هدایت شده از پژوهشهای تاریخ اسلام
عزاداری در ایران در طول تاریخ (5)
صفویه؛ شکلگیری طایفهای به نام «مداحان»؛ علت سروده شدن ترکیببند محتشم
در زمان برآمدن صفویان مذهب رسمی اکثر مناطق ایران مذهب اهل سنت بود، البته به استثنای مازندران (طبرستان) که از دیرباز به تشیع متصف بود. اما سرانجام شاه اسماعیل صفوی در سال 907 هجری سلسلۀ صفویه را بنیان گذارد و تشیع را مذهب رسمی کشور اعلام کرد. در همان زمان طایفهای حکومتی به نام «تبرائیان» شکل گرفتند که کارشان این بود که در گوشه و کنار و محلات میگشتند و با صدای بلند بر خلفای سهگانه و سنیان و دشمنان ائمه لعن و طعن میفرستادند. در مقابل، عابران و مستمعان هم وظیفه داشتند سخن آن طایفه را با «بیش باد و کم باد» همراهی و تأیید کنند و اگر کسی در این کار تجاهل میورزید و کوتاهی میکرد، بعید نبود که فیالفور به تیغ تبرائیان گرفتار آید و جانش را بستانند.
همچنین به موازات تبرائیان کسانی هم بودند که در مدح امام علی اشعاری را میخواندند و سپس خلفای ثلاثه را سب میکردند؛ اینان «مداح» نام گرفتند و گویا از همین دوران به بعد است که طایفهای به نام «مداحان» در ایران ظهور کردند.
در دورۀ شاه تهماسب اول روضهخوانها و نوحهخوانهای بسیاری ظهور کردند. شعرا نیز در این دوره به سرودن مراثی و مناقب پیامبر و خاندان او پرداختند که از آن میان محتشم کاشانی با ترکیببند معروف خود گوی سبقت را از دیگران ربود؛ ترکیببندی که به سفارش شاه تهماسب اول سروده شد. طبق روایت عالمآرای عباسی آنگاه که محتشم قصیدۀ غرایی را که در وصف شاه تهماسب سروده بود به محضر شاه عرضه کرد، برخلاف انتظار، با خشم وی مواجه شد، چراکه شاه تمایل نداشت شاعران او را مدح کنند، بلکه آنان را تحریض میکرد تا طبع خود را در مدح و ثنای اهل بیت به کار گیرند.
البته درباره سبب سرایش ترکیببند محتشم دو قول دیگر هم مشهور است. قول اول را ذبیحالصفا در تاریخ ادبیات ایران ذکر میکند، مبنی بر اینکه محتشم در اصل قصیدهای در مدح پریخان خانم – دختر شاه تهماسب – سروده بود، نه در مدح خود شاه که با آن رفتار وی مواجه شد.
قول دوم را که مشهورتر از اولی است مدرس تبریزی در ریحانة الادب آورده است: محتشم پس از فوت برادرش عبدالغنی مراثی بسیاری در رثای او سروده بود. تا آنکه شبی در عالم خواب امیرالمؤمنین را دید که به او فرمودند: «چرا در مصیبت برادرت مرثیه گفتهای، اما برای فرزندم حسین مرثیه نمیگویی؟». محتشم پاسخ داده بود که آغاز سخن را نمییابم و حضرت فرموده بودند که بگو: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دهۀ اول محرم هر روز گزیدهای از «عزاداری در ایران در قرون مختلف» را منتشر میکنیم. در این مجموعه از دوران آلبویه آغاز میکنیم و نگاهی خواهیم داشت به عزاداری در دورههای مختلف تاریخی. منبع ما در انتشار محتواهای مربوط به «عزاداری در تاریخ ایران» فصل اول کتاب رسانۀ شیعه نوشتۀ محسن حسام مظاهری است. گفتنی است با توجه به ارجاعات بسیار این کتاب به منابع مختلف و بهخصوص شیوۀ ارجاعدهی درونمتنی، برای رعایت اختصار ارجاعات به منابع مختلف را حذف خواهیم کرد، و خوانندگان برای مطالعۀ بیشتر باید به اصل کتاب رجوع کنند.
#عزاداری #عاشورا #صفویه #مداح #محتشم #تهماسب
دوستان خود را از طریق لینک زیر به کانال مرکز پژوهشهای تاریخ اسلام دعوت کنید:⬇️⬇️
https://eitaa.com/joinchat/3977314320C4b988b21e1
هدایت شده از سیدالعلماء
از ما که گذشت ولی شما #جوان ها سعی کنید انشاءالله شیرینی #روحانیت را دریابید؛ که دیگر [در این صورت] تا آخر عمر منتظر #شهریه، منتظر #سهم_امام و #خمس و اینها نیستید؛ خودتان پایهریز هستید؛ خودتان کسب میکنید و خرج میکنید. برای دین #اسلام مادر میشوید، نه آنکه از دین اسلام استفاده کنید. انسان حکم مادری پیدا میکند. یک #مسجد میسازد و در اطراف آن #فکر میکند که چه #موقوفه هایی برای مسجد درست کند، #روحانی از کجا بیاورد، #مداح از کجا پیدا کند. همهاش در این فکر است. و تا آخر عمر خرج مسجد میکند چون نتیجهی آن را یافته است؛ عین مادری که #فرزند خود را به #دانشگاه میفرستد و برای او زحمت میکشد، قرض میگیرد تا او را اداره کند.
بنابراین مسجدداری اینگونه است نه آنکه مسجدداری این باشد که خداینخواسته مثلاً بگوید: فلان مسجد درآمدش بیشتر است! -نعوذ بالله، چنین کسی ما نداریم-. بنده در یک مسجدی بودم که یک حاج آقایی از بازاریها با همین طرز تفکر بود که گفته بود که: فلانی مسجدش سرقفلی دارد. من روی منبر گفتم: آن مسجدی که سرقفلی داشته باشد پارکینگ است، مسجد نیست. پارکینگ سرقفلی دارد. مسجد که سر قفلی نمیشود داشته باشد.
اینکه انسان بخواهد در خدمت دین اسلام قرار بگیرد، منصب و #توفیق بالایی است. فکر کسب درآمد -خدای نخواسته- از #حماقت و نفهمی است. از این است که از روحانیت چیزی نفهمیده است؛ بله، انسانی که محتاج هست، احتیاجات او را خداوند متعال به وسیلهی #بیتالمال یا امور دیگر رفع میکند. دستگاه حضرت #صاحبالامر (علیهالسلام) در معنا مواظب است، حضرت دفتر دارد. رفت و آمد افراد تحت نظر است که کجا میروند، چگونه خدمت میکنند، از کجا سواد و #علم کسب میکنند، و در کجا خود را خرج میکنند، چند نفر را تا حالا #هدایت کرده، حمد و سوره چند نفر را تصحیح نموده، چقدر #امر_به_معروف و #نهی_از_منکر کردهاند. تمام اینها در دفتر ثبت میشود. وارد شده که در ایام قدر ماه #رمضان و در #شب_قدر، پروندهی اعمال را خدمت حضرت میآورند. در روز ۲۳ رمضان در #خواب مرحوم علامه #عسکری را دیدم که پروندهای را در دست داشت و مشغول صحبت بودند، در خواب به من گفت: فلانی دوم شد و چه شد و... . در #باطن [ عالم] اینگونه است. در زمان جوانی دوستی به من گفت که من ماه رمضان به فلان آبادی نزدیک #اراک برای #تبلیغ میروم، امسال نمیتوانم بروم، شما بهجای من بروید. من هم گفتم انشاءالله میروم. در خواب دیدم که مثل ماشین ژاندارمری که هرکس را از سر پست خودش پیاده میکند، من هم جزء آنها هستم [ که سر پست پیاده میشوند]. خدمتها همگی در دفتر ثبت میشود، و مدیر دارد. شناخته میشود، حقوق دارد.
۹۱٫۱۱٫۱۶
☑️ مرحوم آیتالله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama