Masoumeh is speaking
شصت و نهمی، جای خالی سلوچ
یکمی وایبش شبیه سمفونی مردگان بود
Masoumeh is speaking
And you never knew how much I really liked you because I never even told you
Masoumeh is speaking
نمیدونم کی قراره این پروسهی بزرگ شدن عادی بشه برام، هرسری به سنم فکر میکنم پشمام میریزه مگه چیز
الان هرسری برام یادآوری میشه من یازدهمم واقعا برگام میریزه، از اون ور هرکس بهم یادآوری میکنه دوستام هم باهام بزرگ میشن یا ازم بزرگترن بیشتر پشمام میریزه
هدایت شده از شوالیهایدرتکامل.
بعد مثلاً فکر کن تمیمی که وقتی فهمیدم کلاس هفتمه داد و بیداد میکردمم کهه نههه تو حداقلل نهمییی چطوری انقدرر کوچولوییی یاخدااا باورم نمیشه الآن یک معصومهی یازدهمیه.
هدایت شده از شوالیهایدرتکامل.
خدا بقیهاش رو بهخیر کنه، میترسم یهو به خودم بیام ببینم پسر دومی فاطمهزهرا رفته خاستگاری دختر اول معصومه. بعید نیست، هست؟