هدایت شده از Incredibly Close
"میخوای به اونا نزدیک بشی ولی نمیخوای یکی از اونا باشی"
هدایت شده از LittleDarkAge.(ممد و ماهی)
کتاب خوندن مثل خرید چوبدستیه. این تو نیستی که چوبدستیت رو انتخاب میکنی، چوبدستی تورو انتخاب میکنه.
با مامانم داشتم راجع به آینده حرف میزدم یهو دراومد گفت وقتی یکمی دیگه بگذره خودت میبینی داری عین آدم بزرگا برخورد میکنی ولی خودت متوجهش نشدی، پس تا میتونی استفاده کن از سنت
من میترسم، من خیلی از اون موقع میترسم
و بیشتر از اون میترسم که این ترسم مانع استفادهی درستم بشه.
اینکه آدم میبینه بقیه هم مثل خودش داخل یه گذشته و خاطرات مشترک گیر کردن خیلی حس خوبیه
حس تنهایی نمیکنه، و به این فکر میکنه چقدر خوبه بقیه هم حواسشون به اون گذشتهس