود در شکل‌ دهی به نظم آینده هستند. چین در این میان، بعنوان یکی از بازیگران اصلی این گذار، به‌تدریج از سیاست احتیاط مطلق فاصله گرفته و حضور فعال‌تری در معادلات ژئوپلیتیک، به‌خصوص در غرب آسیا، از خود نشان می‌دهد. 🔸در این چارچوب، روابط ایران و چین را نمی‌توان صرفاً یک همکاری اقتصادی یا مقطعی تلقی کرد. اسناد و قراردادهای بلندمدت میان دو کشور، از انرژی و زیرساخت گرفته تا همکاری‌های امنیتی، بیانگر شکل‌گیری نوعی همگرایی راهبردی است. ایران برای چین فقط یک شریک تجاری نیست،بلکه یکی از ارکان امنیت انرژی، مسیرهای ترانزیتی و پروژه‌های کلان ابتکار کمربند و راه محسوب میشود. ثبات و استقلال ایران به چین کمک میکند وابستگی خود به مسیرهای پرریسک و تحت کنترل غرب را کاهش دهد و در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا، حاشیه امن بیشتری ایجاد کند. 🔹از سوی دیگر، ایران نیز در شرایط تحریم و فشارهای چندلایه، بدنبال شرکایی است که تعامل با آنها مبتنی بر منافع متقابل و نگاه بلندمدت باشد. چین، با تأکید بر اصل عدم مداخله و مخالفت با تغییر نظمها از طریق زور، برای ایران یک شریک متفاوت از الگوی سنتی قدرتهای غربی به شمار میرود. هرچند این رابطه خالی از چالش نیست، اما نشان‌ دهنده این واقعیت است که تهران و پکن به این جمع‌ بندی رسیده‌اند که ادامه وابستگی به نظم قدیم، هزینه‌های فزاینده‌ای به‌ همراه دارد. 🔸در سطحی کلان‌ تر، پیوند ایران و چین حامل پیامی فراتر از روابط دوجانبه است. این همکاری نشانه ورود جهان به مرحله‌ای است که در آن، تصمیم‌ گیری یکجانبه درباره سرنوشت کشورها با مقاومت جدی روبرو میشود. غرب آسیا دیگر صرفاً میدان کنش قدرتهای فرامنطقه‌ای نیست و بازیگران مستقل منطقه‌ای، با تکیه بر شراکتهای جدید، در حال بازتعریف بازدارندگی و موازنه قدرت هستند، فرآیندی که میتواند محاسبات امنیتی گذشته را به‌طور اساسی تغییر دهد. 💬به زعم بنده روابط ایران و چین را باید بخشی از تحولات عمیق نظم بین‌الملل دانست، نه یک تاکتیک موقت یا واکنشی. این همکاری، نماد حرکت تدریجی جهان بسوی نظمی چند قطبی است که در آن، کشورهایی مانند ایران از موقعیت موضوع تصمیم دیگران فاصله گرفته و به بازیگرانی اثرگذار تبدیل میشوند. آینده این مسیر، هرچند پیچیده و پرچالش، اما نشان‌دهنده افول نظم فرسوده گذشته و شکل‌گیری توازن جدیدی در سیاست جهانی است. 🖊
⭕️ بن‌بست استراتژیکی آمریکا در منطقه 🔹 با توجه به سند امنیت ملی آمریکا، منطقه جنوب غرب آسیا و به‌ویژه ایران نسبت به گذشته اهمیت کمتری برای سیاست خارجی آمریکا یافته و براساس دکترین «اول آمریکا»، مهار و کاهش رشد و نفوذ چین به‌عنوان رقیب اصلی در اولویت قرار گرفته است. با این حال، تغییر ادبیات و کنش سیاستمداران آمریکایی از حالت تدافعی به تهاجمی در قبال ایران، پرسشی اساسی ایجاد می‌کند: این رفتار چگونه با سیاست‌های کلان مندرج در سند امنیت ملی قابل جمع است؟ 🔸 دکترین «اول آمریکا» با اقداماتی همچون تلاش برای تصاحب ونزوئلا، دست گذاشتن بر گرینلند، تعیین تکلیف برای جنگ اوکراین و ورود به قفقاز جنوبی، نتوانسته در مهار چین توفیق راهبردی به‌دست آورد. چین نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه پرقدرت‌تر از گذشته پیش می‌رود و با مدل حکمرانی خود، شالوده ایدئولوژی‌های غربی و لیبرال‌دموکراسی را به چالش کشیده و بحران دموکراسی غرب را تشدید کرده است. 🔹 بر مبنای تحلیل هانتینگتون، جنگ جهانی آینده یا در قالب تقابل شرق و غرب یا در چارچوب جنگ اسلام و غرب قابل تصور است. از منظر این تحلیل، نظام سرمایه‌داری غربی به‌دلیل اُفت‌های ساختاری اقتصادی و سیاسی، برای بقا ناگزیر از توسعه‌طلبی جغرافیایی و اقتصادی است. در این چارچوب، رفتار آمریکا در قبال ایران را می‌توان تلاشی برای جبران اُفت‌های سرمایه‌داری و بازیابی برتری ژئوپلیتیکی ارزیابی کرد؛ به‌ویژه آنکه بررسی اندیشکده‌های آمریکایی نشان می‌دهد اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای مهار چین همچنان در اولویت قرار دارد. 🔸 آمریکا در جنوب غرب آسیا با بن‌بست استراتژیکی مواجه شده است. هدف‌گذاری آن صرفاً ایران نیست، بلکه چین، روسیه، ترکیه و کل منطقه را دربرمی‌گیرد؛ اما نمی‌تواند به‌راحتی به نقطه ثقل منطقه یعنی ایران یورش ببرد، چرا که امنیت منطقه و حتی در تحلیل کلان امنیت چین و روسیه، با امنیت ایران گره خورده است. در چنین شرایطی، هرگونه اشتباه استراتژیک می‌تواند معادله را به سمت تقابل گسترده شرق و اسلام با غرب سوق دهد؛ رخدادی که پیامدهای تمدنی عمیقی برای نظم غربی خواهد داشت. 🖊شهریار طباطبایی
📱ترامپ و بیماری پارانوئید
⭕️پیام های راهبردی رزمایش مرکب دریایی 🔹️برگزاری رزمایش مرکب دریایی در شرایط کنونی میان ایران و روسیه، یک رزمایش معمولی برای افزایش سطح هماهنگی ها و همکاری ها میان دو کشور نیست.این رزمایش که میان نیروهای دریایی جمهوری اسلامی ایران و نیروی دریایی فدراسیون روسیه، در دریای عمان و شمال اقیانوس هند برگزار می شود؛ حاوی پیام های راهبردی به تمامی کشورهای منطقه و جهان، و به ویژه به کشورهای غربی و به طور مشخص به امریکا است. 🔸این رزمایش را باید در کنار رزمایش های پیشین ایران و روسیه در دریای خزر و رزمایش های گذشته سه کشور ایران ،روسیه و چین، و همچنین رزمایش ضدتروریستی سهند ۲۰۲۵ به میزبانی سپاه و شرکت تمامی کشورهای عضو شانگهای تحلیل کرد. 🔹️پیام های راهبردی این رزمایش را می توان در محورهای زیر به اختصار محور بندی کرد: 1⃣ همکاری های ایران و روسیه بر اساس توافق جامع و راهبردی ۲۰ ساله ،علاوه بر عملیاتی شدن در حوزه انرژی وتجارت ، در بعد همکاری‌ های دفاعی و امنیتی نیز ، وارد فاز اجرایی و تحقق عملی شده است. 2⃣از پیام های اساسی و راهبردی این رزمایش، آن است که تلاش امریکا برای ایجاد یک اجماع بین المللی علیه جمهوری اسلامی جهت مشروعیت بخشی به فشارها و هر نوع اقدام نظامی احتمالی،چیزی جز یک توهم و آب در هاون کوبیدن نیست. 3⃣این رزمایش از عزم و اراده مستحکم قدرت های شرقی برای شکل دهی به نظم جدید با محوریت قدرت های آسيايي خبر می دهد. 4⃣رزمایش دریایی مرکب مذکور، انزوا ناپذیری، تحریم ناپذیری و شکست ناپذیری ایران پهناور و قدرتمند را اثبات کرد. 5⃣از دیگر پیام های این رزمایش ،اثبات و نمایش استحکام قدرت ملی در ایران و مشروعیت داشتن نظام جمهوری اسلامی از منظر قدرت های آسيايي و دیگر دولت های مستقل در جهان از یک سوی، و نامشروع بودن هر نوع فشار بر ملت ایران از سوی قدرت های غربی از سوی دیگر است.در جنگ ۱۲روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران، بیش از ۱۲۰ کشور از دفاع مشروع جمهوری اسلامی در مقابل متجاوزین حمایت کرده و جنگ طلبان را محکوم نمودند. این روند حمایتی از ایران برای ایستادگی در برابر فشارهای آمریکا رو به افزایش بوده و این رزمایش خود موید این روند است. 🖊 یدالله جوانی
⭕️ راز سلاح خطرناک‌تر از ناو 🔹براساس یک تجربه تاریخی، بسیاری از حاکمان قلدر و مستکبر، برای دست‌اندازی به منابع و ذخایر دیگر ملت‌ها و اشغال دیگر سرزمین‌ها، مغرور به داشته‌های خود برای جنگ و کسب پیروزی شده کمتر به توانایی‌ها، قابلیت‌ها و مزیت‌های طرف مقابل که در موضع دفاع قرار می‌گیرد، توجه کرده‌اند. همین بی‌توجهی‌ها یا ضعف در برآوردها از توانمندی‌ طرف مقابل، بارها بزرگ‌ترین قدرت‌ها و ارتش‌های دنیا را زمین زده و با شکست مواجه ساخته است. 🔸شکست ارتش سرخ شوروی در افغانستان وشکست ارتش آمریکا درافغانستان وعراق وهمچنین شکست ارتش رژیم‌صهیونیستی در جنگ ۳۳روزه و نبردهای غزه یا شکست ائتلاف سعودی در جنگ علیه انصارالله یمن، نمونه‌های عینی و نزدیک به زمانه ماست که تجربه شده است.  اکنون ترامپ با خط و نشان کشیدن برای ملت ایران، مرتب به سلاح‌های در اختیار و از‌جمله ناوهای مجهز و هواپیمابر اشاره کرده، بر همین اساس از قبل خود را پیروز یک جنگ احتمالی معرفی می‌کند.  🔹روز ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، رهبر حکیم انقلاب اسلامی در دیدار با مردم تبریز، با اشاره به تهدیدات آمریکا و اعزام ناوگان جنگی این کشور به منطقه و همچنین رجزخوانی ترامپ در این خصوص فرمودند: «ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که می‌تواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.» بدون تردید آنچه رهبرمعظم‌انقلاب اسلامی و فرمانده کل‌قوا در بیانات خود با صراحت بیان داشتند، به‌هیچ عنوان جنبه عملیات روانی یا بزرگنمایی از قدرت دفاعی و افندی جمهوری اسلامی ندارد. طرح این مطلب از سوی معظم‌له، مبتنی بر یک شناخت دقیق و عمیق از سنت‌های الهی، تجارب ملت‌ها در مصاف با قدرت‌های شیطانی و داشته‌های ملت ایران و خصوصا نیروهای مسلح برای دفاع از کشور است.  ملت ایران، یک ملت خدایی، مومن، شجاع و سلحشور، خلاق و مبتکر و در حال پیشرفت است. این ملت سال۵۹ در یک جنگ تحمیلی که به ظاهر جنگ عراق علیه ایران بود‌ اما درواقع جنگ تمامی قدرت‌های شیطانی علیه یک ملت موحد بود، خود و توانایی‌هایش را در گذر یک دوره هشت ساله به اثبات رساند. 
⭕️ایران در پیچ تاریخی،از میز مذاکره تا معادلات قدرت 🔹️ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که تصمیمهای آن میتواند مسیر سالهای آینده را بطور جدی تحت‌ تأثیر قرار دهد. تحولات شتابان منطقه، فرسایش نظم قدیم جهانی و کاهش قدرت تصمیم‌سازی یکجانبه غرب، فضایی را ایجاد کرده که در آن نقش بازیگران مستقل پررنگ‌تر از گذشته شده است.در چنین شرایطی، ایران دیگر صرفاً یک موضوع در دستورکار قدرتهای بزرگ نیست، بلکه خود به یکی از عناصر اثرگذار بر معادلات تبدیل شده و همین واقعیت، حساسیت این مقطع تاریخی را دوچندان کرده است. 🔸مذاکره همچنان یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی ایران باقی مانده، اما معنا و کارکرد آن تغییر کرده است. تجربه توافقات و بدعهدیهای گذشته باعث شده نگاه ایران به گفتگو واقع‌ بینانه‌ تر و مبتنی بر تضمین های عملی باشد. امروز مذاکره برای ایران نه یک راه‌حل جادویی، بلکه بخشی از یک پازل بزرگتر است که هدف آن کاهش فشار، مدیریت بحران و تثبیت حقوق ملی است. از این منظر، دیپلماسی زمانی ثمربخش خواهد بود که بر پایه توازن و احترام متقابل شکل بگیرد، نه فشار و تهدید. 🔹️در سوی دیگر، معادلات قدرت بعنوان پشتوانه دیپلماسی نقش تعیین‌ کننده‌ای ایفا میکند. ایران با اتکا به ظرفیتهای بومی، توان بازدارندگی و نفوذ منطقه‌ای، این پیام را منتقل کرده که نادیده گرفتن منافعش بدون هزینه نخواهد بود. این قدرت سازی، نه برای ماجراجویی، بلکه برای جلوگیری از تحمیل اراده دیگران و حفظ ثبات تعریف میشود. در واقع،هرچه وزن ایران در معادلات قدرت بیشتر شده، امکان تحمیل تصمیمات یکطرفه علیه آن کاهش یافته است. 💬 ایران در این پیچ تاریخی، نه میان مذاکره و قدرت، بلکه در حال ترکیب هوشمندانه این دو مسیر است. موفقیت در عبور از این مرحله، نیازمند انسجام داخلی، صبر راهبردی و درک دقیق از شرایط بین‌المللی است. اگر این توازن حفظ شود، ایران میتواند از دل فشارها و چالشها، جایگاه باثبات‌ تری برای خود در نظم در حال تغییر جهانی رقم بزند.