eitaa logo
"طُـرفـه"
1.2هزار دنبال‌کننده
333 عکس
25 ویدیو
2 فایل
کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_17c5v8p&btn=Torfe
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم اون تابستونی که فکر میکردم فارغ میشم. کلی اتفاق افتاد ولی من هنوز کنکوریم.
خدایا دوربین مخفیتو نشونمون بده دیگه😭
هدایت شده از سارانگ
پارسال ۱۴ تیر؛ در شب عاشورا داخل حسینیه شد و تمام‌مان را شگفت زده کرد و امسال ۱۴ تیر برای همیشه از او خداحافظی خواهیم کرد. چه دنیای نامرد و مسخره‌ای..
هدایت شده از بهارنارنج☕️
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسم اثر " آخرین آرامشِ آب"
بنده یک عمر خیال میکردم که سیاست چیزی است مخصوص آدم بزرگترها با کت و شلوارهای تمیز و اتو کرده که پشت میز می‌نشینند و هر پنچ دقیقه یکبار، یک مهر روی کاغذ می‌کوبند و آن را امضا می‌کنند. دست خودم نبود، سیاست از این کلمه های قلمبه سلمبه بود که فکر میکردم قرار نیست معنای واقعیش را بفهمم و آن کلمه فقط برای پدر مادرهاست. یک روز پرسیدم از خودم که" زن حسابی!تو که هر سال میری جلسه عزای امام حسین اشک میریزی، اصلا میدونی چرا کار به کربلا و شهادت رسید؟" دیدم قضیه از این قرار بود که یک نفر گفته چیزی که باطل است را حق نمیدانم،حالا هر چقدر هم اصرار کنید بر سر حرفم هستم. اینجا بود که بنده قدری در احوالات خودم فکر کردم و دیدم اگر جای آن حضرت بودم احتمالا تا حالا پنجاه بار گفته بودم:"باشه فعلا چیزی نمی‌گیم ببینیم چی میشه". چون ما جماعت عجیبی هستیم،حق را دوست داریم اما شروط خاصی را هم برایش وضع می‌کنیم مثلا این شرط که خرجی روی دستمان نگذارد و سختی به ما نرسد و این‌ها.
و از اینجاست که درد دل بنده شروع می‌شود. آخر هر وقت حرف از این چیزها میشود،یک عده پیدا میشوند که چنان با خشم میگویند که:"امام حسین و چه به سیاست؟"که آدم خیآل می‌کند کلمه‌ی سیاست را روی یک بیماری خطرناک گذاشته‌اند یا اصلا آنقدر کلمه‌ی فاحش و بدی‌است که نباید به زبان آورد. البته بنده که سر رشته ای از این علوم ندارم اما همین قدر می‌فهمم که اگر قرار باشد از ماجرای کربلا حکومت را برداریم،قدرت را برداریم،بیعت را برداریم،عدالت را برداریم و اعتراض به ظلم را هم برداریم،دیگر از ماجرای کرب و بلا چه چیزی باقی می‌ماند؟چند صفحه اشک و آه بی‌آنکه معلوم باشد این اشک دلیلش چه چیزی است،اصلا خودمانیم،قداستش از بین می‌رود. دلگیری‌ام از این است که گاهی چنان از سیاست فرار می‌کنیم که ناخواسته از کل ماجرا بی خبر می‌مانیم،اینطوری انگار امام حسین را دوست می‌داریم اما دلیل آن همه ایثار و ایستادگی‌اش را نه.
حالا بنده نمی‌گویم هر کس نام امام حسین را آورد،فورا کتاب سیاست زیر بغلش بگذارد و به جان مردم بیفتد. حرفم فقط این است که"مگر می‌شود قصه‌ی مردی را تعریف کرد که در برابر یک حکومت ایستاد ،اما از حکومت و قدرت و عدالت حرفی نزد؟". انگار که فقط تعریف کنیم امام حسین روبروی یزید ایستاد و مقاومت کرد و حس کنجکاوی ادم ها را که می‌پرسند" چرا؟" نادیده گرفت. انگار که از آن دریای بزرگ فقط موج‌هایش را دیده باشیم و عمقش را نه.