طـیـلا❤️🩹>
احوال من ای دوست چنین است که انگار یک صاعقه بر جنگل خرم زده باشد
دور از تو شبیه م به یتیمی که به رویش
در جمع کسی سیلی محکم زده باشد
طـیـلا❤️🩹>
دور از تو شبیه م به یتیمی که به رویش در جمع کسی سیلی محکم زده باشد
دور از ادب است اینکه بخندد لبت اما
دیوار دلت مشکی و ماتم زده باشد
طـیـلا❤️🩹>
دور از ادب است اینکه بخندد لبت اما دیوار دلت مشکی و ماتم زده باشد
با این همه تا خرده نگیرند عزیزان
میخندم و هرچند دلم غم زده باشد
طـیـلا❤️🩹>
الان دقیقا اونجام که وحشی بافقی میگه :
الهی ؛ جانبِ من کن نگاهی .
طـیـلا❤️🩹>
گفتمت دل را به من بسپار بعدش پای من دست از عاقل شدن بردار بعدش پای من
خواستم با من بمانی باعث آرامشم
غصه ها را گوشه ای بگذار بعدش پای من
طـیـلا❤️🩹>
خواستم با من بمانی باعث آرامشم غصه ها را گوشه ای بگذار بعدش پای من
دست توی دست من بگذار از غم رد شویم
دل بکن از دولت اغیار بعدش پای من
طـیـلا❤️🩹>
دست توی دست من بگذار از غم رد شویم دل بکن از دولت اغیار بعدش پای من
دست ما کوتاه و خرمایِ رهایی بر نخیل
قد بکش روی همین دیوار بعدش پای من
طـیـلا❤️🩹>
دست ما کوتاه و خرمایِ رهایی بر نخیل قد بکش روی همین دیوار بعدش پای من
از حسودان جنایتکار این وادی نترس
حرف حقت را بزن هربار بعدش پای من