هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#چقدراينمتندلنشينه... 👌
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﯾﻪ نفر ﻣﯿﺮنجی... ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪیش... ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ میمونه...
ﮐﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺖ...
ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﺧمه...
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒﻞ ﺑﺸﻪ..!
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯽ و ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ... ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺳﺖ!
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﻂ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯿﺶ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ..!
ﯾﻪ ﭼﯿﺰ سنگين مثل...
"ﺣــــﺮﻣـــــﺖ...
#حواسمونباشهحرمتهاراحفظکنیم
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#پیام_سلامتی
✅صبحانه از منظر طب سنتی!
معده های سرد ⇦ مربای بالنگ، مربای به، مربای هویج و مربای پوست پسته
معده های گرم ⇦ عسل، شیربرنج با دارچین، مربای آلبالو وشیره انگور
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💙سلام صبحتون بخیر
عزاداریهاتون قبول حق
اجرتون با سید الشهدا
ان شاء الله که
حاجت روا باشید
ملتمس دعای شما
دوستان و عزیزان هستم
💙 دوشنبه تون پر از استجابت دعا
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
♡••♡••♡••♡••♡
💞"ملانصرالدین" برای خرید "پاپوش نو" راهی شهر شد.
در راسته ی کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد "انتخاب" کند.
"فروشنده" حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا "آزادی" بیشتری برای تهیه کفش "دلخواهش" داشته باشد.
ملا یکی یکی کفش ها را امتحان کرد، اما هیچ کدام را "باب میلش" نیافت.
هر کدام را که می پوشید ایرادی بر آن وارد می کرد. بیش از "ده جفت کفش" دور و بر ملا چیده شده بود و فروشنده با "صبر و حوصله ی" هر چه تمام به کار خود ادامه می داد.
ملا دیگر داشت از خریدن کفش ناامید می شد که ناگهان متوجه ی یک جفت "کفش زیبا" شد!
"آنها را پوشید."
دید کفش ها درست "اندازه ی" پایش هستند.
چند قدمی در مغازه راه رفت و احساس "رضایت" کرد.
بالاخره "تصمیم" خود را گرفت.
می دانست که باید این کفشها را بخرد.
از فروشنده پرسید: "قیمت" این یک جفت کفش چقدر است؟
فروشنده جواب داد: این کفش ها، "قیمتی ندارند!"
ملا گفت: چه طور چنین چیزی ممکن است، مرا "مسخره می کنی؟"
فروشنده گفت: ابدا، این کفش ها واقعا قیمتی ندارند، چون "کفش های خودت" است که هنگام وارد شدن به مغازه به پا داشتی!
این داستان زندگی اکثر ما انسان هاست، همیشه نگاه مان به "دنیای بیرون" است.
"ایده آل ها و زیبایی ها" را در دنیای بیرون جست و جو می کنیم.
*خوشبختی و آرامش را از دیگران می خواهیم و فکر می کنیم مرغ همسایه غاز است.*
http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727
#داستان_وضرب_المثل_وسخن_بزرگان👆
🌸🍃🌸
🍃🌸
🌸
👌 #داستان_زیبا
🔸روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش فرو رفت از شدت درد فریادی زد و سوزن را چند متر دور تر پرت کرد .
🔸مردی حکیم که از آن مسیر عبور می کرد ماجرا را دید، سوزن را آورد به کفاش تحویل داد و شعری را زمزمه کرد
🔸درختی که پیوسته بارش خوری
🔸 تحمل کن آنگه که خارش خوری .
🔸این سوزن منبع درآمد توست این همه فایده حاصل کردی، یک روز که از آن دردی برایت آمد آن را دور می اندازی؟!
👌 درس اخلاقی اینکه اگر از کسی یا وسیله ای رنجشی آمد به یاد آوریم خوبی های که از جانب آن شخص یا فوایدی که از آن حیوان وسیله یا درخت در طول ایام به ما رسیده ,آن وقت تحمل آن رنجش آسان تر می شود ...
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
🌸
🍃🌸
🌸🍃🌸
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
۰🏴#روزششممحرّم
۱-یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر،
از بنی سعد
در شب ششم،
جناب حبیب بن مظاهر اسدی،
با اذن امام حسین
"صلوات الله و سلامه علیه"،
برای آوردن یاور وکمک ،
به قبیله بنی اسد رفت.
اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند،
ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند،
و او عده ای را فرستاد،
تا مانع آن ها شوند.
لذا درگیری رخ داد که،
در این میان جمعی از بنی اسد،
شهید و زخمی،
و بقیه ناگزیر به فرار شدند،
و حبیب به خدمت حضرت آمد،
و جریان را عرض کرد.[۱]💔
۲- اولین محاصرهی فرات در کربلا،
به نقلی،
عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را،
هم راه سه هزار مرد سفاک،
با کوبیدن طبل و دهل،
کنار فرات فرستاد که اطراف آن را،
به محاصره در آوردند.[۲]😭
۳- تراکم لشکر یزید در کربلا،
در این روز،
لشکر زیادی برای جنگ،
با حضرت اباعبدالله
"صلوات الله و سلامه علیه"،
جمع شدند.[۳]😭
۱.الوقایع الحوادث:ج۲ ص۱۴۹٫از مدینه تا مدینه:ص۳۶۸-۳۷۰٫
۲.از مدینه تا مدینه:ص۳۶۰٫
۳.الوقایع الحوادث:ج۲ ص۱۵۳٫
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#احادیثاشکبرامامحسینع☝️
⁉️چه قطره اشکی بر امام حسین(ع)
یک دنیا ارزش دارد؟
▪️اگر اشکی که ما برای او می ریزیم درمسیر هماهنگی روح ما باشد،روح ما پرواز کوچکی با روح حسینی بکند، ذره ای از همت او ،ذره ای از غیرت او ،ذره ای از حریت او ،ذره ای از ایمان او، ذره ای از تقوای او ، ذره ای از توحید او در ما بتابد و چنین اشکی از چشمان ما جاری شود ،آن اشک هر چه دلتان بخواهد قیمت دارد.
اگر گفتند به اندازه یک بال مگس هم یک دنیا ارزش دارد ، باور کنید.
📚استاد مطهری،حماسه ی حسینی،ج۱،ص۱۰۰
▪اشکهایتان حسینی
▪التماس دعای فرج
💚 الْسَلٰامُ عَلَیْکَ یٰاابٰاعَبْدالّله الْحُسَین
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh