eitaa logo
تفسیر آیه به آیه قرآن
875 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
277 ویدیو
5 فایل
👌 برای ارتباط با خادمین کانال به صورت ناشناس و بیان انتقادات و پیشنهادات از یکی از لینک های زیر استفاده کنید. 🖇 https://eitaayar.ir/anonymous/zP5i.B49x1
مشاهده در ایتا
دانلود
🔶چهار علت نمازهای روزانه از زبان (صلے‌الله‌علیه‌وآله): ✅ چرا صبح مۍخوانیم؟ «صبح آغاز فعالیت شیطان است هرکه در آن ساعت نماز بگذارد و خود را در معرض نسیم الهی قرار دهد از شر شیطان در امان مےماند.» ‌✅چرا نماز ظهر میخوانیم؟ ظهر، همه عالم تسبیح خدا مےگویند زشت است که امت من تسبیح خدانگوید. و نیز ظهر وقت به جهنم رفتن جهنمیان است لذا هر که در این ساعت مشغول عبادت شود از جهنم بیمه مےشود. ✅چرا نماز عصر مۍخوانیم؟ «عصر زمان خطای آدم و حواست و ما ملزم شدیم در این ساعت نماز بخوانیم و بگوییم ما تابع دستور خداییم.» ✅چرا نماز مغرب میخوانیم؟ «مغرب لحظه پذیرفته شدن توبه حضرت آدم است و ما همه به شکرانه آن نمازمی خوانیم.» ✅چرا نماز عشا میخوانیم؟ «خداوند متعال نماز عشا را برای روشنایی و راحتی قبر امتم قرارداد.» 📚علل الشرایع ص ۳۳۷ @tafserqoran
#تلنگرانه ❤️ #رسول_اڪرم (ص) : هرگاه انسان چهل ساله شود، و خوبیهایش بیشتر از بدیهایش نشود #شیطان بر پیشانیش بوسه میزند و می گوید،این چهره ای است ڪه رستگار نمی،شود. 📚مشکاة الانوار ص۱۶۹ @tafserqoran
8.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️استاد پناهیان ⚠️ از کجا اینقدر مطمئنی به خودت؟ ❇️قابل توجه و ! @tafserqoran
بسم الله الرحمن الرحیم/ داستان کوتاه : "پیرمردی" با پسر و عروس و نوه اش زندگی می‌کرد. او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود، هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست. "پسر و عروس" از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به "تنهایی" آنجا غذا بخورد، بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد، هروقت هم خانواده او را "سرزنش" میکردند پدر بزرگ فقط "اشک" میریخت و هیچ نمیگفت. یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب "بازی" میکرد، پدر روبه او کرد و گفت: پسرم داری چی درست میکنی؟ پسر با "شیرین زبانی" گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست میکنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید...! که: " ..." 〰〰〰〰🔴〰〰〰〰 @tafserqoran
✍️ از نیمه گذشت ...و هنوز بعضی از ما، از این ماه، برای حمام کردنِ روحمان، استفاده نکردیم! و هنوز روحمان، وزن سنگین چرک‌های قبل از رجب را، با خود بدوش می‌کشد ...این رسم همه‌ی مهمانی هاست ؛ برای حضور در مهمانی، اول استحمام می‌کنند، و بعد خود را می‌پیرایند و می‌آرایند ... رجب فصل استحمام است؛ فصل سبک شدن ... باید این تسبیح، به آخر نرسیده، تطهیر شویم. @tafserqoran
🔔 ⚠️ به دڪتر گفتم: هـمه داروهامـو میخــورم اما‌ نداره! گفت: سـر وقــت میخـــوری؟؟ تازه فهمیدم چرا نـــــمازهام تاثـیر نداره! 💯 @tafserqoran
👇 💖در محضر حجت الاسلام قرائتی💖 💞چرا نماز خواندن برایمان سنگین و سخت است❓💞 1⃣ما هم یکی از نماز نخوان ها❗️ 🔷بعضی‌ها می‌گویند که: خیلی‌ها نماز نمی‌خوانند ما هم جزء آن‌ها. آنقدر تارک الصلاة هست ما هم یکی! این فکر غلط است. اگر یک کشتی صد نفره نقص فنی پیدا کرد و در دریا غرق شد نود و هشت نفر شنا بلد نبودند و غرق شدند، دو نفری که شنا بلدند بگویند: ببین ! ما صد نفر سوار کشتی بودیم. نود و هشت نفر غرق شدند. بیا ما دو نفر هم غرق شویم! این چقدر حرف غلطی است!فاصله‌ی بین کفر و ایمان نمازاست. 2⃣مقاومت در برابر تحقیر و تمسخر دیگران 🔷گاهی می‌گویند که: ما می‌رویم نماز بخوانیم، یا حجاب داشته باشیم، ما را مسخره می‌کنند. مسخره کنند، مگر ما مقوا هستیم که با حرف این و آن ، با دو قطره باران شل شویم! ⭐️اعمال تو ، تو را به خدا برساند.. مردم هرچه می‌خواهند بگویند، بگویند! 🔴حدیث داریم «المؤمن کالجبل» مؤمن مثل کوه است. بعضی می‌گویند: از کوه محکم‌تر است. چون بعضی ریزش دارد. 🔅مؤمـــــن هیچ‌وقــــت ریزش نـــدارد ••࿐ @tafserqoran
#تلنگرانه دست نوشته و در خواست 👆 #شهیدسیدمحمد_امیری_مقدم پ ، ن : یه زمانی به خاطر دو تا آر پی جی که خطا می‌ رفت ، خسارت می ‌دادند که حقوقشون حلال بشه ! ؛ الان طرف یه مملکت رو می ‌فرسته هوا ، طلبکارم هست که اگه من نبودم بقیه ، جای هوا شما رو می‌ فرستادند فضا !!.... #انتخابات « اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج » ~~~~~~~~~~~~~~ @tafserqoran
✍ معاذ بن جبل نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله به مسجد آمد و در حالتى كه گريه مي‌كرد بر پيامبر سلام كرد. پيامبر بعد از جواب سلام علت گريه را از معاذ پرسيد، معاذ گفت: يا رسول الله نزديك درب مسجد جوانى را ديدم كه داراى بدنى ورزيده و صورتى زيبا بود ولى مانند زن بچه مرده گريه مي‌كرد و در عين حال مي‌خواست خدمت شما برسد و از شدت گريه او من به گريه افتادم، اگر اجازه بفرمائيد به او بگويم كه خدمت برسد. پيامبر به معاذ فرمود: بگو بيايد، جوان وارد شد و بر پيامبر سلام كرد. رسول خدا بعد از جواب سلام فرمود، اى جوان چرا گريه مي‌كنى؟ جوان گفت: يا رسول الله چرا گريه نكنم در حالتى كه مرتكب گناهى شده ام كه هيچ راه توبه و بازگشتى از براى من نيست و مي‌دانم كه خداوند مرا نخواهد بخشيد زيرا گناه من به آن اندازه شديد و بزرگ است كه اميدى به عفو و بخشش خداوند ندارم، پيامبر فرمود: آيا به خداوند شرك آورده اى؟ و يا چيزى و كسى را به او شريك قرار داده اى؟ جوان گفت: پناه مي‌برم به خداوند كه از براى او شريكى قائل شوم. سپس فرمود: آيا كسى را به قتل رسانيده اى؟ جوان گفت: نه، پيامبر فرمود: خداوند گناهان را اگر چه به بزرگى كوه ها باشد خواهد بخشيد، جوان گفت: يا رسول اللّه گناه من از كوه‌ها هم بزرگتر است، سپس فرمود: اگر گناه تو به اندازه زمين و درياها خداوند آن را می بخشد. جوان گفت: يا رسول الله، گناه من از آن‌ها هم بزرگتر و شديدتر است، باز پيامبر فرمود: اگر گناه تو به اندازه آسمان‌ها و به بزرگى عرش و كرسى هم باشد، خداوند خواهد بخشيد. باز جوان گفت: يا رسول الله از آن‌ها هم بزرگتر است. پيامبر بعد از شنيدن اين كلمات با حالت خشم به جوان فرمود: وای بر تو، آيا گناه تو از خداى تو هم بزرگتر است؟ آن جوان در حالتى كه به شدت به سر و روى خود مى كوفت، گفت: يا رسول الله خداى من پاك و منزه است و هيچ چيزى از او بزرگتر نمى تواند باشد و او خود بزرگتر از هر بزرگ است، سپس رسول خدا فرمود: در اين صورت آيا گناه بزرگ را كسى جز خداى بزرگ خواهد بخشيد؟ جوان گفت: نه يا رسول الله سپس جوان ساكت شد، باز پيامبر فرمود: اى جوان، چرا گناه خود را بيان نمى كنى؟ جوان چنين شرح داد و گفت: يا رسول الله هفت سال است كه كار من شكافتن قبور و نبش قبرهاى مسلمين است و با نبش قبر، كفن هاى آن‌ها را مى دزدم و به فروش مي‌رسانم تا اين كه دختر يكى از انصار از دنيا رفت. وقتى كه او را دفن كردند، شبانه قبر اين دختر را شكافتم و كفن او را بيرون آوردم. موقعى كه خواستم از قبر بيرون بيايم شيطان مرا وسوسه كرد و از اثر وسوسه شيطان نزد آن دختر مرده كه وى را برهنه نموده بودم، رفتم و با مرده او نزديكی كردم خواستم بيرون بيايم، در همان اوان بود كه صدائى به گوش من رسيد و مى شنيدم كه مى گفت: اى واى بر تو، جواب خداى خود را كه مرا به اين روز نشاندى و تن مرا عريان و برهنه كردى و كار زشتى با من انجام دادى، چه خواهى داد؟ واى بر جوانى تو كه بايد روز رستاخيز در ميان آتش سوزان قرار بگيرى، وقتى جوان مزبور اين اعتراف را نزد رسول خدا نمود پيامبر فرمود: دور شو، اى جوان مي‌ترسم حرارت سوزان آتشى كه به آن عذاب مي‌شوى به من سرايت كند، جوان وقتى كه اين كلمات را از پيامبر شنيد بر شدت گريه و زارى خويش افزود و سر به بيابان گذاشت و خود را در دامنه كوه‌ها قرار داد و كار او جز گريه و انابه و توبه و پشيمانى در حالتى كه خود را مغلول در زنجير كرده بود چيز ديگرى نبود و چهل روز از اين قضيه گذشت تا اين كه شبى جوان مزبور در آن بيابان در حالتى كه به شدت مى گريست، گفت: بار خدايا، اگر از گناه من نمى گذرى مرا به آتش عقوبت خود بسوزان و از اين رسوائى دنيائى مرا رهائى بخش. سپس اين آيه را خداوند به رسول خويش نازل نمود پس از نزول اين آية، رسول خدا تبسم فرمود و خوشحال گرديد و به اصحاب فرمود جستجو كنيد و به بينيد اين جوان كجاست؟ معاذ گفت: يا رسول الله، جايگاه او را كه دامنه كوه قرار دارد مي‌دانم، پيامبر با اصحاب خود را به بيابان و كوهى كه جوان مزبور خود را در آن پنهان كرده بود رسانيدند و او را در حالى كه باز مشغول گريه و زارى بود و از اثر گريه زياد در ميان آفتاب رنگ وى سياه شد، يافتند. اصحاب از حال نزار آن جوان به گريه افتادند. پيامبر نزد او رفت و زنجيرى كه به خود بسته بود از دست و پاى او باز نمود و وى را در آغوش كشيد و فرمود: اى جوان خداوند تو را مورد عفو و بخشش قرار داد و از گناهان تو چشم پوشيد و اين آيه را براى او تلاوت فرمود و او را به بهشت بشارت داد @tafserqoran
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ حواسمان باشد... 👌 این ما هستیم که نیازمندیم ... @tafserqoran
✨💜✨ 💥اندکےتامل امـروز‌گـلولـه‌ها‌ هـدفـشـان‌فـرق‌میڪند دیـروز‌‌قـلـب‌ها‌را‌نـشـانه‌میرفـت امـروزفڪرهـا... دیـگر‌آهـنی‌نیسـتند✋🏻🖇 @tafserqoran
•◌🌿🦋🌿◌• ‼️ ❗️‼️ اگه‌بهمون‌بگن این‌چندروزروبه‌ڪسی‌پیام‌نده! بی‌خیالِ چڪ‌ڪردن‌تلگرام‌واینستاگرام شو به‌هیچڪس‌زنگ‌نزن! اصلاچندروزموبایلت‌روبده‌به‌ما... چقــدربهمون‌سخت‌میگذره؟؟!! حالااگه‌بگن‌چندروز نخون‌چی؟! چقدربهمون‌سخت‌میگذره؟! بانبودنِ‌ڪدومش‌بیشتراذیت‌میشیم؟ نرسه‌اون‌روزڪه‌ارتباط‌با بقیه‌روبه‌ ارتباط‌باخداترجیح‌بدیم💔☘ ــــــــــــــــــ ᪥𖣔᪥ــــــــــــــ «نقشہ ۍخداۅڹد؛ همیشه زیباتر از خواستہ هاے ماسٺ🌱👒» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@tafserqoran ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌