♦️اغلب بازداشتیهای حوادث دشت آزادگان آزاد شدند
🔰رییس شورای تامین شهرستان دشت آزادگان:
به دستور رییس قوه قضاییه و پیگیریهای صورت گرفته از طریق اعضای شورای تامین شهرستان مبنی بر ندامت بعضی افراد و عدم مشارکت بعضی از این افراد درخسارت وارده، اکثر بازداشت شدگان تجمعات روزهای اخیر آزاد شدند.
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
♦️کاهش 20 درصدی زاد و ولد طی سه سال گذشته
مدیرکل دفتر توسعه اجتماعی معاونت امور جوانان وزارت ورزش:
🔹 در شرایط عادی سالانه حدود 400 هزار نفر مرگ و میر داریم.
🔹 زاد و ولد با سرعت زیاد در حال کاهش است.
🔹 تخمین زده میشود با کاهش 20 درصدی زاد و ولد، تنها طی سه سال گذشته مواجه شده باشیم که بسیار کاهش چشمگیری است.
🔹 ترس از حضور در بیمارستان، چالش جدید خانوادههاست که انگیزه فرزندآوری را کمتر کرده است./ ایسنا
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
♨️قالیباف: به عنوان یک انقلابی پاسخی برای سوءمدیریت در خوزستان نداریم
🔹رئیسمجلس در نشست مجمع نمایندگان خوزستان: مهم نیست که من چه مسئولیتی دارم، حاضرم برای حل مشکلات مردم کفش هر کسی را واکس بزنم تا مسئلهای حل شود. اگر فردی بخواهد در برابر حل مشکلات مردم کارشکنی کند، مقابل او می ایستم.
🔹حداقل در بحث تخصیص 1000 میلیارد تومان که سازمان برنامه باید به این مناطق اختصاص میداد، سازمان برنامه و وزارت نفت کوتاهی کردند، در حالی که این مسئله با پیگیری به راحتی قابل حل و فصل بود.
🔹از شهریور سال گذشته میدانستیم که 740 روستای خوزستان دچار تنش و بحران آب هستند اما با برنامهریزی درست میتوانستیم تا تابستان امسال با کمترین هزینه، بسیاری از این مشکلات را برطرف کنیم، ولی امروز با هزینهای دوچندان باید این بحران را حل کنیم.
🔹با مقایسه شرایط استان در زمان جنگ و شرایط کنونی نسبت به کمکاریها و سوءمدیریتهایی که در خوزستان انجام شده به عنوان یک انقلابی هیچ پاسخی برای مردم استان ندارم.
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری
عید غدیر
🌹حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🍂 #پایی_که_جا_ماند ( ۳۱
خاطرات اسارت
سید ناصر حسینی پور
🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿
🔅 شنبه ۴ تير ۱۳۶۷
جزیره ی مجنون - جاده خندق
قایق در ضلع غربی پد خندق، کنار پل های خیبری پهلو گرفت. به اطرافم که نگاه کردم، قایق های منهدم شده روی آب های جزیره دیده می شد. جزیره آرام شده بود و غازهای وحشی به سمت شط علی در پرواز بودند. مطمئن بودم بیشتر اردکها، سمورهای آبی، دیگر حیوانات بومی جزیره و گونه های خاصی از پرندگان که جزیره مجنون محل زندگی شان بود، زیر آن آتش تهیه ی شدید از بین رفته اند. بیش از هزاران ماهی به خاطر خمپاره هایی که در آب منفجر شده بود، از بین رفته و روی آب های جزیره شناور بودند. مرا به بیرون قایق منتقل کردند. دو نظامی ای که بالای خاکریز کنار سنگرهای پد ایستاده بودند، پایین آمدند و مرا از خاکریز پد بالا کشیدند. حاضر نبودند مرا حمل کنند، روی زمین که می کشیدنم پای مجروحم دنبالم کشیده می شد. از شدت درد آسمان دور سرم می چرخید. سر و صدای زیادی از پشت خاکریز شنیده می شد. از این که مرا آورده بودند پد خندق، تعجب کردم. دلم نمی خواست با این وضعیت وارد پد میشدم. تعداد زیادی عراقی روی خاکریزها و بالای سنگرهای پد ایستاده بودند. چشمم به محوطه ی پد که افتاد، بچههای گروهان قاسم بن الحسن را دیدم. اسیر شده بودند. در سراشیبی خاکریز کنار سنگر نشستم. نگاهم که به بچه ها افتاد، بغضم گرفت. ناخودآگاه اشک توی چشم هایم جمع شد. بیشتر بچه ها را می شناختم. باور نمی کردم زنده باشند. توی دلم مقاومت امروزشان را تحسین کردم.
از این که بیشتر بچه ها زنده بودند، خوشحال شدم. آسمان روی سرم سنگینی می کرد. بچه ها با دیدن من حالت چهره شان تغییر کرد. انگار انتظار دیدن مرا با این وضعیت نداشتند. از نگاهشان پیدا بود، ناگفته های زیادی دارند. بعضی وقت ها آدم ها با نگاه حرف می زنند، حرف هایی را که گفتنش ساعتها طول می کشید، با یک نگاه بیان می کردند. هم من با نگاهم با بچه ها حرف می زدم، هم نگاه پر معنای بچه ها را می فهمیدم. بچه ها با تکان دادن سرشان به حالت سلام مرا مورد محبت قرار دادند و با دیدن وضعیتم ناراحت بودند. از نگاه سید نادر پیران فهمیدم بهم گفت: اگه قرار بود این جور بشی، ای کاش شهید میشدی!
به اتفاق دیگر مجروحین در یک طرف محوطه پد در فاصله هفت، هشت متری اسرای سالم نشسته بودیم. هیچ کس اجازه نداشت با بغل دستی اش صحبت کند. یک ساعت قبل دژ خندق سقوط کرده بود و بچه ها اسیر شده بودند.
همه پا برهنه بودند. به تعداد بچه ها، پوتین ها و کفش های کتانی بدون بند روی زمین افتاده بود. عراقی ها دست بچه ها را با بند پوتین هایشان بسته بودند. بعضی ها که کفشهای کتانی داشتند، چون بند کفش شان کوتاه بود، دست هایشان را با طناب و سیم تلفن صحرایی بسته بودند. هر که را در آن جمع نمیدیدم، شهید شده بود. جای جان محمد کریمی ابراهیم نویدی پور، ارجاسب علیزاده، حمید فروزان پور، على شفیع نسب و...خالی بود.
سر و صورت بچه ها ژولیده و خاکی بود. عراقی ها بچه ها را به جرم مقاومت امروز کابل باران کردند. صورت بعضی شان کبود و بینی و دماغشان خون آلود بود
تعدادی از عمال سازمان مجاهدین خلق، عراقی ها را همراهی می کردند. نیروهای گروهک منافقین نقش مترجمی و جاسوسی داشتند.در جاده خندق یک نفرشان مترجم خبرنگار عراقی بود، بیشتر فرماندهان رده بالای یگان هایی که در جریره مجنون مستقر بودند، آمده بودند پد خندق.
برایشان پد خندق اهمیت داشت. یکی از فرماندهان عراقی که درجه سرهنگی داشت و می گفت فرمانده تیپ یکم لشکر ۱۶ عراق است، جلو آمد و در حالی که یکی از اعضای گروهک منافقین حرف هایش را ترجمه می کرد، گفت: ما با شما ایرانی ها چه کار کنیم؟ شما مجوس ها رو باید به رگبار بست و در سنگرهای زیر پد دفن کرد ...!
بچه ها سکوت کرده بودند. به عراقی ها حق می دادم آن همه عصبانی باشند. بچه ها حساب و کتاب نظامی آنها را امروز به هم زده بودند.
🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿
✨ ادامه در قسمت بعد
کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🔴 فرمانده یگانهای ویژه ناجا: پلیس در سنگر تامین امنیت مردم خوزستان خوش درخشید / روسیاهی برای دشمنان و مزدوران داخلی باقی ماند
🔶فرمانده یگان های ویژه ناجا گفت: باز هم پلیس ولایت مدار جمهوری اسلامی ایران در سنگر تامین امنیت و آرامش مردم خوش درخشید و روسیاهی حوادث اخیر برای دشمنان و مزدوران داخلی آنان باقی ماند./تسنیم
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
♨️پرداخت باقی مانده خسارت سیل 98 کشاورزان خوزستانی تا فردا
▫️معاون امور عمرانی استانداری خوزستان:
🔹230 میلیارد تومان از خسارات وارد شده به کشاورزان در سیلاب 98 تا فردا به حساب کشاورزان خسارت دیده واریز خواهد شد.
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حضور نماینده محترم ولی فقیه در استان خوزستان حاج آقا موسوی فرد در کاروان شادی عید غدیر در اهواز با خودروی شخصی
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 رهبر معظم انقلاب: در دولت آقای روحانی معلوم شد اعتماد به غرب جواب نمیدهد؛ آیندگان باید از این تجربه استفاده کنند.۱۴۰۰/۰۵/۰۶
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🔰 روایت رهبر انقلاب از اصرار آمریکا برای گنجاندن یک جمله جدید در مذاکرات اخیر / آمریکاییها میگویند هیچ تضمینی نمیدهیم که توافق را مجدد نقض نکنیم
🔻 حضرت آیتالله خامنهای، صبح امروز در آخرین دیدار دولت دوازدهم: در همین مذاکراتی که اخیراً در جریان بود، خب این همه دیپلماتهای ما زحمت کشیدند و بعضی از دیپلماتهایمان واقعاً خوب ظاهر شدند، آمریکاییها بر سر موضع عناد آمیز خودشان محکم ایستادند، و یک قدم جلو نیامدند.
🔹آمریکاییها در مقام وعده میگویند بله ما تحریمها را برمیداریم، برنداشتند و برهم نمیدارند، شرط میگذارند، میگویند اگر میخواهید تحریمها برداشته بشود باید در همین توافق یک جملهای را بگنجانید که این جمله به معنای این باشد که بعداً باید دربارهی این موضوعات با شما صحبت کنیم و توافق کنیم. اگر چنانچه این جمله را نگنجانید ما توافقی با همدیگر الان نخواهیم داشت.
🔹این جمله که میخواهند در توافق بگنجانند یک بهانهای است برای مداخلات بعدی؛ دربارهی خود برجام و تمدید برجام، دربارهی مسائل گوناگون، دربارهی موشک، دربارهی منطقه که اگر شما بعداً گفتید که نه من در این مورد مثلاً سیاست کشور اجازه نمیدهد، خواهند گفت خیلی خب شما نقض کردید پس توافق بیتوافق.
🔺یک بار توافقها را نقض کردند و کاملاً برایشان بیهزینه بود و الان هم که به آنها گفته میشود بایستی تضمین بدهید که توافق را نقض نمیکنید، میگویند نه ما تضمین نمیدهیم، این را الان صریح به دیپلماتهای ما میگویند. میگویند ما تضمین نمیدهیم که نقض نکنیم، نمیتوانیم چنین چیزی را بدهیم.
#شکست_اعتماد_به_غرب
#بسته_خبری
🌹حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🔰 حادثه غدیر جزو وقایع تردیدناپذیر تاریخ است
🔻 رهبر انقلاب، صبح امروز در آخرین دیدار دولت دوازدهم: حادثهی غدیر جزو حوادث و وقایع تردیدناپذیر است، حالا در جزئیات و گوشه کنارههایش در طول تاریخ بعضی از نویسندگان و تاریخنویسان و امثال اینها یک تردیدهایی سعی کردند ایجاد بکنند که پاسخ داده شده همهی اینها، لکن اصل این واقعه و اینکه رسول مکرم (صلیاللّهعلیهوآلهوسلم) در این حادثه امیرالمؤمنین را با این عنوان «من کنت مولای فهذا علی مولای» معرفی کرد، در این هیچ تردید نیست، این جزو وقایع تردیدناپذیر است.
🔹 عید غدیر هم از همان قرون اول اسلامی یک عید رایج بوده، یک مواردی در تاریخ هست که مرحوم علامهی امینی در الغدیر ذکر میکنند که در فلان جا نوشته این حادثه اتفاق افتاد «و کان ذلک یوم الغدیر» یا «یوم ثامن عشر من ذیالحجه و ذیالحجه» مثلاً، یعنی موارد متعددی را در تاریخ اسلام، از همان صدر اول بهعنوان عید غدیر ذکر کردند، در خلفای فاطمی، در مصر، در جاهای دیگر.
🔺 انشاءاللّه که این عید بر همهی مسلمانان مبارک باشد، بر مردم عزیز ما هم مبارک باشد و انشاءاللّه که دلهای خوشی مردم پیدا کنند، مشکلاتی هست برطرف بشود انشاءاللّه.
#بزرگترین_عید
#بسته_خبری
حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🔰 خدمت به مردم و کار در راه خدا، در دیوان الهی فراموشنشدنی است
🔻 رهبر انقلاب، صبح امروز در آخرین دیدار دولت دوازدهم: این جلسه برای #خسته_نباشید است به آقایان اعضای دولت است، چه آنهایی که هشت سال بودند، چه آنهایی که کمتر بودند و این را بدانید هر کسی که به قصد خدمت یک حرکتی انجام داده، خدمت به مردم و کار در راه خدا؛ این در دیوان الهی فراموششدنی نیست.
🔹 هیچ جا هم ممکن است ثبت نشود آن زحمتی که یکی کشیده، حرصی که خورده برای یک مسئلهای، تلاشی که کرده، ممکن است کسی هم نداند، جایی هم ثبت نشود، گفته نشود، اما کرامالکاتبین میدانند و خدای متعال علمش احاطهی به همه چیز دارد.
🔹 هر کسی برای خدا کار کرده، برای خدمت به مردم کار کرده، با اخلاص کار کرده، بداند که سعیاش ضایع نشده است و انشاءاللّه نزد خداوند متعال مأجور است.
🔺 هر کسی که برای خدا کار کرده، چه من و امثال من بدانیم، چه ندانیم، چه تشکر بکنیم، چه نکنیم، آنی که برای خدا کار کرده، کار صالح کرده، آن ذخیره برای او محفوظ است.
#بسته_خبری
🌹حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
ویژه عید غدیر خم در حرم امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام
علاقهمندان برای شرکت در این طرح میتوانند از امروز (۶ مرداد) به تارنمای ستاد بازسازی عتبات عالیات و بخش «نایب الزیاره» مراجعه کرده و به نام خود یا نیابت از اموات و درگذشتگان، در خواست زیارت نیابتی را ثبت کنند :
🔻فرم ثبت نام زیارت نیابتی:
👇🏻👇🏻👇🏻
https://atabat.org/fa/forms/4
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🍂 #پایی_که_جا_ماند ( ۳۲
خاطرات اسارت
سید ناصر حسینی پور
🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿
🔅 شنبه ۴ تير ۱۳۶۷
جزیره ی مجنون - جاده خندق
سرهنگ عراقی همان طور که گره انداخته بود تو ابروهایش، گفت: ما برای هر کدام یک از شما مجوس ها ده نظامی زبده و فدایی صدام رو وارد عمل کردیم؛ ما اگه میدونستیم شماها فقط هفتاد، هشتاد نفرید که تو این پد با ما می جنگید، اینجا رو براتون جهنم می کردیم؛ برای ما زحمتی نداشت که با چند راکت نابودتون کنیم. ما فریب خوردیم، فکر کردیم یک تیپ نیروی مخصوص خمینی تو این پد با ما میجنگه؛ شما فقط یک گروهانیدا
وقتی این صحبت ها را از زبان فرماندهی عراقی شنیدم، غرور را در چهره بچه ها حس کردم. توی دلم گفتم مگر شما امروز پد را برای بچه های ما به جهنم تبدیل نکردید. سرهنگ که آدم متعصبی به نظر می رسید، ادامه داد: شما ایرانی های مجوس، دشمن امت محمد (ص) و اعرابید، نباید به شما مجوس ها رحم کرد! او دستش را به طرف آبراه هایی که قایق هایشان هدف قرار گرفته بود کشید و گفت: شماها دجال و آدم کش هستید! رئيس القائد صدام حسين آدم خوبی است که دستور کشتن شما رو نمیده، حیف که ما به اسیر نیاز داریم!
درک می کردم چرا سرهنگ این همه عصبانی بود. بیش از بیست و شش قایق عراقی در آبهای شرقی جزیره مجنون منهدم شده بود. بیشتر قایق هایشان توسط آتشبارهای خودشان هدف قرار گرفتند؛ از صبح امروز به علت نبود مهمات، عملا واحد توپخانه و ادوات ما کارایی لازم را نداشتند. جایی که قایق های عراقی منهدم شده بودند، هیچ گلولهای از سوی واحد ادوات و توپخانه ما شلیک نشده بود.
یکی از نظامیان عراقی ها به سمت محمد صادقی فرد آمد، دستش را به طرف قایق های منهدم شده و جنازه هایی که کنار خاکریزها بود، کشید و چند بار این جمله را تکرار کرد: انت مثل ابي، انت قاتل ابی! (تو شبیه پدر منی، تو قاتل پدر منی)! گویا قیافه صادقی فرد شبیه پدرش بود!
دیگر افسر عراقی که خلبان هلی کوپتر بود، جلو آمد و به صورت محمد صادقی فرد تف انداخت. خلبان فکر می کرد، صادقی فرد به هلی کوپتر تیراندازی کرده. بچه ها هلی کوپتر را با تیربار گرینف و دوشیکا زده بودند. به دم هلی کوپتر گلوله اصابت کرده بود، امروز بیش از چهل هلی کوپتر عراقی جزایر مجنون را بمباران کردند و کار هلی برن روی جزایر مجنون شمالی را انجام می دادند. چند هلی کوپتر دشمن منهدم شده بود.
خلبان هلی کوپتر به محمد زیاد توهین کرد. محمد آدم زیر بار نرو و شجاعی بود، از این که خلبان به صورتش تف انداخته بود، خیلی عصبانی بود. او مجبور بود به خاطر حفظ جان دیگر اسرا سکوت کند و توهین های خلبان را تحمل کند.
یک سرتیپ عراقی که نمیدانم چه کاره بود در جمع نظامیان حاضر شد. بچه ها را که از نگاهش گذراند شروع به صحبت کرد. سعی می کرد ادب و اخلاق را رعایت کند، مثل دیگر فرماندهان عراقی از فحش ها و کلمات رکیک استفاده نمی کرد. بیشتر از جمله شما قاتل فرزندان عراقيد استفاده می کرد، بچه ها را به مرگ تهدید کرد. وقتی گفت: شماها سزاتون فقط مرگه! دیگر نظامیان عراقی را جو گرفت؛ فورا گلنگدن کشیدند و از سرتیپ اجازه خواستند، ما را به رگبار ببندند؟
سرتیپ خطاب به نظامیانی که به طرف بچه ها اسلحه کشیده بودند، گفت: لازم نکرده اینا رو بکشید؛ رئيس القائد فرمودند عراق به اسیر نیاز داره، اسیر دست بسته رو یه زن هم می تونه بزنه؛ اگه شما آدم های شجاعی بودید، اون موقعی که این مجوس ها دستهاشون باز بود و قایق های ما رو میزدن، اینا رو میگشتید، نه حالا که اسیر شدن، این جور گشتن هنر نیست، فقط آبروی ملت بزرگ عراق رو میبره.
حرف های سرتیپ به دلم نشست، نظامیان انتظار این حرف ها را از فرماندهی ارشدشان نداشتند. به اذعان سرتیپ که با غرور و قدرت حرف میزد، امروز بیش از هزاران قبضه خمپاره انداز، کاتیوشا، مینی کاتیوشا و توپهای دوربرد کره ای و اتریشی روی جاده و پد خندق آتش می ریخت. فکر می کنم می خواستند قدرت آتش توپخانه خودشان را به رخ ما بکشند، که سرتیپ گفت: امروز توپخانه ی ما بیش از سی هزار گلوله روی جاده و پد خندق ریخت!
گویا سرتیپ به کنوانسیون ژنو و اصول و قواعد نظامی در خصوص اسیران جنگی پایبند بود. وقتی با نیروهای تحت امرش آن گونه برخورد کرد، احساس کردم جنگیدن به شیوه مردانه اش را بهتر می پسندد. یکی از نظامیان که درجه سرگردی داشت، احترام نظامی گذاشت و به سرتیپ گفت: سیدی! این مجوس ها لیاقت زنده ماندن ندارن، زمین باید از وجود اینا پاک بشه، اینها سزاشون فقط مرگه!
سرتیپ اهمیتی به حرف های سرگرد نداد. او که رفت، دیگر نظامیان به خشونت متوسل شدند و بعضی از بچه ها که ریش بلندتری داشتند کیسه بکس شان شده بودند.
🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿
✨ ادامه در قسمت بعد
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🌸جشن محوری عید غدیر در اهواز به دعوت از نماینده محترم ولی فقیه حاج آقا موسوی فرد
سخنران:
#حجتالاسلامپناهیان
مداح: #حاجمیثم_مطیعی
🔴پنجشنبه۷مرداد ساعت 21
🌸استادیوم تختی اهواز
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
📸اطعام 14,000 نفری نیازمندان و مومنان در روز عید غدیر خم
🔹مسجد قائمیه کوی انقلاب-اهواز
کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
کشف هفت هزار و 350 دستگاه رمزارز غیرمجاز در خوزستان
معاون امور مشترکین شرکت توزیع نیروی برق خوزستان:
🔹هفت هزار و 350 دستگاه استخراج رمز ارز از ابتدای شروع فعالیت رمز ارزها در استان تاکنون در شبکه برق تحت پوشش منطقه کشف و جمع آوری شده است./ فارس
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan
🍂 #پایی_که_جا_ماند ( ۳۳
خاطرات اسارت
سید ناصر حسینی پور
🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿
🔅 شنبه ۴ تير ۱۳۶۷
جزیره ی مجنون - جاده خندق
عراقی ها تهدیدمان کردند به امام توهین کنیم. بچه ها حاضر نبودند به امام توهین کنند. یکی از اسرا که او را نمی شناختم ، از جمع بچه ها بلند شد و محترمانه به سرگرد گفت: ما اسیر شما هستیم. ما در ایران اسرای شما رو مجبور نمی کردیم به صدام توهین کنن، این کار رو خلاف اسلام میدونیم. شما هر چقدر میخواهید ما رو اذیت کنید، ما حرفی نداریم، اما از ما نخواید به مرجع تقلیدمون توهین کنیم!
حرف های او تأثیری در دل سرگرد نداشت. عراقی ها او را بیرون کشیدند و مشت و لگد بود که تو شکم و پهلویش کوبیده می شد. کوتاه نمی آمدند. سرگرد دوباره تهدید کرد و گفت: اگه به خمینی فحش ندید، همه تونو به رگبار می بندیم!
از بین بچه ها حسین راد را بیرون کشیدند و گفتند: به خمینی فحش بده! حسین که آدم باغیرت و نترسی بود و برادرش روزهای اول جنگ شهید شده بود، به سرگرد گفت: بمیریم به امام فحش نمیدیم! عراقی ها با قنداق اسلحه و پوتین به جان او و بقیه بچه ها افتادند. در این میان حتی مجروحین هم بی نصیب نماندند.
عراقی ها کفش ها و لباس های نو و تمیز بچه ها را تصاحب کردند. بعضی شان به خاطر لباس های نو دعواشان شد. معمولا در جبهه مد بود بچه ها بیشتر شلوار کردی و پیراهن دو جیب خاکی و سبز رنگ می پوشیدند. در کردستان بیشتر فرماندهان، پاسداران و حتی بسیجیان قدیمی را با این لباس ها میدیدم. لباس هایی که توجه عراقی ها را جلب کرده بود.
عنایت الله مصطفی پور کنارم نشسته بود. صورتش براثر ضربات پوتین عراقی ها کبود شده بود. آدم محجوب و متینی بود. جثه ای نحیف و سیمای معصومی داشت. به او گفتم: چرا ناراحتی، شما بزرگترها باید به ما بچه ها روحیه بدید؟
بغض کرده بود. ناراحت بود. گفت: چند دقیقه پیش سرهنگ عراقی سراغ فرمانده گروهان مستقر در پد خندق را گرفت. بچه ها گفتند: فرمانده و جانشین این گروهان شهید شدند. سرهنگ پرسیدن جنازه هاشون کجاست؟! .
بچه ها جنازه جان محمد کریمی فرماندهی گروهان قاسم بن الحسن و ابراهیم نویدی پور معاونش را به سرهنگ نشان دادند. سرهنگ به سکاندار یکی از قایق ها دستور داد یک گالن بنزین بیاورد. سکاندار پایین رفته بود و با یک گالن بنزین کنار سرهنگ حاضر شده بود. سرهنگ دستور داده بود روی جنازه جان محمد و ابراهیم بنزین بریزد. هیچ کس باور نمی کرد عراقی ها با جنازه این دو شهید این چنین کنند. می گفت: نیم ساعت قبل به دستور سرهنگ عراقی جنازه این دو شهید را جلوی چشم ما آتش زدند.
چند روز قبل قرار بود حاج سيف الله حیدرپور فرماندهی تیپ ۴۸ فتح، شهید جان محمد کریمی را به عنوان فرماندهی گردان حضرت زهرا (س) منصوب کند. جان محمد گفته بود: تا تعیین تکلیف پاتک عراق، فرماندهی گروهان قاسم بن الحسن میمانم، بعد از پاتک اگه زنده موندم، گردان حضرت زهرا (س) را تحویل می گیرم. بچه های گردان حضرت زهرا (س) منتظر بودند جان محمد فرماندهی گردان شان شود، اما بدن سوخته او در چند قدمی ما روی خاک آرمیده بود.
عنایت الله نمی توانست جلوی گریه اش را بگیرد. او عزیز ترین دوستش حميد فروزان پور را هم از دست داده بود. جنازه اش چند متر آن طرف تر به زمین افتاده بود. عنایت الله گفت: جلوی پد خواستم پیشانی شهید فروزان پور رو ببوسم که عراقی ها دیدنم، اومدن سراغم، با قنداق اسلحه روی
جنازه فروزان پور پرتم کردند، فقط برای این که چرا شهید رو بوسیدم.
🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿
✨ ادامه در قسمت بعد
🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان
@howzehenghelabi_khozestan