❁﷽❁
چو نوشیدم زلبهایش شراب آهسته آهسته
از عشق او شدم مست و خراب آهسته آهسته
نگاه گرم و جانسوزش ز بس زد آتشم بر جان
درون سینه ام دل شد کباب آهسته آهسته
لب و چشم و قد و زلفش تبانی کرده و باهم
بپا کردند در من انقلاب آهسته اهسته
چه می گویی که نسبت نیست بین آب و آتش او
به جان آتش زد و دل گشت آب آهسته آهسته
کشد آخر به رسوایی مرا عشقش کشم از بس
ز دست مردم چشمش عذاب آهسته اهسته
حسادت می برم وقتی که دست باد زلفش را
دهد با مهربانی پیچ و تاب اهسته آهسته
به عشق او رسان آزاد را یا رب که گردانی
دعای عاشقان را مستجاب آهسته آهسته
📜شاعر :جناب آقای سعید آزاد
#شعر_ناب
#آهسته_آهسته
#متن_نوشت
#گروه_تبلیغی_هنری_تارینو
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
https://eitaa.com/tarino
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈