eitaa logo
تبلیغات خرچنگ
7 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
491 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
۳۱ثبت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
600.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️ببین با نیم لیتر شیر چه سرشیری درست کردم خودمم باورم نمیشه 🟫هم سفت و هم خوشمزه 🟫هیچ کاری هم نداره آسون و بی دردسر 🟫دستورشو اینجا برات گذاشتم⬇️ https://eitaa.com/joinchat/2819293705C7aceb5f6ed https://eitaa.com/joinchat/2819293705C7aceb5f6ed
رسپی کامل سس قارچ با سیب زمینی سرخ کرده رستورانی 👌👇 https://eitaa.com/joinchat/2819293705C7aceb5f6ed
طلا اولین
چرا اکوگلد معتبرترین پلتفرم خرید طلاست؟👇 چون‌ به ازای هر ۱۰۰کیلو طلای کاربر، ۱۰۵کیلوگرم پشتوانه‌ طلا در بانک داره ۱۰ سوت طلا هدیه ثبت نام با این کد
ecogoldfirst
(بزنید روش کپی میشه) 👇 https://ecogold.ir/dashboard?utm_source=Gostarde2&utm_id=1 🔥 تا ۲۰۰ میلیون اعتبار فوری میده😍☝️
طلای رایگان میددددن🥲☝️ ‌
ترا دومین
معصومه دختری که توی یه خانوادهٔ فوق‌العاده متعصب در قم به دنیا اومده، از اون خانواده‌هایی که سرِ کوچک‌ترین اشتباه، آدم رو به باد کتک می‌گرفتن. یک روز خانواده‌ش تصمیم گرفتن مهاجرت کنن به تهران. داداش‌های معصومه که نگران بودن توی شهر بزرگ تهران نتونن کنترلش کنن، اصرار داشتن هر‌طور شده شوهرش بدن؛ اما هرچی گشتن گزینه‌ای پیدا نکردن و ناچار شدن معصومه رو هم با خودشون ببرن. بعد از نقل‌مکان به تهران، معصومه گیر داد که می‌خواد درس بخونه. با هر سختی و التماسی که بود بالاخره باباش رو راضی کرد، و با هزار تا شرط و سخت‌گیری راهی مدرسه شد. توی مسیر رفت‌وبرگشت به مدرسه، هر روز پسری رو داخل یه داروخونه می‌دید و رفته‌رفته دلش پیش اون گیر کرد. کم‌کم متوجه شد که پسره هم بهش بی‌توجه نیست و رابطه‌شون در حد یه سلام و علیک گرم شد؛ تا این‌که یک روز، داداش کوچیک‌تر معصومه اون دوتا رو با هم دید و به داداشاش خبر داد و معصومه......😭😭😭 برا خواندن ادامه‌ی داستان بزن رو لینک👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1603012294Cf02cefaaf2