دیگه لفظ ببخشید به عنوان یک نوع معذرت خواهی تو زندگیم به کار نمیره یجورایی شبیه تکیه کلاممه، مثل سلام یا چطوری
مثل حرفای روزانه
احساسی چون سوختن و خاکستر شدن. و چه عذاب آور است که حتی نمیتوانم بگویم: دارم زجر میکشم. بیخود تلاش نکنید بیاعتنا از کنار این یگانه دوزخ تاریخ بشری بگذرید و آن را کم ارزش جلوه دهید.
فلسفه؟ دروغ است. اصول اخلاقی؟ دروغ است. مشتی دروغاند.
- شایو
Masoumeh is speaking
احساسی چون سوختن و خاکستر شدن. و چه عذاب آور است که حتی نمیتوانم بگویم: دارم زجر میکشم. بیخود تلا
میخواهی در نمایشی از نیومدی بمیری؟ نه، خیلی ممنون. ترجیح میدهم به دست خودم بمیرم.