eitaa logo
اوبونتو|ubuntu
79 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
249 ویدیو
11 فایل
به جهان من بیا؛ [اوبونتو؟من هستم چون ما هستیم🤝🏻🧡] بهتون گوش میدم: -https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_lu5jq0p&btn=فاطمه‌ی.نارنجی.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Dark & wild 🇮🇷
سیزدهمین عکس گالری شما (ترجیحا فقط انسان ها رو بشمارید و حساب کنید، اگه هم دوست دارید همه رو) : کسیه که همراه با شما زندگی خواهد کرد در آینده (به اصطلاح هم خونه‌ای تون میشه)
هدایت شده از Dark & wild 🇮🇷
سومین گیف شما: نحوه اولین برخورد شما با هم‌خونه‌ای تون رو به نمایش می‌زاره.
هدایت شده از Dark & wild 🇮🇷
هفتمین آهنگی که پلی میشه: بیانگر نوع رابطه شما با هم‌خونه‌ای‌تون هست.
چه زندگی خروس جنگی‌طور و مودی🦦🤣 هم تو سر هم می‌زنیم و هم با آهنگ آها بوگو می‌رقصیم💅
هدایت شده از Dark & wild 🇮🇷
اولین جمله از یه صفحه رندومِ نزدیک ترین کتابی که پیشتونه یا کتابی که این روزا می‌خونید: چیزیه که هم‌خونه‌تون منتظره توی یه فرصت مناسب بهتون بگه.
از خنده مردم که🤣🤌🏼
خب دیگه بسه😔. من برم دانشگاه.
هدایت شده از دایناسور؛
پدرم را خدا بیامرزد، مردِ سنگ و زغال و آهن بود. سال‌های دراز عمرش را، کارگر بود، اهل معدن بود. از میان زغال‌ها در کوه، عصرها رو سفید برمی‌گشت. سربلند از نبرد با صخره، او که خود قله‌ای فروتن بود. پا به پای زغال‌ها می‌سوخت! سرخ می‌شد، دوباره کُک می‌شد. کوره‌ای بود شعله‌ور در خود‌، کوره‌ای که همیشه روشن بود. بارهایی که نانش آجر شد، از زمین و زمان گلایه نکرد.. دردهایش، یکی دوتا که نبود! دردهایش هزار خرمن بود. از دل کوه های پابرجا، از درون مخوف تونل‌ها هفت‌خان را گذشت و نان آورد، پدرم که خودش تهمتن بود. پدرم مثل واگنی خسته، از سرازیر ریل خارج شد بی‌خبر رفت او که چندی بود، در هوای غریب رفتن بود. مردِ دشت و پرنده و باران، مردِ آوازهای کوهستان، پدرم را خدا بیامرزد، کارگر بود، اهل معدن بود.