.
🔻▪️🔻▪️🔻▪️🔻▪️🔻
سلام و عرض ادب خدمت تکتک شما همراهان عزیز و دغدغهمند... 😊 قبل از اینکه به مطالب طبی بپردازیم، لازم دیدم نکتهای را صمیمانه با شما درمیان بگذارم که این روزها خیلی ذهنم را مشغول کرده... 👇
.
همراهانِ جان و عزیزانِ کانال،
یک مطلب مهم بود که مدتی است ذهنم را مشغول کرده و لازم دیدم صمیمانه آن را با شما در میان بگذارم:
شاید در نگاه اول بپرسید ربط این حرفها به کانالِ طبابت چیست؟ اما حقیقت این است که دین و عافیتِ ما از سیاست جدا نیست. 🇮🇷
باید آگاه باشیم و اجازه ندهیم تجربه تلخ سوریه در کشورِ امام زمانمان (عج) تکرار شود. دشمن دقیقاً کمین کرده تا از موجِ گلایهها و نارضایتیهای اقتصادی ما، ویرانهای بسازد؛ اما بصیرت و بیداریِ تکتک ما سدّ راه آنهاست. ⚠️🛡️
امنیت، ریشه اصلیِ هر نوع سلامت و آرامشی است؛ بیایید با هوشیاری، قدردانِ این نعمت بزرگ باشیم و نگذاریم بدخواهان از دردهای ما سوءاستفاده کنند. ✨
عاقبتبهخیر و سربلند باشید. 🙏🌿
.
🔴🟠🟡🔴🟠🟡🔴🟠🟡
🌪️ امتحانات سختِ آخـرالزمان و آزمونِ صبـر 🌪️
این روزها که تلاطم بازار و نوسانِ بیامانِ ارز و تورم، سفرههای خانوادههای نجیب و ضعیف را کوچکتر از هر زمان دیگری کرده، وقت آن است که کمی با خودمان خلوت کنیم. ما در دورانی هستیم که طبق روایات، غربالِ آخرالزمان به شدیدترین حالت خود رسیده است. 📉⚠️
اما بیایید صادقانه بپرسیم: چرا تحملمان کم شده؟
شاید ریشه در سبک زندگی غلطی دارد که سالهاست پیش گرفتهایم. امروز بچههای ما در دنیایی از امکانات غرقاند که نسلهای قبل در خواب هم نمیدیدند؛ اما باز هم ناراضیاند و بیحوصله! چرا؟ چون در این هیاهوی مادی، آرامش روح فدای مصرفگرایی شده است. 📱💔
یک نکته درگوشی و صریح:
گاه «خودکرده را تدبیر نیست»... شاید این روزها تقاص ناشکریهایی را میدهیم که در زمان دولت خادمالرضا (ع) روا داشتیم. بعد از آن مصیبت بزرگ، مدیریتها سست شد و ضعفها نمایان؛ و حالا نتیجهاش را در سفرههایمان میبینیم. 🥀
در این شرایط چه باید کرد؟
۱. آگاهی و بصیرت: بدانیم که این روزهای سخت هم گذشتنی است. اگر بصیرت داشته باشیم و دندان بر جگر بگذاریم، «روسیاهی به ذغال خواهد ماند». دشمن میخواهد ما امیدمان را از دست بدهیم، پس با آگاهی، سد راهشان شویم. 🛡️💡
۲. تمسک به اهلبیت: در ایام ولادت نازدانه امام رضا (ع)، حضرت جوادالائمه (ع)، دست به دعا برداریم. دعا کنیم که شر اشرار و نیرنگِ خائنان به خودشان بازگردد و بلا از جامعه اسلامی دور شود. 🙏✨
بیایید در این تلاطم، هم هوای جیبِ برادرانمان را داشته باشیم و هم هوای ایمانمان را. 🤝🇮🇷
تعجیل در فرج و رفع گرفتاریها صلوات 📿🌹
معصومه سادات کاظمی
.https://eitaa.com/tebkowsar
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌️ظاهرا دختری به سوی کسبه میرود و میگوید: بیایید به خیابان بریزیم! کسبه در پاسخ میگویند: تو که هستی اصلا؟ ما به خیابان نمیرویم، خرابکاری نمیکنیم. سپس دختر را از جمع خود بیرون میکنند
#آنتی_فتنه
━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━
عضویت در خط مقدم افشاگری:
@efshagari57
✨ پشتِ پردهی آن لبخندهایِ باکلاس! ✨
تا به حال فکر کردین چرا روز خواستگاری همه خوشحال و خندون هستن؟ 🤔 همه چیز در نگاه اول عالی به نظر میرسه، اما... آیا پشتِ این قابِ زیبا رو هم میبینید؟ 🧐📸
میدونستید بدنِ آدمها قبل از اینکه زبون باز کنن، دارن تمامِ حقیقت رو فریاد میزنن؟ 🗣️🚫
فردا قراره از رازی رونمایی کنیم که فراتر از تصور شماست؛ چیزی که نه در کتابهای روانشناسی معمولی پیدا میکنید و نه هیچ مشاورهای بهتون میگه! 🤯🔍
قراره با هم یاد بگیریم چطوری با «عینکِ حکیمان» به عمقِ وجودِ آدمها نفوذ کنیم و ببینیم پشتِ آن ظاهرِ آراسته، چه طوفان یا آرامشی نهفتهست... 💎🛡️
فردا، آمادهی یک کشفِ بزرگ باشید... داستانی که شاید مسیر زندگیتون رو عوض کنه! ⏳🔥
✍️ به قلمِ خانم سادات؛ نویسنده کتابهای طبی
.https://eitaa.com/tebkowsar
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸بهترین شغل تو دنیا وجود نداره...
#امام_رئوف
✨کوثری های عزیز، با یک سلام زائر آقا شوید
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام ❤️
.
سلام و درود به همراهان عزیز! 🌸✨
امیدوارم حالتون عالی باشه. امروز خانم سادات اومده 😊با یک محتوای متفاوت و خاص در خدمتتون هستیم که پیشنهاد میکنم اصلاً از دستش ندید.
بدو جا نمونی ها! 🏃♂🏃♂ 🔥
.
🔱بسم الله الرحمن الرحیم🔱
📖 رمان: «رازِ آن چایِ تلخ»
(قسمت اول: تپشهای چادرسفید)
یکهو از خواب پریدم، نبضم توی شقیقههایم میکوبید... 💓 انگار اصلاً نخوابیده بودم. دیشب از آن شبهایی بود که عقربههای ساعت مچیام روی پاتختی، مثل پتک توی سرم صدا میداد. از وقتی چشمهایم را بسته بودم، تمام صحنههای امشب مثل یک فیلم سینمایی پرتلاطم از جلوی چشمم رژه میرفتند. 🎬✨
هفته قبل، دکتر ناصری، آن استاد روانشناسیِ نکتهسنج دانشگاه، راهی جلوی پایم گذاشت که زندگیام را تکان داد. او میگفت: «دخترم ، روانشناس تا طبیب نباشد، روح را نمیشناسد.» و مرا فرستاد پیش «طبیب فاطمی». زنی که چشمانش مثل اشعه ایکس در اعماق وجودت نفوذ میکرد. 🧐💎
هنوز گیجم! او چطور فهمید که خوابهایم پر از «بزن و بکش» و «سقوط در دره» است؟ چطور فهمید صبحها که بیدار میشوم انگار تمام شب با چوب توی تنم کوبیدهاند؟ 🤕 غلظت خون و سردی، وجودم را کسل کرده بود؛ منی که روزی مزاج اصلیام گرم و تر بود. ولی تیر خلاص را وقتی زد که گفت: «فقط با کسی ازدواج کن که مثل اصلِ خودت گرم باشد، وگرنه خوشبختیات یخ میزند!» ❄️🔥
امروز، روزِ سرنوشت است. از صبح لب به غذا و چایی نزدم. اشتها؟ اصلاً! 🚫 همه جا مرتب است؛ سیبهای سرخِ معطر و پرتقالهایی که بوی تازگیشان کل خانه را برداشته، با وسواس چیدهام. دیزاین میز عالی شده، اما انگار هر بار که ظرف کریستال را جابهجا میکردم، لرزش دستانم را لبههای تیز ظرف به رخم میکشیدند. 🍎✨
ناگهان صدای زنگ حیاط بلند شد... «دینگ... دانگ...» اما نه! انگار این صدای زنگ نبود، صدای ضربان قلب خودم بود که توی کل خانه میپیچید: «گوپ... گوپ... گوپ...» 💓 وای خدا! چرا امروز اینقدر استرس دارم؟ همه چیز آماده است، چرا باز نگرانم؟
از پشت شیشه، قامتِ جوانی را دیدم که با یک دسته گل بزرگ از رزهای سپید و یک جعبه شیرینیِ شکیل پشت سرِ پدرش وارد حیاط شد. مادرم از توی آشپزخانه با صدایی که سعی میکرد نلرزد، نجوا کرد: «مریم، یادت نره... فقط گوش نکن، تماشا کن!» 🤫 چادر سفیدم با گلهای برجسته ابریشمی را روی سرم مرتب کردم، آن را زیر چانه محکم گرفتم و با قدمهایی که انگار روی ابر برداشته میشد، وارد پذیرایی شدم. ☁️ حجابِ سپیدم، لرزش شانههایم را پنهان میکرد.
.
https://eitaa.com/tebkowsar