eitaa logo
ادبیات استنطاقی با تاکید قرآنی
1.6هزار دنبال‌کننده
2 عکس
3 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: ذلکِ الْقُرْآنُ فاسْتنْطِقُوهُ؛ قرآن را به سخن بیاورید. ادبیاتی (خواه نقلی و خواه عقلی) را دنبالش هستیم که قرآن و روایات را به سخن در می آورد.
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم 💢 يك بحث در علم ادبيات كه بسيار جالب است و مى تواند ثمرات خاص خود را به دنبال داشته باشد و يك مبناى بديع است اين مى باشد كه ( (الجار و المجرور و الظرف) المعاني؟ ) كه نسبت به اين بحث سه قول وجود دارد: ١-مشهور علماء : تعلق گرفتن جار و مجرور به حروف معانى مطلقا (چه حرف نائب از فعل محذوف باشد و چه نباشد) است. ٢-برخى از علماء : تعلق گرفتن جار و مجرور و ظرف به حروف معانى مطلقا (چه حرف نائب از فعل محذوف باشد و چه نباشد) است. ٣-برخى ديگر از علماء : در صورتى كه حرف نائب از فعل محذوف باشد , تعلق گرفتن جار و مجرور و ظرف به آن بنابر سبيل نيابت است ولى در صورتى كه حرف نائب از فعل محذوف نباشد , تعلق گرفتن جار و مجرور و ظرف به آن است. المشهور منع ذلك مطلقًا أي { سواء كان الحرف نائبًا عن فعل حذف أو كان غير نائب عن فعل } و قيل بجوازه مطلقًا أي { لما فيها من معنى الفعل } و فصّل بعضهم فقال : إن كان نائبًا عن فعل حذف جاز ذلك على طريق النيابة لا الأصالة و إلّا فلا. (حاشية الدسوقي على مغني اللبيب-ج٢-ص٢٠٢) با توجه به عبارت ( أي )اين مطلب استخراج مى شود كه اساس اين مبنا اين است كه در صورتى كه داراى باشد مى تواند در جايگاه واقع شود مانند : ( لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم) كه بنابر نظر برخى از علماء , (اليوم) ظرف است و متعلِّق به (لن) مى باشد زيرا در (لن) معناى (نفي) وجود دارد يعنى : ( ) و مانند : (ما أنت بنعمة ربك بمجنون) كه بنابر نظر برخى از علماء , (بنعمة ربك) متعلِّق به (ما) است زيرا در (ما) معناى نفى است. از تحليل بالا نتيجه مى گيريم كه تنها علتى كه باعث شده كه اين دسته از علماء قائل به اين نظريه شوند كه حروف معانى مى توانند در جايگاه متعلَّق واقع شوند اين است كه در اين حروف معنا فعل وجود دارد پس ( ) , ( ) در نتيجه وقتى معناى فعل در حرف به علت وجود معارض از بين رود , ديگر آن حرف نمى تواند در جايگاه واقع شود. آيا در عبارت (لا صيام في السفر إلّا الثلاثة الأيام ...) , (الثلاثة الايام) مى تواند متعلِّق به (لا) باشد , زيرا (لا) به معناى (انتفى) است؟ در صورتى كه بنابر اين ديدگاه كه تعلق گرفتن جار و مجرور و ظرف به حروف معانى جائز است به اين عبارت نگاه كنيم بايد اول اثبات كنيم كه (لا) چون به معناى (انتفى) است مى تواند با اين معنايى كه دارد در جايگاه واقع شود و با اين معناى نفى در (الثلاثة الأيام) عمل كند. براى اثبات اين امر به عبارت (لا صيام في السفر إلّا الثلاثة الأيام) مراجعه مى كنيم و اين سؤال مطرح مى شود كه آيا (لا) با معناى (انتفى) در (الثلاثة الأيام) عمل مى كند و يا اينكه (إلّا) نفى (لا) را مى شكند كه در نتيجه ديگر (لا) با معناى (انتفى) در (الثلاثة الأيام) عمل نمى كند چون (إلّا) نفى (لا) را از بين مى برد و معناى (انتفى) براى (الثلاثة الأيام) ساقط مى شود؟ با توجه به عبارت متوجه مى شويم كه وجود معارض يعنى وجود (إلّا) باعث مى شود كه (لا) ديگر با معناى (انتفى)در (الثلاثة الأيام) عمل نكند زيرا (انتقى الصيام في السفر الثلاثة الأيام)خلاف مقصود است در نتيجه چون (إلّا) نفى (لا) را از بين مى رود در نتيجه ديگر (لا) به معناى (انتفى)نيست و وقتى معناى فعل در (لا) منتفى شود ديگر (لا) نمى تواند در جايگاه واقع شود و ( ) ( ) . @oloomhowzeh_ir