هدایت شده از مرکز نشر آثار آیتالله بهجت
🗓 سهشنبه ٢٣ آذر ماه ١۴٠٠
#اینگونه_بود ...
🔻 خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیتالله بهجت قدسسره:
▫️️پسر آیتالله میلانی به دیدارش آمد و گفت: «همۀ آنهایی که اَقدم از شما بودند، از دنیا رفتهاند.
▫️دیگر کسی مقدم بر شما نیست.
▫️چرا رساله نمیدهید؟»
▫️ناراحتی دوید توی چهرهاش؛ یک جوری رنگ چهرهاش تغییر کرد که انگار حرف خیلی تلخی شنیده باشد.
▫️هروقت تعریف و تمجیدی دربارۀ خودش میشنید، همینطور میشد...
📚 به شیوه باران، ص۶١
🔻مناسبتها:
🔹 شهادت محمدبنجمالالدین، معروف به شهید اول؛ ۷۸۶ق.
☑️ کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت #آیت_الله_بهجت قدسسره
✅ @bahjat_ir
هدایت شده از مرکز نشر آثار آیتالله بهجت
🗓 سهشنبه 23 فروردین ماه 1401
#اینگونه_بود ...
🔻 خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیتالله بهجت قدسسره:
▫️بچهها را که میدید، گل از گلش میشکفت.
▪️یکجوری با آنها ارتباط برقرار میکرد.
▫️به بچههای ٧-٨ ساله بهاندازۀ مردهای بزرگ احترام میگذاشت؛ «شما» خطابشان میکرد.
▪️به بچهای که کنار پدرش نشسته بود و با کنجکاوی و بازیگوشی داشت نگاهش میکرد، به شوخی میگفت: «شما پدر ایشونید یا ایشون بابای شمان؟!»
📚 به شیوه باران، ص٢٣
🔻مناسبتها:
🔹 رحلت حضرت خدیجه علیهاالسلام؛ 3 سال پیش از هجرت
☑️ کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت #آیت_الله_بهجت قدسسره
✅ @bahjat_ir
هدایت شده از مرکز نشر آثار آیتالله بهجت
🗓 سهشنبه ٣٠ فروردین ماه ١۴٠١
#اینگونه_بود ...
🔻 خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیتالله بهجت قدسسره:
▫️ برای او که شیوۀ معمولش سکوت و کمگویی بود،
▪️«نگاه» میشد کبوتر نامهبر.
▫️به تکتک آدمهایی که میآمدند مسجد، نگاه میکرد.
▪️با نگاه سلام میداد، دلجویی میکرد.
▫️آنهایی را که ته صف و یا کُنجی نشسته بودند و چندان به چشم نمیآمدند هم میدید.
▪️نیازمندها را رصد میکرد؛
▫️به اطرافیانش میگفت: «آن آقا را میبینید؟ هم او که جلوی در نشسته، این پول را بدهید بهش.»
▪️یا: «آن دیگری را میبینید آن گوشه، این هدیه را بدهید ببرد.»
📚 به شیوه باران، ص٢۴
🔻مناسبتها:
🔹 جنگ بدر؛ 2ق.
🔹 دستور امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف برای بنای مسجد جمکران؛ ٣٧٣ق.
☑️ کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت #آیت_الله_بهجت قدسسره
✅ @bahjat_ir
هدایت شده از مرکز نشر آثار آیتالله بهجت
🗓 سهشنبه ١۵ آذر ماه ١۴٠١
#اینگونه_بود ...
🔻 خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیتالله بهجت قدسسره:
▫️دلم پول پاکیزه میخواست که بزنم به زخم خرج دوا و درمان بیماری.
▫️لنگ پنجاههزار تومن بودم برای نسخۀ آزمایش
▫️و دلم به استفاده از پول بچههایم راضی نمیشد.
▫️میدانستم پول در بانک میگذارند، وام میگیرند
▫️و آن پولها توی زندگیشان وارد شده.
▫️دلم قرص بود که روزی را خدا میرساند.
▫️یک روز کسی از طرف آقای بهجت قدری نبات و یک پاکت آورد؛
▫️توی پاکت، همان پنجاههزار تومن بود.
📚 به شیوه باران، ص۶٠
☑️ کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت #آیت_الله_بهجت قدسسره
✅ @bahjat_ir
هدایت شده از مرکز نشر آثار آیتالله بهجت
🗓 سهشنبه ٩ اسفند ماه ١۴٠١
#اینگونه_بود ...
🔻 خاطراتی کوتاه از سیره و سبک زندگی آیتالله بهجت قدسسره:
▫️ روز خاکسپاری درست چند دقیقه قبل از اینکه کار تمام شود،
▫️ دستبهدست پرچمی آوردند
▫️ و گفتند: «پرچم گنبد حضرت عباس علیهالسلام است.»
▫️ گذاشتیم روی پیکر و لحد را چیدیم...
▫️ یادم افتاد هر وقت کسی میگفت: «دارم میروم کربلا...»،
▫️ آقا پولی میداد و سفارش میکرد توی حرم حضرت عباس علیهالسلام از طرفش زیارتی بخوانند.
▫️ جواب آن زیارتها، بهموقع رسیده بود.
📚 به شیوه باران، ص٧٢
🔻مناسبتها:
🔹 روز حمایت از حقوق مصرفكنندگان
☑️ کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت #آیت_الله_بهجت قدسسره
✅ @bahjat_ir