🌖 تقویم نجومی اسلامی 🌔
🌱 تـقـویـم عـطـڔ انتظاڔ 🌱
🔺 شبنه ۲۴ مهـــــرماه ۱۴۰۰
🔺 شنبه ۰۹ ربیع الاول ۱۴۴۳
📆 مناسبت های روز:
آغاز امامت حضرت مهدی (عج)
📗 احکام دینی و اسلامی:
💠روز صالح و نیکویی است برای:
✔️قرض دادن
✔️زراعت و کشاورزی
✔️تجارت
✔️غرس درختان
✔️جنگیدن
🔸شخص گریخته پیدا شود.
🌴قدم نو رسیده میمون و مبارک است.
🔹مسافرت در این روز بسیار خوب و پسندیده است و شخص مسافر جز خیر و خوبی چیز دیگری در این سفر نخواهد دید.
🔸اصلاح مو (سر و صورت) در این روز ماه قمری سبب درد شود.
🔹حجامت در این روز ماه قمری خوب نیست.
👻شنبه روز خلق جنیان و روز مکروه خُدعه است
🔸مباشرت در این شنبه شب (شنبه که شب شد) روایتی بر کراهت یا استحباب آن وارد نشده است.
🔺 شنبه برای گرفتن ناخن، روز بدی است و طبق روایات ممکن است موجب بیماری خوره و آکله در انگشتان گردد.
🔹شنبه برای بریدن دوختن ، خریدن و پوشیدن لباس نو روز مناسبی نیست طبق روایات موجب بیماری می شود مگر آن را هدیه دهد.
🔸وقت استخاره در روز شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا مغرب.
🌷ذکر روز شنبه یا رب العالمین ۱۰۰ مرتبه
💠ذکر بعد از نماز صبح یا غنی(۱۰۶۰ مرتبه) موجب غنی و بی نیاز شدن میگردد.
🦋`روز شنبه متعلق است به حضرت رسول اکرم بهتر است در این روز اعمال خیر و نیک خود را به ساحت مقدس ایشان هدیه کنیم.
#الّلهُــــمَّ_عَجِّـــــلْ_لِوَلِیِّکَـــــ_الْفَــــــرَجْ
___________
🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱
@taghvim_nikan
قتل عمر ابن خطاب
-------------
🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱
@taghvim_nikan
🌸تـقـویـم عـطـڔ انتظاڔ🌸
قتل عمر ابن خطاب ------------- 🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱 @taghvim_nikan
9 ربیع الأوّل
1 ـ قتل عُمَر بن خطّاب
در آخر شب نهم ربیع الأوّل سال 23 هـ یا 24 هـ عُمَر بن الخطاب از دنیا رفته است، (6) و قول اهل سنّت روز چهارشنبه 26 ذی الحجّه است. (7)
← ماجرای قتل عُمَر
عُمَر بن خطّاب به دست ابو لُولُو که نامش فیروز و غلام مغیرة بن شعبه بود، چند ضربه خنجر خورد که منجر به مرگ او شد. (8)
بنا بر مشهور (9) هنگامی که ابو لُولُو ضربه ها را بر عُمَر زد و خواست فرار کند، عدّه ای مانع شدند، و 12 نفر را مجروح کرد که شش نفر از آنها مردند. (10)
← عُمَر در بستر مرگ
هنگامی که عُمَر را به خانه بردند مقداری نبیذ آوردند و او خورد ولی از قسمت های ضربت خورده خارج شد و معلوم نشد از کجا خارج شده زیرا با خون همرنگ بود.
لذا عدّه ای گفتند خلیفه شیر بخورد زیرا سفید است و معلوم می شود.
شیر را خورد و از محلّ ضربه ها خارج شد. حاضرین برای دلگرمی گفتند : «مانعی ندارد، ضرری نمی زند» ! اما ضربه های جناب ابو لُولُو کارگر شد و به خلیفه ی سابق ملحق شد. در روز سوّم در جنب ابوبکر دفن شد. (11)
او را در حالی که کنار رسول خدا صلّی الله علیه و آله دفن کردند که چندی پیش از آن خودشان حدیثی را به پیامبر صلّی الله علیه و آله نسبت دادند که فرموده است :
«نحن معاشر الأنبیاء لا نورّث و ما ترکناه صدقة» ! یعنی ما گروه پیامبران ارثی باقی نمی گذاریم و هر آنچه که باقی گذاشتیم صدقه است !!
پس چگونه آن دو را در خانه ای که پیامبر صلّی الله علیه و آله صدقه گذارده بودند دفن کردند ؟
یا اینکه فقط این منع ارث مخصوص پیامبر صلّی الله علیه و آله بود و همسرانش از این قاعده مستثنی بودند ؟
و در این صورت هم اگر زنان از اموال غیر منقول ارث می بَرند باز هم کافی نبود؛ زیرا یک هشتم ارث پیامبر صلّی الله علیه و آله اگر در بین همسرانش تقسیم می شد نصیب عایشه و حفصه بیشتر از یک وجب در یک وجب نبود !!
با همه ی این مطالب چرا آن دو را در کنار رسول خدا صلّی الله علیه و آله دفن نمودند ولی نگذاشتند فرزند و ریحانه ی رسول خدا صلّی الله علیه و آله امام حسن مجتبی علیه السلام را کنار قبر جدّشان رسول خدا صلّی الله علیه و آله ببرند !!
عُمَر مدّت ده سال و شش ماه و چهار شب حکومت کرد. او اوّلین کسی بود که نام خود را امیر المؤمنین گذاشت، و ابوموسی اشعری اوّلین کسی بود که او را در منبر به این نام خطاب کرد. (12)
📚 منابع :
6. مدینة المعاجز : ج 2، ص 97. و ... .
7. اخبار الطوال : ص 139. و ... .
8. توضیح المقاصد : ص 33. و ... .
9. زاد المعاد : ص 34.
10. بحار الأنوار : ج 31، ص 113، ج 95، ص 199. و ... .
11. الغدیر : ج 6، ص 257. و ... .
12. تتمّة المنتهی : ص 11. مستدرک سفینة البحار : ج 5، ص 210.
#الّلهُــــمَّ_عَجِّـــــلْ_لِوَلِیِّکَـــــ_الْفَــــــرَجْ
___________
🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱
@taghvim_nikan
9 ربیع الأوّل
2 _ قتل عُمَر بن سعد
عُمَر بن سعد فرمانده ی ظالم لشکر یزید در این روز به دست مختار ثقفی رَحِمَهُ الله به درک واصل شد. (21)
📚 منابع :
21. زاد المعاد : ص 344. ریاض العلماء : ج 5، ص 507.
#الّلهُــــمَّ_عَجِّـــــلْ_لِوَلِیِّکَـــــ_الْفَــــــرَجْ
___________
🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱
@taghvim_nikan
🔵 امام حسن عسکری علیه السلام:
کسی در آخرالزمان از هلاکت و نابودی نجات پیدا نمی کند، مگر این که خداوند او را به دعا برای تعجیل فرج و ظهور موفق بگرداند.
📚 بحار الانوار، ج۱۰۲، ص۱۱۲
#الّلهُــــمَّ_عَجِّـــــلْ_لِوَلِیِّکَـــــ_الْفَــــــرَجْ
___________
🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱
@taghvim_nikan
#الّلهُــــمَّ_عَجِّـــــلْ_لِوَلِیِّکَـــــ_الْفَــــــرَجْ
___________
🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱
@taghvim_nikan
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#الّلهُــــمَّ_عَجِّـــــلْ_لِوَلِیِّکَـــــ_الْفَــــــرَجْ
___________
🌱 تـقـویـم نجومی عـطـڔ انتظاڔ 🌱
@taghvim_nikan
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا صاحب الزمان مددی✅
@taghvim_nikan
🌺 ١٠ ربیع الاول 🌺
🌹 سالروز ازدواج پیامبر مهربانی، رسول ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و حضرت امالمومنین خدیجه کبری سلام الله علیها مبارک باد 🎉
@taghvim_nikan
🌖 تقویم اسلامی نجومی 🌔
🌱 تـقـویـم عـطـڔ انتظار 🌱
🔺 دوشبنه ۲۶ مهـــــر ماه ۱۴۰۰
🔺 دوشنبه ۱۱ ربیع الاول ۱۴۴۳
📗احکام دینی و اسلامی:
💠امروز برای انجام امور زیر مناسب است:
✔️تزویج
✔️دیدار با امرا
✔️خرید و فروش
✔️شروع شرکت
✔️شروع کسب و کار
🌴مولود آسان متولد شود.
🔸سفر خوب است.
🌾طبق روایات، اصلاح مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، موجب عزت می گردد.
🌱از نظر قمری خون دادن یا حجامت در این روز از نظر ماه قمری ، خوب نیست.
🌱 روز دوشنبه روز خلق چارپایان ، خشکی و دریاست.
📌مباشرت در شب سه شنبه مستحب است و فرزند آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزي او مي شود ، خداوند او را با مشرکان عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو، دلش رحيم و جوانمرد خواهد بود ، زبانش از دروغ ، غيبت وتهمت و پاک باک مي ماند.
🌷ناخن گرفتن خوب است ، حافظ ، قاری قرآن ، نویسنده و توانگر گردد.
🦋 دوشنبه برای بریدن، دوختن ، خریدن و پوشیدن لباس نو روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت می شود.
️🌴 این دوشنبه برای نوره کشیدن (رفع موهای بدن با نوره) مناسب است.
🎋 وقت استخاره در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن)
🔸 ذکر روز دوشنبه : یا قاضی الحاجات ۱۰۰ مرتبه.
🔹ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه یا لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد.
🦋 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به حضرت امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
#الّلهُــــمَّ_عَجِّـــــلْ_لِوَلِیِّکَـــــ_الْفَــــــرَجْ
___________
🌱 تـقـویـم عـطـڔ انتظار 🌱
@taghvim_nikan
🌸تـقـویـم عـطـڔ انتظاڔ🌸
#رمان_چاه_غفلت #پارت_بیست_وهفتم با روشن شدن هوا مدارک هایی که نیاز بود رو برداشتم و از خونه خارج شد
#رمان_چاه_غفلت
#پارت_بیست_وهشتم
مامان نگاهش به من افتاد اشکهای صورتش رو پاک کرد و صداشو بالا برد و گفت: معلوم هست کجایی؟ چرا گوشیت خاموشه ؟ نمیتونستی یه خبری از خودت بدی ؟
دستهای مشت شده جواد رو میدیدم که از عصبانیت به هم فشرده میشده
معصومه: این خانم اصلا به فکرش هم خطور نکرده که خانواده اش از نگرانی دارن دِق میکنن ،خوش گذشت ؟؟
_رفته بودم امام زاده صالح ،بچه ده ساله نیستم که مدام گزارش بدم دارم چیکار میکنم
نگرانی های شما هم به من ربطی نداره ،شما دلتون به حال خودتون بسوزه که تو آتیش گناه دارید دست و پا میزنین
بابا نزدیکم شد و روبه روم ایستاد
دست مردانه اش روی صورتم نشست
اولین بار بود این چشمهای پر خشم رو دیده بودم چشمهایی که از عصبانیت به رنگ خون شده بود..
گُر گرفتگی صورتم رو حس میکردم دستم رو روی صورتم گذاشتم
بابا: وقتی تو خونه پدرت هستی پس کارات به ما ربط داره ...وقتی تو خونه پدرت هستی رفت و آمدهات به ما ربط داره ...وقتی تو خونه پدرت هستی درست صحبت کردن با بزرگترت به ما ربط داره ..متوجه شدی؟؟
بغضمو در گلو خفه کردم و با صدای بلند گفتم :مگه من کجا رفتم که باید جواب پس بدم ؟
مگه رفتم کار خلافی کردم ؟
مگه رفتم عیش و نوش که مثل متهم ها باهام برخورد میکنید؟
مگه امام زاده رفتن نیاز به بازخواست کردن داره؟
بزن بابا جان اشکال نداره تو راهی که من قدم برداشتم پی همه چیز رو به تنم مالیدم
پس منو با این تهدیدات و زدن ها نترسونید
من برای سید ع حتی از جونمم میگذرم
از کنارشگذشتم و به داخل خونه رفتم
نگاهی به سفره افطار کردم که دست نخورده بود و این نشون میداد که از دلشوره و اضطراب حتی افطار هم نکرده بودن
وارد اتاقم شدم و در قفل کردم
رو به روی اینه ایستادم ،دستمو از روی صورتم برداشتم .رد انگشتهای بابا روی صورتم جا خوش کرده بود
نمیدونستم چی شد که صدامو برای بابا بالا بردم .تاحالا هیچ وقت اینطوری با بابا صحبت نکرده بودم
صدای جواد رو از پشت در شنیدم
جواد: مریم جان درو باز کن برات غذا آوردم
با شنیدن صداش عصبانی شدم و گفتم: اشتها ندارم
جواد: نمیشه که ..زن عمو گفت دیشب سحری هم نخوردی اینجوری فشارت میافته ،باید جون داشته باشی که فردا رو هم روزی بگیری یا نه!
_اینکه میخوام غذا بخورم یا نه به خودم مربوطه نیازی ندارم به دلسوزی کسی ،اصلا میخوام از گرسنگی بمیرم به شما ربطی داره؟
جواد: خیلی بیمعرفتی مریم به من ربط نداره؟ یه نگاه به حلقه تو دستت بنداز ببین به من ربطی نداره؟
یه نگاه به شناسنامه ات بنداز ببین به من ربطی نداره ؟
به من ربطی نداره که جونم به جونت بسته اس؟ اینکه حال خرابت و میبینم و دلم میخواد زمین دهن باز کنه و بلعیده بشم..خیلی بیمعرفتی مریم
باشه اشکالی نداره سینی غذا رو پشت در میزارم..
بعد از چند لحظه صدای خداحافظی جواد با بابا و مامان رو شنیدم
کنار پنجره رفتم و پرده رو کمی کنار زدم جواد از داخل حیاط به پنجره اتاقم نگاهی کرد و رفت
افطارم رو با نقل هایی که خادم امامزاده داده بود باز کردم
بعد از مدتی در اتاق و باز کردم نگاهی به سینی غذا انداختم.
مامان گوشه ای نشسته بود و در حال قرآن خوندن بود
به سمت آشپز خونه رفتم ، وضو گرفتم وبه اتاق برگشتم
نیمه های شب فدایی احمد آیدی شخصی رو فرستاد وگفت که این خانم یکی از انصار سید احمد ع هست و قم زندگی میکنه برای مدتی به تهران میاد حتما به ملاقاتش برو خیلی میتونه تو این شرایط کمکت کنه
از اینکه میتونستم با یکی از انصار حضوری صحبت کنم خوشحال شدم
از فدایی احمد تشکر کردم و به آیدیش که اسم کاربریش "خادم الیمانی" بود پیام دادم و خودمو معرفی کردم
بعد از مدتی جواب پیامم رو داد بعد از احوالپرسی گفت هفته بعد برای کاری به تهران میاد تو اون مدت میتونیم باهم در مورد خیلی از مسائل صحبت کنیم
اینقدر خوشحال بودم که مثل بچه ها روز شماری دیدارش رو میکردم
چند رو گذشت ...
خونه انگار بی روح شده بود هیچ کس تمایلی برای صحبت کردن نداشت .
انگار خوشی هم از خونه رفته بود.
صدای خنده ها مون گم شده بودن
به دانشگاه رفتم و آخرین امتحان رو دادم
تو حیاط دانشگاه منتظر لیلا بودم که باهم به خرید بریم که گوشیم زنگ خورد
معصومه بود گریه میکرد، حرفاش بریده بریده بود.
@taghvim_nikan
@taghvim_nikan
@taghvim_nikan
@taghvim_nikan