eitaa logo
در جستجوی تحول | محمد روضه سرا
2.2هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
980 ویدیو
169 فایل
🟢 دکتر محمد روضه سرا ✅ رقابت با نداشته ها؛ مهارت معلمی من است. 💌پرسش و مشاوره با استاد؛ @mahd_i_1403 📣دعوت از استاد برای دوره ها؛ @Vida_HiN
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام رفقای همسفر🚌 فردا زائر اروند و علقمه خواهیم بود. ✔️یادمان عملیات والفجر۸ به عنوان یکی از عجیب ترین و البته ناشناخته ترین عملیات های دفاع مقدس و حماسه ساخت پل بعثت💪 و کار کارستان بچه های جهاد. ✔️عملیات کربلای۴ که دو یادمان دارد، نهرخین و علقمه که روایت هر دو یکی است. ما فردا مهمان یادمان علقمه خواهیم بود و میان نیزارهای آن قدم خواهیم زد و از دور جزیره ام الرصاص را نظاره خواهیم کرد. ✅ بچه های تیم محتوایی، انصافا زحمت خیلی زیادی کشیدند تا محتوای ناب و غیر تکراری از این دو یادمان برایتان آماده کنند. تاکید میکنم 🎵صوت های صبح و بعد از ظهر فردا را خوب گوش بدید. 👌 🔰برنامه فردای کاروان ما 1⃣ ساعت۱۱: شناخت عملیات والفجر ۸ و اروند 2⃣ ساعت۱۲ : نقش جهاد و پل بعث+ چند شهید والفجر۸ 3⃣ساعت۱۵ :قصه های کربلای۴ در علقمه 4⃣ساعت۱۶:قصه خط شکنان غواص 5⃣ساعت ۲۰:قصه های ناب برای جوان های ناب امروز http://eitaa.com/tahavole
🌹حکایت اروند اما فرق دارد قصه، دل به اروند زدن را شنیده ای.. زیر لب گفت خدایا به امید خودت برای دین خودت و بر دل آب زد.. و خدا او را برای خود خرید بی آنکه ذره ای از او باقی بماند http://eitaa.com/tahavole
🚤اروند ... از کجایش بگویم ... از آن پل های متحرکش که رزمندگان آن ها را یک به یک با دستان خود ساخته اند ؟ و یا از آن جمله های نابی که آدم را تا مرز شهادت راهی میکند ؟ ویا از آن صدای دلنشین اروند که گویی گلی در درونش به نجوا نشسته و یا از دل ناآرام اروند و یا باید از آن شهید گمنامی بگویم که در قلب اروند به تماشایمان نشسته شایدم باید از آن موشک هایی بگویم که برای به نمایش گزاشتن قدرت نظامی این خاک عزیز در کنار اروند آماده اند تا با یک حرکت دشمن ، هیفا را با خاک یکسان کند... 🏝یا آن نخل های بی سر که نشان از شهیدانی دارند که بی سر پر پر شده اند .. ای نخل بی سر و سوخته.. حال تو بگو برایم که چه چیزها به خود دیده و شنیده ای ؟؟ 🥀خـــــدای من نیزار هایش را که نگو ، نیزار هایی که با خون سرخ لاله ها اینگونه سر به فلک کشیده اند .... آن لحظه را به یاد داری ؟؟ همان لحظه که راوی روایت میکرد و دلت تنهایی میخواست ؟؟ همان لحظه که از جمع جدا شدی و با دل ناآرامت به طرف دل ناآرام اروند روانه شدی ؟؟ همان لحظه که با او درد و دل میکردی ‌‌ چشمانت آرام نداشت ولی ... در دلت آرامشی پیدا نشدنی وجود داشت .... و همان لحظه که شنیدی کسی گفت : وقت رفتن است ... و باز دلت ناآرام شد ... دلت آرامش چنددقیقه پیش را میخواست .. ولی ... http://eitaa.com/tahavole
✅ عصر روز عملیات کنار اروندرود، مزرجی که نوزده سالش بود و فرمانده ی ما بود به شوشتری گفت امشب از اروند نمیتونیم بگذریم. آنجایی که آموزش دیدیم عرض و شدت آب اینجوری نبود. شوشتری گفت اگر امشب ما رو بعثی ها نزنند کوسه ها میزنند، کوسه ها نزنند دشمن میزنه، هیچ کدوم نزنن لای سیمهای خاردار و تله ها نمی تونیم از آب رد شیم ولی من وارد آب می شم برای اینکه امام در جمارانه بهش بگند که بچه ها زدن به خط. وظیفه ی ما به آب زدنه، از آب بیرون اومدن وظیفه ی ما نیست و با خداست. گفت خدای آن طرف اروند خدای این طرف اروند هست. اگر کسی این طرف اروند قلبش آرامه، اون طرف میترسه توحیدش مشکل داره این خدا همون خداست. ان شاالله خدایی که موسی رو از نیل عبور داد مارو از اروند عبور میده و همین طور هم شد و ما با یک شهید از اروند عبور کردیم . 🎙راوی استاد رحیم پور ازغدی از والفجر ۸ http://eitaa.com/tahavole