فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ جورج سوروس، رهبر انقلابهای رنگی جهان، در اجلاس داووس۲۰۲۲ خبر از نابودی تمدن امریکایی داد
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
⭕️ تشییع مردی که برای ایران عزت آورد (امام)؛
و
تشییع مردی که برای ایران ذلت آورد (رضاپالان).
تصاویر خود گویای همه چیز است...
#امام_خمینی
👤 علیرضا گرائی
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
⭕️ صمصام: هرچه به این سید گفتم پایت را روی دم سگ نگذار، گوش نداد!!
🔸 صمصام اصفهانی بعد از 15 خرداد و دستگيرى امام در يكى از مجالس پر جمعيت اصفهان روى منبر (قريب به اين مضمون) مىگويد: هر چه به اين سيد خمينى گفتم پايت را روى دم سگ نگذار، سگ تو را مىگيرد، حرف صمصام را نشنيد و عمل نكرد. پايش را روى دم سگ گذاشت، سگ هم او را گرفت! اين است جزاى كسى كه به حرف صمصام گوش ندهد.
🔸مأمورين ساواك بعد از آن جلسه، صمصام را دستگير كردند؛ اما طبق معمول صمصام حاضر نشد سوار اتومبيل شود. ساواكىها ناچار در حالي كه او سوار بر الاغش بود و مأمورين پشت سرش، به طرف ساواك راه افتادند و تا به ساواك رسيدند، همة مردم، در مسير راه، از دستگيرى صمصام مطلع شدند.
🔸با وارد شدن به ساواك، ساواكىها براى تماشاى صمصام جمع شده بودند. در حالي كه كسى نمىتوانست در برابر صمصام شاد و آمادۀ خنديدن و شنيدن طنز نباشد، رئيس ساواك سعى كرده بود قيافهاى جدّى و خشن به خود بگيرد و با لحنى غضب آلود خطاب به صمصام مىگويد: «اينجا كارى مىكنم كه ديگر اين غلطها را نكنى!» و ادامه مىدهد: «شلاق را بياوريد».
شلاق را مىآورند و رئيس ساواك دستور مىدهد صد تا شلاق به اين ديوانه بزنند تا عقلش سر جايش بيايد. در اين حال، صمصام با همان قيافه و آهنگ هميشگى اش مىگويد: «صبركنيد، دست نگهداريد. صد تا شلاق كم است! حقّ من بيشتر از اين است! بايد دويست تا، سيصد تا... شلاق به من بزنيد».
🔸رئيس ساواك كه جا خورده بود، با تعجب و منفعلانه مىپرسد: «چرا؟» و صمصام ادامه مىدهد: «براى اينكه من عالم بى عمل هستم. عالم بى عمل بايد بيش از اين شلاق بخورد».
🔸در حالي كه نَفَسها در سينهها حبس شده بود و با توضيح صمصام ساواكىها بيشتر سردرگم شده و مشتاق توضيح بيشتر او بودند، رئيس ساواك سؤال مىكند: «اين چه ربطى به موضوع دارد؟ منظورت چيست؟» و صمصام پاسخ مىدهد:
ـ من به سيد خمينى گفتم پايت را روى دم سگ نگذار، ولى خودم اين كار را كردم كه گرفتار شما شدم!
🔸ساواكىها كه در آن فضاى ارعاب و تهديد، انتظار هر نوع شيرينكارىاى از صمصام داشتند جز اين يكى، به شدت و بيشتر از همه، رئيس آنان، متلاطم و عصبى شدند و اين بار رئيس ساواك با قاطعيت و خشونت بيشتر فرياد مىزند: «بزنيدش. سياهش كنيد. صد تا شلاق، بى كم و زياد و محكم به او بزنيد».
در حالي كه مأمور شلاق به دست به سرعت جلو مىآيد تا دستور را اجرا كند، صمصام با واكنش سريع يك بار ديگر مىگويد: «صبر كنيد، كمى صبر كنيد».
🔸و با دست نگاه داشتن آنان ادامه مىدهد: «چون من فرزند پيغمبر و زهرا(س) و اهل بيت جود و سخاوت و كرم و بخشش هستم، ضمن قبول صد ضربة شلاق، 50 ضربة آن را به آقاى رئيس بخشيدم، 20 ضربه را به معاون ايشان و براى هر يك از حاضران نيز چند ضربه تا سر جمع به 95 ضربه رسيد».
و آن گاه با لحنى جدى مىگويد: «براى اينكه دل الاغ من هم نشكند، 5 ضربه باقى مانده را نيز به الاغم بزنيد»!
🔸رئيس ساواك كه ديگر خود را در برابر صمصام، آن هم جلوى چشم زيردستان، ناتوان و زبون مىديد و كلافه شده بود و گويى همه مىخواستند از اين مخمصه و فضاى خشنى كه خودشان درست كرده بودند، رها شوند تا به راحتى بتوانند خندهاى غضب آلود سر دهند، با صدايى لرزان از عصبانيت و اقتدار تصنّعى مىگويد:
ـ بيرونش كنيد. اين ديوانه را بيرون كنيد. از جلوى چشم من دورش كنيد.
📚 منبع؛ کتاب لبخند علما، اثر استاد ابوالحسنی (منذر)، انتشارات کانون اندیشه جوان
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
⭕️ اتهام رژیم پهلوی به ملت شریف ایران: جاسوسها در تظاهرات ۱۵ خرداد، به هر شرکت کننده، ۲۵ ریال پول داده بودند!
👈 روزنامه دولتی اطلاعات، ۱۹ خردادماه ۱۳۴۲:
🔹 اظهارات توهین آمیز شاه: رهبران قیام ۱۵ خرداد، ارتجاع سیاه هستند! آنها در عصر تسخیر فضا، دنبال سوار شدن بر الاغ هستند!
🔹 ۴۱۸ نفر، کمترین آمار دستگیری مردم تهران بود که برای کوچک نشان دادن ماجرا پخش کردند.
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
🔺عکس نوستالژیک از خبر رحلت امام خمینی (ره)/ روزنامه کیهان (14 خرداد 1368)
🆔 کانال اسرار تاریخ
▶️ http://eitaa.com/monzer_ir ◀️
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
🔺سید محمد صمصام اصفهانی
👈 از روحانیون طنزپرداز ایران که شبیه بهلول میزیست!
🔸 صمصام اصفهانی بعد از 15 خرداد و دستگيرى امام در يكى از مجالس پر جمعيت اصفهان روى منبر (قريب به اين مضمون) مىگويد: هر چه به اين سيد خمينى گفتم پايت را روى دم سگ نگذار، سگ تو را مىگيرد، حرف صمصام را نشنيد و عمل نكرد. پايش را روى دم سگ گذاشت، سگ هم او را گرفت! اين است جزاى كسى كه به حرف صمصام گوش ندهد.
🔸با وارد شدن به ساواك، ساواكىها براى تماشاى صمصام جمع شده بودند. در حالي كه كسى نمىتوانست در برابر صمصام شاد و آمادۀ خنديدن و شنيدن طنز نباشد، رئيس ساواك سعى كرده بود قيافهاى جدّى و خشن به خود بگيرد و با لحنى غضب آلود خطاب به صمصام مىگويد: «اينجا كارى مىكنم كه ديگر اين غلطها را نكنى!» و ادامه مىدهد: «شلاق را بياوريد».
شلاق را مىآورند و رئيس ساواك دستور مىدهد صد تا شلاق به اين ديوانه بزنند تا عقلش سر جايش بيايد. در اين حال، صمصام با همان قيافه و آهنگ هميشگى اش مىگويد: «صبركنيد، دست نگهداريد. صد تا شلاق كم است! حقّ من بيشتر از اين است! بايد دويست تا، سيصد تا... شلاق به من بزنيد».
🔸رئيس ساواك با تعجب مىپرسد: «چرا؟» و صمصام ادامه مىدهد: «براى اينكه من عالم بى عمل هستم. عالم بى عمل بايد بيش از اين شلاق بخورد».
🔸رئيس ساواك سؤال مىكند: «اين چه ربطى به موضوع دارد؟ منظورت چيست؟» و صمصام پاسخ مىدهد:
ـ من به سيد خمينى گفتم پايت را روى دم سگ نگذار، ولى خودم این کار را کردم، که گرفتار شدم.
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
قیام پانزده خرداد
تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در دولت وقت که روحانیون بعضی از فقرات آن را مخالف با اسلام میدانستند، انقلاب سفید و حمله مأموران حکومتی به مدرسه فیضیه در فروردین ۱۳۴۲ حوادثی بودند که زمینه ساز حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شد.
روحانیون ایام محرّم آن سال را فرصتی برای تبلیغات علیه برنامهها و سیاستهای محمدرضا پهلوی دانستند. حکومت در ماه محرّم، خطاب به وعاظ و روحانیون اعلام و به آنها الزام کرد که در سخنرانیها از بیان سه مطلب خودداری کنند: الف) علیه شخص اول مملکت سخن نگویند. ب) علیه اسرائیل مطلبی گفته نشود. ب) به مردم نگویند که اسلام در خطر است. با شروع ایام عزاداری محرّم، وعّاظ و روحانیون به سخنرانی و وعظ پرداختند. امام خمینی نیز در سخنرانیهای پس از نماز، علیه هیأت حاکمه و حکومت پهلوی، صحبت میکرد.
تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۴۲ش در شهرهای مختلف ایران به صحنه انتقاد علنی از حکومت پهلوی و عملکرد آن تبدیل شد و روزهای یازدهم و دوازدهم محرّم نیز، در ادامه روزهای قبل به تظاهرات سیاسی مردم علیه حکومت پهلوی تبدیل گردید و شعارهایی به طرفداری از امام خمینی و علیه شاه و حکومتش سر داده شد. در روز یازدهم محرّم، دانشجویان دانشگاه تهران به جمع تظاهرکنندگان پیوستند. حکومت در واکنش به این رویدادها و به منظور تهدید و پایان دادن به تظاهرات، در صدد دستگیری امام خمینی و گروهی از روحانیون برآمد.
امام خمینی در ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر روز عاشورا سال ۱۳۸۳ق (۱۳ خرداد ۱۳۴۲ش) با اعلام قبلی برای سخنرانی در مدرسه فیضیه قم حاضر شد و در سخنرانی خود به صراحت شاه وقت را مورد انتقاد قرار داد. در این روز نیروهای امنیتی و انتظامی حکومت پهلوی در حالت آمادهباش کامل بودند.
آیت الله خمینی بر خلاف روش رایج سخنرانان، ابتدا روضه خواند و بعد صحبت کرد. وی پس از شرح رخداد کربلا، حمله مأموران حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه در دوم فروردین سال ۱۳۴۲ش را، به واقعه کربلا تشبیه کرد، که با شیون و گریه حاضران همراه شد. نیروهای حکومت پهلوی امام خمینی را شبانه به تهران بردند سید حسن قمی و بهاءالدین محلاتی دو روحانی دیگری بودند که دستگیر و به تهران منتقل شدند.
راهپیماییهای اعتراضی
صبح روز پانزدهم خرداد، مردم قم و برخی از شهرهااز دستگیری امام خمینی مطلع شده و دست به اعتراض زدند. در تهران، دانشجویان دانشگاه تهران، کلاسها را تعطیل کردند و به تظاهرات مردم پیوستند. بارفروشان به همراهی برخی چهره های شناخته شده مثل طیّب حاجرضایی و حاج اسماعیل رضایی نیز از مرکز شهر به حرکت درآمده و به تظاهرکنندگان ملحق شدند. تظاهرکنندگان که لحظه به لحظه به تعدادشان افزوده میشد، درصدد اشغال مراکز مهم دولتی و حکومتی از قبیل کاخ مرمر، اداره رادیو، اداره تسلیحات ارتش و غیره بودند. بازاریان نیز با تعطیلی بازار و تجمّع در مساجد و یا با پیوستن به تظاهرکنندگان، اعتراض صریح خود را اعلام کردند.
درگیری و کشتار مردم
مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند به سوی تظاهرکنندگان تیراندازی کردند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و تعدادی از مردم کشته و مجروح شدند. دهقانان کفنپوش ورامینی نیز که در پشتیبانی از امام خمینی راهی تهران شده بودند، با مأموران نظامی در سر پل باقرآباد روبرو شده و تعدادی کشته یا زخمی شدند. یک کمیسیون تحقیق، تعداد کشتهها را ۸۶ نفر و زخمیها را ۱۹۳ نفر اعلام کرد.
واکنش حکومت پهلوی
پس از فرو نشستن درگیریها، اسدالله علم نخستوزیر، در مصاحبهای با روزنامه هرالد تریبون در روز ۱۷ خرداد ۱۳۴۲ش تهدید کرد که امام و برخی دیگر از علما، محاکمه نظامی خواهند شد و ممکن است حکم اعدام آنها صادر شود. شاه نیز دو روز بعد طی سخنرانی بیانات امام خمینی و تظاهرات مردم را به تحریک و پول بیگانگان – جمال عبدالناصر- دانست زیرا جمال عبدالناصر در آن زمان به دلیل همکاری شاه و اسرائیل روابط خصمانهای با شاه داشت. در این راستا رسانههای حکومتی ادعا کردند که شخصی به نام عبدالقیس از بیروت با هواپیما وارد فرودگاه مهرآباد شده و در گمرک مهرآباد حدود یک میلیون تومان پول از او به دست آمده و اعتراف کرده است که ناصر این پولها را برای افراد معینی در ایران فرستاده است.
علم به وزارتهای اقتصاد، دادگستری و کشور ایران دستور داد از خانواده قربانیان ۱۵ خرداد، حمایت کنند. در گزارش کمیسیون مربوطه آمده برای حمایت از خانوادههایی که سرپرست خود را از دست داده بودند، مقرری ماهانه تا بهمن ۱۳۵۷ از بودجه نخستوزیری داده میشد.
آزادی امام خمینی
در ۱۵ فروردین ۱۳۴۳ش، پس از سالگرد واقعه فیضیه و پیش از ذیحجه و محرم، امام خمینی پیام آزادی خود را دریافت کرد و از قیطریه خارج شدند.
https://fa.wikishia.net/view/%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%DB%B1%DB%B5_%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
💠 روایت آیةالله شبیری از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
🔹 دو سه شب قبل از پانزده خرداد ۱۳۴۲، شب عاشورا از طرف آقای گلپایگانی به منزل حاج آقای ما آمدند و گفتند که آقای خمینی میخواهد در روز عاشورا سخنرانی کند و اطلاع داریم که حکومت تصمیم دارد ایشان را دستگیر کند و این کار جدّی است و آقای خمینی حرف ما را قبول نمیکند و از حاج آقای والد خواسته بودند چون با آقای خمینی رفیق است، آقای خمینی را از این کار منصرف کند. شب عاشورا نیمه شب هم بعضی از زنجانیها، حاج آقا را بیدار کردند که شما آقای خمینی را از این کار منصرف کنید.
🔸 عصر روز عاشورا مرحوم والد من را فرستادند که به منزل آقای خمینی بروم و از طرف ایشان بخواهم سخنرانی نکند.
🔹 منزل آقای خمینی خیلی شلوغ بود، چون میخواستند برای سخنرانی بیایند. موفق نشدم آقای خمینی را ببینم. آقا شهاب اشراقی داماد ایشان را دیدم و مطلب را به او گفتم. آقا شهاب رفت و به آقای خمینی اطلاع داد ولی آقای خمینی گفته بود که اینها تهدید و ارعاب است و اعتنا نکرده بود. بعد هم آقای خمینی به فیضیّه آمد و سخنرانی کرد. ولی ایشان را دستگیر نکردند.
🔸 آقا شهاب مرا دید و گفت: دیدی تهدید و ارعاب بود و خطری نبود؟! البته طبیعی هم بود که حکومت در روز عاشورا اقدام به دستگیری نکند، چون مردم عزادار بودند و غائله بیشتر میشد ولی بعد از دو روز ایشان را دستگیر کردند.
🔹 وقتی آقای خمینی را دستگیر کردند، آقای شریعتمداری، آقای میلانی، آشیخ محمد تقی آملی (ساکن تهران) و آمیرزا احمد آشتیانی اقدام کردند و درباره مصونیت قضایی آقای خمینی نامهای به دستگاه حاکم دادند. نامه به امضاء این چهار عالم، ولی متن نامه از آقای شریعتمداری بود. از خود آقای شریعتمداری شنیدم که گفت: متن نامه را من نوشتم. قاعدةً هم آن نوشته با سبک نگارش آقای شریعتمداری موافق بود نه با قلم آقایان دیگر.
مفاد نامه این بود که آقای خمینی مجتهد و مرجع است. قانون درباره مجتهد تصریح به مصونیت قضایی نداشت ولی آقای شریعتمداری به فحوای قانون استدلال کرد که چون نمایندگان مجلس طبق قانون مصون هستند و طراز اوّل فقها بر نمایندگان اشراف دارند، پس بالأولویّة فقها و مجتهدین مصون هستند.
🔸 وقتی آقای خمینی را دستگیر کردند، همه آقایان (غیر از آقا نجفی که به صحن مطهر رفته بود) در بالاخانه منزل حاج آقای والد جمع شدند. آقای گلپایگانی، آقای شریعتمداری، آقای میرزا هاشم آملی بودند. آقای اراکی نبودند چون ایشان اصلاً جایی نمیرفت. آقای مشکینی آمد و قدری اظهار حرارت و ناراحتی کرد. آقای گلپایگانی هم قدری به آقای مشکینی تند شد. بعداً آقای مشکینی درباره تندی آقای گلپایگانی به وی، میگفت: «ما تحمّل میکنیم.»
🔹 آقای حاج آقا رضا صدر روی پلّههای بالاخانه نشسته بود و جلو بعضی از اشخاصی را که مناسب نبود در جلسه بالاخانه شرکت کنند، میگرفت و نمیگذاشت بالا بیایند. یکی از اصحاب نزدیک یکی از آقایان که متّهم بود با دستگاه شاه مرتبط است، خواست بالا بیاید ولی حاج آقا رضا جلویش را گرفت و خیلی به آن شخص برخورد!
🔸 بعد از آن جلسه قرار شد علما در شهر ری اجتماع کنند. آقای شریعتمداری به آقایان نامه نوشت و آنها را برای اجتماع دعوت کرد. آقای میلانی، آقای آخوند ملّا علی همدانی و آقای آمیر سید علی بهبهانیِ اهوازی جزء مدعوّین آقای شریعتمداری بودند. در اجتماع شهر ری آسید ابوالحسن رفیعی را نیز آورده بودند.
📚 آیت الله شبیری زنجانی، جرعهای از دریا ؛ ج ۳ ص ۶۶۰
۱۵ خرداد ۱۴۰۱
تاریخ تفکر تمدن
خبری شوکآور و غمانگیز، از نبود امنیت جسمی و روحی زنان در #فرانسه که توسط یک شبکه خبری #هلند پوشش د
خبری شوکآور و غمانگیز، از نبود امنیت جسمی و روحی زنان در #فرانسه که توسط یک شبکه خبری #هلند پوشش داده شده:
زنان زیادی از تعدی و تجاوز پزشک متخصص زنان، به خود، شکایت به دادگاه بردند...
از جمله راهحلهای پیشنهادی که به زنان فرانسوی ارائه شده این است که زنان با یک همراه، به پزشک زنان مراجعه کنند! و از ترس این موضوع درمان خود را به تعویق نیندازند...
پیوند خبر:
https://nos.nl/l/2406283
📌 پ.ن:
وقتی مطلب فوق را گذاشتم، دوستی پیام دادند که با نشر این مطلب برخی دوستانشان گفته اند که این تجاوز الزاما تجاوز جنسی نیست که ما فکر می کنیم. لمس یا متلک هم شاملش می شود.
غیر این که متاسف میشوم از این پاسخ ها. که باز هم مغز برخی افراد در مسیر تطهیر حوادث غرب است که خود مردمش از آن در عذاب هستند. و اینکه سعی در تقلیل حادثه میکنند، در حالی که همین حدها هم که میگویند باز زشت و زننده است که توسط یک پزشک متعهد که بیمار به او اعتماد کرده انجام شود، نمیدانم بگویم خوشبختانه یا متاسفانه این خبرگزاری با جزئيات کامل معنی کلمه تجاوز را شرح داده و افراد آسیب دیده هم با جزئیاتی رنجآور بلاهایی که در اتاق پزشک بر سرشان آمده را تشریح کردهاند.
من روی قرار دادن ترجمه متن این خبر را ندارم. اما امروز تکنولوژی در این بخش به کمک ما آمده و شما میتوانید به راحتی با گوگل ترنسلیت کل متن را به فارسی برگردانید و از جزئيات این مشکل خجالت آور با خبر شوید.
ترجمه بخش هایی از این خبر:
در فرانسه در راستای جنبش me too بخش جدیدی درباره «متخصص زنان» مطرح شده. هزاران زن با داستان هایی مبنی بر تبعیض جنسی، سرکوب و حتی تجاوز جنسی توسط متخصصان زنان خود را مطرح کردهاند.
بعد یک قربانی با جزئياتی شرمآور از تجربه اش میگوید و در ادامه، خبر میگوید زنان تجارب ناراحت کننده خود را به انجمن قربانیان گزارش میدهند و رئیس این انجمن میگوید که ماهی ۲۰۰ شکایت در این خصوص داریم...
بعد مجدد از تجربه یک زن که خودش را معرفی کرده و از حال بدش که بعد آن نیاز به مراجعه به روانشناس پیدا کرده اما به پلیس هم شکایت کرده میگوید.
بعد آن ۶ زن در پاریس تصمیم به شکایت گرفتند که حتی پزشک متخصص مشکوک به تجاوز به یک نوجوان ۱۵ ساله بوده است... بعد خیلی شفاف معنای تجاوز جنسی را در قانون فرانسه توضیح می دهد که به چه معناست که من روی نوشتن آن را ندارم و خودتان بخوانید.
بعد توضیح می دهد که موارد مشابه بسیار زیاد شده که دیگر عنوان موردی را نمی توان روی آن گذاشت. لذا از دولت خواسته شده که رسما وارد قضیه شود.
حالا منشوری طراحی کرده اند که در اتاق انتظار کلینیک ها نصب شود... که یکی از موارد آن این است که با یک همراه به پزشک مراجعه شود! یعنی یک خانم برای مراجعه به یک پزشک خانم با خود همراه ببرد... و مشاوران احساس نگرانی می کنند که زنان بخاطر مطلع شدن از این حوادث از ترس به پزشک مراجعه نکنند و مصاحبه با خانمی انجام شده که نیاز به مراجعه به پزشک دارد اما نمی داند به کدام پزشک اعتماد کند... او می گوید من اگر این بار بخواهم به پزشک مراجعه کنم تنها نمی روم و میخواهم کسی همراه من باشد.
پیوند خبر:
https://nos.nl/l/2406283
🌸 مشاهدات، تجارب و یادداشتهای یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران
@ninfrance
۱۵ خرداد ۱۴۰۱