چه تنهایی عجیبی! پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجرهی خود تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.
اما هیچچیز زیباتر از این نیست که پس از دلمردگیای دراز، باری دیگر نور در وجودت سربردارد.
هیچوقت یکی را با همهی وجودت دوست نداشته باش؛ یک تکه از خودت را نگهدار برای روزهایی که هیچکس را به جز خودت نداری.