eitaa logo
🌻🌻🌻🌻 طلوع 🌻🌻🌻🌻
2هزار دنبال‌کننده
73.1هزار عکس
76.3هزار ویدیو
2.9هزار فایل
اسیرزمان شده ایم! مرکب شهادت ازافق می آیدتاسوارخویش رابه سفرابدی کربلاببرد اماواماندگان وادی حیرانی هنوزبین عقل وعشق جامانده اند اگراسیرزمان نشوی زمان شهادتت فراخواهدرسید. @tofirmo
مشاهده در ایتا
دانلود
کاسه صبرم شده لبریز از داغ حرم داغدار گنبدم اقا تسلایم بده من مگر چیز زیادی از تو میخواهم حسین علیه السلام گوشه ای از صحن زیبایت مرا هم جا بده صبحتون حسینی
ای در دلم محبت تو، هست‌و‌نیستم هستی تویی، بدون تو من هیچ نیستم آخر مگر تو "هستی" من نیستی حسین؟! پس من در این زمانه به دنبال چیستم آخر شهید می‌شوم آری به راه تو در این مسیر اگر که شهیدانه زیستم «لبیک یاحسین» جهاد تبیین به عشق سید الشهدا
ز بندغم زهیاهوی غصه‌آزاد است کسی که مرغ‌دلش شد فقط‌اسیرحسین مرا دوباره به آن روزهای خوب ببر سپس رها کن و برگرد، من نمی‌آیم..
هروقت بوده است غم ما زیادتر دست کرامتت شده پیدا زیادتر ای خوش‌به‌ حال‌ و روز گدایی که در طلب دستش به سمتت آمده بالا زیادتر بیهوده نیست شوق دل ما به کربلا دیوانه مایل است به صحرا زیادتر صبحتون حسینی
دلمرده ام از خاک تو دم میخواهم توفیق نَفَس زیر عَلَم میخواهم آقای مرا گرسنه کشتند ، فقط یک گریه سیر در حرم میخواهم صبحتون حسینی
رسیدم تا حرم گویی کسی می‌گفت در گوشم بیا ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم سلیمانا بیا برداربار از شانه‌ی موری مرا باری‌ست از غم‌هاکه سنگین است بر دوشم بجز دامان تودستانم از هر ثروتی خالیست مکن ای شاه در تنهایی محشر فراموشم
ما در این درگاه دنبال مقامی نیستیم ما پی چیزی به غیر از این غلامی نیستیم با تو ما را می شناسند ای کریم مهربان بی تو ما نزد کسی اصلا گرامی نیستیم ما کبوترهای جلد کنج باب القبله ایم خاک درگاهیم ما، دنبال بامی نیستیم
قشنگ ترین واژه دنیا حسین علیه السلام خدا نوشته رو دلم یا حسین علیه السلام خیلی رفیق دارم تو دنیا ولی فرق میکنه رفاقت با حسین علیه السلام صبحتون حسینی
اگر بحال گدایت دعا کنی خوب است ترحمی به من بی نوا کنی خوب است مرا که در همه جا گفته ام غلام تو ام به اسم نوکر کویت صدا کنی خوب است دلم گرفته از این شهر دور از حرمت مرا روانه ی کرببلا کنی خوب است صبحتون حسینی
تو عزیز دل مایی و به دل جا داری  خانه ات نیز همین جاست که مأوا داری آری ای دوست به آقایی تو مُعترفم  آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری صبحتون حسینی
بعد صد سال اگر زنده شوم بار دگر به جز از نوکری تو نکنم کار دگر جز تو دلدار دگر نیست اگر هست حسین علیه السلام دل نمانده است دهم تا که به دلدار دگر
ای کاش سرم پایین پایت برسد چشمم زیر قبّه ی طلایت برسد ای کاش بزودی زود آقا جان دستم به ضریح کربلایت برسد صبحتون حسینی
سنگ هم باشم! نگاهِ تو مرا دُر می‌کند لطف تو هر طِیّبی را عاقبت حُر می‌کند رزق چشمم کربلا را دیدن است، اما فراق نان چشمان مرا هربار آجر می‌کند مُهرِ تُربت را که بوسیدم، دلم آرام شد سنگ هم باشم نگاهِ تو مرا دُر می‌کند. صبحتون حسینی
گفتم حسین علیه السلام و میل پریدن شروع شد در سینه ام،دوباره، تپیدن شروع شد واژه به حد وصف تو شرمنده ام که نیست اما تو خواستی و دمیدن شروع شد ای دلنواز، عشق من ای دلرباترین تا آمدی تو ناز کشیدن شروع شد. صبحتون حسینی
تشنہ ام من ؛ تـشنه عـشق حسـین بن علے ڪی شـود سیـراب گـردم از سبوے ڪربلا از اجل ترسے ندارم تا گداے این درم بر دلـم ترسم بـماند آرزوے ڪربلا صبحتون حسینی
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین علیه السلام با زبانِ اشک‌های بی‌صدا گفتم حسین علیه السلام یاد تو شرط قبولی نمازم بوده است در قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین علیه السلام صبحتون حسینی
ای کاش سرم پایین پایت برسد چشمم زیر قبّه ی طلایت برسد ای کاش بزودی زود آقا جان دستم به ضریح کربلایت برسد. صبحتون حسینی
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین علیه السلام با زبانِ اشک‌های بی‌صدا گفتم حسین علیه السلام یاد تو شرط قبولی نمازم بوده است در قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین علیه السلام ... صبحتون حسینی
باتو اے حضرٺِ باران بہ خدا خوشبختم با توأم، باتو وبےچون و چرا خوشبختم عشق یعنے بکِشم حسرٺِ شش گوشہ فقط باهمین آرزوے ڪرب وبلا خوشبختم... صبحتون حسینی
از هرچه و هرکه غیر تو سیر شدیم در خدمت بارگاه تو پیر شدیم تا حال «نمک گیر» تو‌ بودیم، امّا با چای عراقی‌ات «شکر گیر» شدیم صبحتون حسینی
طوفان زده ام یکسره ابریست هوایم آشوبم و بد میگذرد ثانیه هایم افسرده ترینم؛ به خدا دست خودم نیست آقا بطلب! دیر شده کرب و بلایم صبحتون حسینی «لبیک یاحسین»
زین پس به جای واژه ی عطشان بگو حسین علیه السلام در لحظه های بارش باران بگو حسین علیه السلام هرجا دلت گرفت، کمی مُحتشم بخوان هِی در میان گریه بگو: جان، بگو حسین علیه السلام
دل من با غم عشقت شده درگیر،حسین علیه السلام داده دنیای مرا عشق تو تغییر،حسین علیه السلام مادرم نذر تو کرده است جوانیِ مرا تا که یک روز یه پای تو شوم پیر،حُسِین... صبحتون حسینی
باتو اے حضرٺِ باران بہ خدا خوشبختم با توأم، باتو وبےچون و چرا خوشبختم عشق یعنے بکِشم حسرٺِ شش گوشہ فقط باهمین آرزوے ڪرب وبلا خوشبختم... صبحتون حسینی «لبیک یاحسین»
جذبه ي بر آن است مرا جذب كند صحبت نام تو شد نام من از يادم رفت مي رود دل به همانجا كه تعلّق دارد صحبت كرب و بلا شد وطن از يادم رفت صبحتون حسینی «لبیک یاحسین»