هدایت شده از درمان با قرآن و #ذڪرهاےگرـღـگشا👉
http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
💎 داستانی آموزنده و واقعی با نام
👈 #مهربانترازیک_فرشته.....💎
👈 قسمت نهم
گره این مشکل فقط به دست تو باز می شه سودابه. دویست میلیون برای ناپدری تو پول خرده. اگه منو دوست داری و می خوای از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنی از ناپدریت این پولو بگیر!»
با شنیدن این حرف دیوانه شدم. داد و بیداد راه انداختم و گفتم:
« حتی اگه قرار باشه بمیرم به اون رو نمی ندازم. در ضمن این مشکل من نیست. من به هوای اینکه تو می خوای زنت رو طلاق بدی باهات ازدواج کردم و گرنه خاطرخواهای خیلی بهتر از تو داشتم. من دیگه از این وضیعت خسته شدم کامیار.
به من ربطی نداره پول مهریه ش رو از کجا می خوای جور کنی. تو هر طوری شده باید طلاقش بدی!» کامیار که انتظار چنین برخوردی از من نداشت با حالت قهر خانه را ترک کرد. تا چند روز از او بی خبر بودم. به خانه نمی آمد و موبایلش را هم خاموش کرده بود. نمی دانستم باید چه بکنم. کسی هم نبود تا از او کمک بگیرم. خانواده کامیار که همگی دشمن خونی من بودند و حتی جواب تلفن هایم را هم نمی دادند. از مادر و آقا شعبان هم نمی خواستم کمک بگیرم.
در آن سردرگمی و استیصال و ترس از دست دادن کامیار که همه وجودم را پر کرده بود، فکری به ذهنم رسید. باید به هر قیمتی بود پول مهریه تارا را جور می کردم تا برای همیشه از شرش خلاص شوم.
یک روز صبح که می دانستم آقا شعبان خانه نیست، به دیدن مادر رفتم و در یک فرصت مناسب دفترچه تلفن آقا شعبان که شماره همه دوستان و همکارهایش در را در آن نوشته بود، برداشتم. وقتی به خانه رسیدم به تک تک کسانی که می دانستم آقا شعبان با آنها رودربایستی دارد تلفن زدم و در حالیکه صدایم از بغضی ساختگی می لرزید گفتم:
« آقا شعبان که تو این سالها واقعا در حق من پدری کرده داره ورشکست می شه. اون روش نمی شه از شما پول قرض بگیره، برای همینم من شماره تونو از موبایلش برداشتم تا بهتون زنگ بزنم و ازتون خواهش کنم اگه ممکنه مبلغی رو به آقا شعبان قرض بدید تا کارش راه بیفته. قول میدم پولتون رو دو، سه ماه دیگه برگردونم.
فقط اگه ممکنه به آقا شعبان حرفی نزنید چون اگه بفهمه من این کارو کردم از خجالت سکته می کنه!» و به این ترتیب بود که برای از دست ندادن کامیار، آبروی آقا شعبان را نزد دوستان و هم صنفی هایش بردم و البته توانستم از هر کدام از آنها ده، بیست و پنجاه میلیون قرض بگیرم که جمعا شد 200 میلیون!
با خودم گفتم:« اگه ببینن آقا شعبان پولاشونو برنمی گردونه حتما بهش می گن. اون موقع چهره آقا شعبان دیدن داره. حکایتش می شه حکایت آش نخورده و دهن سوخته!» غافل از اینکه چهره خودم دیدن داشت!
به یکی از دوستان کامیار گفتم به او بگوید دویست میلیون جور شده. کامیار با خوشحالی به خانه آمد...
👈 ادامه دارد⬅️⬅️⬅️
💥برای دیدن بهترین پستها وداستانها به ما #بپیوندید_لمس_کن👇
http://eitaa.com/joinchat/3088580610Cb6b882f8f7
#ذکرهای_گره_گشا در ایتا👆👆👆
هدایت شده از درمان با قرآن و #ذڪرهاےگرـღـگشا👉
🌹🌹🌹🌹
💎 داستانی آموزنده و واقعی با نام
👈 #طعمه_منجلاب.....💎
👈 قسمت ششم
خود اسماعیل هم صمیمیتی با او نداشت اما با این همه او همیشه خودش را به اسماعیل می چسباند.
نمی دانم چرا تصور می کرد حالا او عهده دار وظایف اسماعیل است.
من خودم را در خانه حبس کرده بودم. حاضر نبودم کسی را ببینم. اما اسماعیل دست بردار نبود. و به بهانه کمک های راه آهن و خودش تا پای خانه هم می آمد. پنج ماه بعد از مرگ اسماعیل رفته رفته همسایه ها که تا دیروز با من دوستی داشتند، از دور و اطرافم فاصله گرفتند.
فهمیدم که زن های محل نظر خوشی راجع به من ندارند. به نظر آنها من بیوه زیبایی بودم که حالا در منظر مردان زن دار می توانستم طعمه خوبی باشم. اول فقط نگاههای بد گمان بود. بعد رفته رفته حرف و حدیث های جورواجور.
من از خانه کم خارج می شدم مگر برای گرفتن حقوق یا خرید اما باز هم حکایت ها ادامه داشت. به سرم افتاده بود از آن محل بروم اما خاطرات اسماعیل نمی گذاشت. یوسف هم معضلی بود که نمی دانستم با او چه کنم!
دست آخر راهنمایی ام کرد که آنجا را موقتا اجاره بدهم و جایی خانه ای اجاره کنم. او بود که برای این کار به من کمک کرد و همین کمک بود که بلاخره اعتماد مرا که تنها و بی کس بودم، پس از یکسال و نیم از مرگ اسماعیل به او جلب کرد.
بلاخره با یوسف ازدواج کردم. او می دانست که من هر شب جمعه سر قبر اسماعیل می روم. او اوایل همه کار می کرد تا مرا به خود مطمئن تر کند.
بعد از هفت ماه، من از او باردار شدم؛ بر عکس زندگی اول.
دلم نمی خواست فرزند من از یوسف باشد، با این که او سعی می کرد جای اسماعیل را در زندگی ام پر کند اما چیزی در وجودم به من می گفت اینها همه اش بازی است و بلاخره وقتی پی به راز او بردم که دیگر دیر شده بود.
او مرا مجبور کرد خانه به جا مانده از اسماعیل را که یکسال بعد از ازدواج به نام کرده بود به نامش کنم. اول با حرف و بعد کتک.
زشتی و پلیدی روحی یوسف فقط در همین خلاصه نمی شد و رسید روزی که پی به راز تازه اش بردم؛
راز ارتباط او با زنان عجیب و غریب! اگر در خانه بود، چرت می زد و یا فریاد می کشید و مرا به باد کتک می گرفت و بیشتر شب ها به خانه نمی آمد. بچه که به دنیا آمد،
من آرزو داشتم هرگز به دنیا نمی آمد. وضع مان بدتر شد. او خانه را فروخته و خرج عیاشی هایش کرده بود. درمانده و مستاصل چند تکه از وسایلم را جمع کردم و با بچه ام از خانه او فرار کردم و به خانه شوکت خانم رفتم.
به سختی بیمار بودم. حس می کردم واقعه ای در جریان است. سرفه های پی در پی و تهوع شدید و ...
پزشکان پشت سر هم آزمایش های مختلف می کردند و در کمال ناباوری به من خبر دادند به ایدز مبتلا شده ام.
روزگار نامردی را خوب در حق من ادا کرد. من که طعمه منجلاب یوسف شده بودم فرزندم را شیرخوارگاه سپردم و خودم بی خبر از خانه شوکت خانم رفتم تا کسی نداند لیلا چگونه مرد و کسی نداند که یوسف چون بختک، با زندگی من و فرزندم چه کرد!
👈 پایان 👉
💥برای دیدن بهترین وآ موزنده ترین داستانها به ما #بپیوندید_لمس_کن👇
http://eitaa.com/joinchat/3088580610Cb6b882f8f7
#ذکرهای_گره_گشا👆👆
هدایت شده از درمان با آیه های نور الهی وذکرهای گره گشا
#بخت_گشایی_سریع
✍ابوعلی سینا میگوید:چنانچه (دختری در خانه مانده) باشد بر روی کاغذ براے او این سوره نوشته شود سپس اسم او و اسم مادرش نیز نوشته شده و این کلمات نیز نوشته شود👇👇
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
یک هفته ای نمی گذرد که #خواستگار پیدا خواهد شد💯کاملا مجررررب
#ذکرهای_گره_گشا👆
#کاملترین_کانال_تلگرام اینجا بیای همه کانالات پاک میکنی
#ویژه_امروزحاجت_روایی_سریع
هدایت شده از درمان با آیه های نور الهی وذکرهای گره گشا
#بخت_گشایی_سریع
✍ابوعلی سینا میگوید:چنانچه (دختری در خانه مانده) باشد بر روی کاغذ براے او این سوره نوشته شود سپس اسم او و اسم مادرش نیز نوشته شده و این کلمات نیز نوشته شود👇👇
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
یک هفته ای نمی گذرد که #خواستگار پیدا خواهد شد💯کاملا مجررررب
#ذکرهای_گره_گشا👆
#کاملترین_کانال_تلگرام اینجا بیای همه کانالات پاک میکنی
#ویژه_امروزحاجت_روایی_سریع
هدایت شده از درمان با آیه های نور الهی وذکرهای گره گشا
#بخت_گشایی_سریع
✍ابوعلی سینا میگوید:چنانچه (دختری در خانه مانده) باشد بر روی کاغذ براے او این سوره نوشته شود سپس اسم او و اسم مادرش نیز نوشته شده و این کلمات نیز نوشته شود👇👇
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
یک هفته ای نمی گذرد که #خواستگار پیدا خواهد شد💯کاملا مجررررب
#ذکرهای_گره_گشا👆
#کاملترین_کانال_ایتا اینجا بیای همه کانالات پاک میکنی
#ویژه_امروزحاجت_روایی_سریع
هدایت شده از بنرها
#بخت_گشایی_سریع
✍ابوعلی سینا میگوید:چنانچه (دختری در خانه مانده) باشد بر روی کاغذ براے او این سوره نوشته شود سپس اسم او و اسم مادرش نیز نوشته شده و این کلمات نیز نوشته شود👇👇
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
یک هفته ای نمی گذرد که #خواستگار پیدا خواهد شد💯کاملا مجررررب
#ذکرهای_گره_گشا👆
#کاملترین_کانال_ایتا اینجا بیای همه کانالات پاک میکنی
#ویژه_امروزحاجت_روایی_سریع
هدایت شده از بنرها
#بخت_گشایی_سریع
✍ابوعلی سینا میگوید:چنانچه (دختری در خانه مانده) باشد بر روی کاغذ براے او این سوره نوشته شود سپس اسم او و اسم مادرش نیز نوشته شده و این کلمات نیز نوشته شود👇👇
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
یک هفته ای نمی گذرد که #خواستگار پیدا خواهد شد💯کاملا مجررررب
#ذکرهای_گره_گشا👆
#کاملترین_کانال_ایتا اینجا بیای همه کانالات پاک میکنی
#ویژه_امروزحاجت_روایی_سریع
الهـی
اگـر می آزمایی
توان وتحملمان را زیـاد کن
اگـر می آموزی،
اِدراکمان را وسعت بـده
اگـر می بخشایی،
ظرفیتمان را افـزایش بـده!
http://eitaa.com/joinchat/3088580610Cb6b882f8f7
#ذکرهای_گره_گشا👆👆
الهـی
اگـر می آزمایی
توان وتحملمان را زیـاد کن
اگـر می آموزی،
اِدراکمان را وسعت بـده
اگـر می بخشایی،
ظرفیتمان را افـزایش بـده!
http://eitaa.com/joinchat/3088580610Cb6b882f8f7
#ذکرهای_گره_گشا👆👆
هدایت شده از داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
الهـی
اگـر می آزمایی
توان وتحملمان را زیـاد کن
اگـر می آموزی،
اِدراکمان را وسعت بـده
اگـر می بخشایی،
ظرفیتمان را افـزایش بـده!
http://eitaa.com/joinchat/3088580610Cb6b882f8f7
#ذکرهای_گره_گشا👆👆
هدایت شده از داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
الهـی
اگـر می آزمایی
توان وتحملمان را زیـاد کن
اگـر می آموزی،
اِدراکمان را وسعت بـده
اگـر می بخشایی،
ظرفیتمان را افـزایش بـده!
http://eitaa.com/joinchat/3088580610Cb6b882f8f7
#ذکرهای_گره_گشا👆👆
هدایت شده از داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
الهـی
اگـر می آزمایی
توان وتحملمان را زیـاد کن
اگـر می آموزی،
اِدراکمان را وسعت بـده
اگـر می بخشایی،
ظرفیتمان را افـزایش بـده!
http://eitaa.com/joinchat/3088580610Cb6b882f8f7
#ذکرهای_گره_گشا👆👆