📚کتاب رمان پسرک فلافل فروش
#پارت126
(وصيتنامه)
هادي با اينكه سه ماه در مناطق مختلف عملياتي حضور داشت اما فقط يك هفته قبل از
شهادت دست بر قلم برد و وصيتنامه خود را اينگونه نگاشت:
اينجانب محمدهادي ذوالفقاري وصيت ميکنم که من را در ايران دفن
نکنند. اگر شد، ببرند امام رضا ع طواف بدهند و برگردانند و در نجف و
سامرا و کربلا و کاظمين طواف بدهند و در وادي السلام دفن کنند.
دوست دارم نزديک امام باشم و همه ي مستحبات انجام شود. در داخل و
دور قبر من سياهي بزنند و دستمال گريه ي مشکي و ... مثل تربت بگذارند.
داخل قبر من مثل حسينيه شود و اگر شد جايي که سرم ميخورد به سنگ
لحد، يک اسم حضرت زهرا س بگذارند که اگر سرم خورد به آن سنگ،
آخ نگويم و بگويم يا زهرا س
بالای سر من روضه و سينه زني بگيرند و موقع دفن من، پرچم بلای قبرم
قرار بگيرد و در زير پرچم من را دفن کنيد.
زياد يا حسين ع بگوييد و براي من مجلس عزا نگيريد، چون من به
چيزي که ميخواستم رسيدم. براي امام حسين ع و حضرت زهرا س
مجلس بگيريد و گريه کنيد.
من را رو به قبله صحيح دفن کنيد... روي سنگ قبرم اسم من را نزنيد و
بنويسيد که اينجا قبر يک آدم گناهکار است.
⋆C᭄زندگے بــا خدا زیــباستC᭄⋆
☜ تَࢪڪِگُناہ
🌻⃟•°➩‹@TARKGONAH1