هدایت شده از جزئیاتکسلکننده☫
ستاد مبارزه با بیکارا، بابای پونیو، باکی، اشتباه، انابه، مفلوک العباس، آنچهمینویسد، شکارگاه زد، تهخیار، النهج، زکریای ناراضی، می، موهوم، living kills، مجموعه حسنین، مجمع یهود ستیزان ایران گستر، امحاء، ضحی دختری در مزرعه، الله، زیادیاوهمیگویم، June 9، هزار و یک شب، ببخشید چی؟، من، یک ایانتیپی متغیر،
ببین اخوی، من فی الحال، عبدک الضعیف، اسپی، paddington، خمیردندون، و همهی بچههای تلسکوپ
آبجیم عاشق امیر شده تو دلدادگان
ساعت نه شب شبیه ارغوان امیر و نگاه میکنه. Ah shit here we go again.
اگر این افسانه فرزانه هر سگی هست، بهجای قیافش یکم رو اخلاقش کار میکرد شاید اینقدر پدرسگ به نظر نمیرسید
مثل اینکه واقعیه.
مثل اینکه خود آقا نیومدن واسه پیکرشون نماز بخونند، حالا چجوری باید باهاش کنار بیام؟
بابام میگفت آقا تو دیدارهایی که بین مردم داشتند، همینطور که تو ماشین بودند برای مردم آیتالکرسی میخوندن که یه وقت وقتی دنبال ماشین میان اتفاقی براشون نیوفته
الان از بالا داری برامون آیتالکرسی میخونی؟