✳️ لطف امام رضا علیهالسلام به عیسی جلودی با همه ستمی که به خاندان پیامبر(ص) کرده بود!
🌿 عيون اخبار الرضا: ياسر خادم گفت: ...[هنگامی که امام رضا (علیه السلام) به ولیعهدی مأمون برگزیده شد، عده ای از افسران و فرماندهان مخالفت کردند و از بیعت با امام رضا (علیه السلام) سرباز زدند و مورد غضب مأمون قرار گرفتند. یکی از آنها جلودی بود. بعد از مخالفت افسران دو نفر از آنها را گردن زده بودند، نوبت به جلودی رسید او را نیز برای اعدام آوردند.] بعد جلودى را وارد كردند، جلودى در زمان خلافت هارون الرشيد كه محمّد بن جعفر بن محمّد در مدينه قيام كرده بود مأمور شد با سپاهى بمدينه رود و اگر بر محمّد دست يافت او را بكشد و خانههاى اولاد علي را غارت كند و هر چه زنان آنها از لباس و زينت آلات دارند به غنيمت بگيرد فقط يك جامه بر تن ايشان باقى بگذارد جلودى اين كارها را كرد، آن وقت موسى بن جعفر عليه السّلام از دنيا رفته بود جلودى رفت به درب خانه حضرت رضا عليه السّلام با سپاهش حمله به خانه ايشان كرد اين وضع را كه حضرت رضا مشاهده كرد تمام زنان را داخل يك اطاق نمود و خودش جلو درب اطاق ايستاد. جلودى گفت: من بايد وارد اطاق شوم و هر چه اين زنان دارند بگيرم دستور امير المؤمنين است حضرت رضا فرمود: من هر چه دارند از آنها براى تو مي گيرم و سوگند خورد كه هر چه داشته باشند خواهم گرفت، پيوسته آن جناب از جلودى تقاضا مي كرد و قسم مي خورد تا بالاخره او راضى شد. حضرت رضا عليه السّلام وارد اطاق گرديد هر چه داشتند از گوشواره و خلخال(زينتى است كه به پا مي بندند) و جامه از آنها گرفت و هر چه در خانه وجود داشت از كم و زياد برداشت به او داد. امروز كه جلودى را وارد كردند حضرت رضا عليه السّلام به مأمون گفت: يا امير المؤمنين اين پيرمرد را به من ببخش مأمون گفت: آقا مي شناسيد اين مرد را همان كسى است كه نسبت به دختران پيامبر آن ستم را روا داشت و آنها را غارت نمود. جلودى مي ديد حضرت رضا با مأمون صحبت مي كند خيال كرد از او بد گوئى مي نمايد به واسطۀ کارهایی كه در مدينه انجام داده، رو به مأمون نموده گفت: ترا به خدا و به خدمتى كه براى هارون الرشيد انجام دادهام مبادا سخن اين شخص را درباره من بپذيرى. مأمون به حضرت رضا عليه السّلام عرض كرد خودش نمي خواهد، ما هم قسم او را مىپذيريم، رو بجلودى نموده گفت: نه به خدا سخن او را درباره تو نمىپذيرم، او را نيز به دو رفيقش ملحق كنيد جلاد پيش آمده گردن او را نيز زد...🌿
📚 بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۱۶۴
📢 به نظر میرسد شفاعت امام رضا علیهالسلام از جلودی نزد مأمون، به خاطر این باشد که در داستان غارت مدینه، وی (هر چند بعد از اصرارهای فراوان امام رضا علیهالسلام)، پذیرفت وارد اتاق بانوان نشود؛ یعنی 👌 این خاندان کوچکترین خدمت را بیپاسخ نمیگذارند.
#داستان
#امام_رضا_علیه_السلام
#مهربانی
#گذشت
#قدرشناسی
#شکر
🎁 برای دسترسی به مطالب تبلیغی
بپیوندید👇👇👇
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
@tabligheslam
💠 عمل به آنچه میدانیم
▪️من در سال ۱۳۳۴ که به قم آمدم، #علامه_طباطبایی شهرتی داشت. خدمتشان رسیدیم. هوا گرم بود که رفتیم خدمت ایشان. قبلاً اینگونه بود؛ الان اینطور نیست که مثلاً ۷۰ سال پیش هر کسی در منزلش چند عدد مرغ داشت؛ یعنی رسم بود و همه مرغ و خروس داشتند.
▪️آن زمان بازار مرغ فروشی نبود که مثلاً اگر مهمان میآمد از همین چیزهایی که در خانه است، استفاده میکردند و رسم بود. نمیخواهم بگویم که یک چیز کم نظیری است. به منزل او که رفتیم یک تراس داشت و در باز بود و این مرغها گاهی از حیاط میآمدند و گاهی که در باز بود، داخل میآمدند. آقا ورود مرغها را که دیدند گفتند اینها اینجا هستند و پیر میشوند و میمیرند. ما این را در فقه خواندیم و در درس هم گفتیم ولی نه ما عمل کردیم نه اساتید ما.
▪️آن چیزی که ما در فقه خواندیم و در درس گفتیم و اساتید ما در درس گفتند، این است که حیوانی که خود آدم تربیت کرده است و بزرگ کرده و مواظبت کرده است را نکشید. چرا کارد میگذارید زیر گلویش؟ مرغ میخواهید از جای دیگر بخرید. این مصلحت نیست. عاطفه اجازه نمیدهد.
▪️این نهی در دین است و وظیفه رسمی ما است و فقه رسمی ماست. ما هیچ کس را ندیدیم که به این دستور فقهی عمل کند، جز علامه طباطبایی. ایشان فرمود اینها اینجا هستند، خودشان پیر میشوند و میمیرند. آقاسید عبدالباقی پسر بزرگ ایشان بود. من این قصه را گفتم برای ایشان.
▪️گفتند بله ما یک خروسی داشتیم که ۲۰ سالش شده بود و بعد پیر شد و مرد. از این پیدا نمیشود. دستور دین این است که شما اگر رفتی به مکه و خواستی قربانی بکنی، آن گوسفندی که در خانه خودت بود را با دست خودت نکش. یک گوسفند بخر و قربانی کن. #عاطفه؛ عاطفه خیلی مهم است. این دستور دین است.
آیت الله جوادی آملی
۱۴۰۲/۶/۱۰
#مهربانی #عاطفه #علامه_طباطبایی