eitaa logo
اوبونتو|ubuntu
83 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
268 ویدیو
12 فایل
به جهان من بیا؛ [اوبونتو؟من هستم چون ما هستیم🤝🏻🧡] بهتون گوش میدم: -https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_lu5jq0p&btn=فاطمه‌ی.نارنجی.
مشاهده در ایتا
دانلود
اوبونتو|ubuntu
تنها چیزی که فعلاً می‌دونم اینه که باید دعا کنیم. بیاید دعا کنیم واقعاً واسه هم بچه‌ها. من واسه شما، شما واسه من و ما واسه همه. اینو عاجزانه می‌گم. واسه عاقبت‌مون، این دنیامون، اون دنیامون‌. واسه همه‌چی بیاید دعا کنیم.
-من تو کلاس‌ها یه جعبه دارم که بچه‌ها بهش جعبه جادویی، جعبه کلمات و یا جعبه شگفتی میگن. حالا این جعبه هر جلسه براشون یه شگفتی داره به شکل سوال، نامه، یا چالش. پارسال استقبال‌شون از جعبه خوب بود اما باورم نمی‌شه امسال بچه‌ها این‌قدر محتوای جعبه رو دوست داشتن. امروز جلسه دوم کلاس‌مون بود و بچه‌ها دنبال جعبه بودن، حالا جعبه کجا بود؟ خونه، جا گذاشته بودمش و فکر کنم جلسه بعدی اگه همراهم نباشه بیرونم کنن از کلاس.🤌🏼
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز خانم مهندس که فداش بشم منه ازم پرسید تا شهریور هستی دیگه؟ و از اون‌جا که من اصلاً حساب نکردم که چند ساعت رفتم و چند ساعت مونده، گفتم نمی‌دونم حساب نکردم و ایشون گفتن آفرین اصلاً حساب نکن، حالا حالاها بیا و کنارم باش. فهمیدین چی شد؟ خانم مهندس عاشقم شده و گرنه که این همه آدم تو اداره چرا از من خواسته کنارش باشم؟ چرا منو بین این همه آدم برگزیده؟ هان؟🦧🩰 (تو سرم دوتا مود پزشکیان و حبیب در حال چرخش بود وقتی داشتم این متن رو می‌نوشتم، تا آخر بمونم دیگه؟)
اوبونتو|ubuntu
*
جزئیات کارگاه مهرماهی و چیدمانش خیلی ناز و بوسیدنی و فرح بخش و آرام بخش و روح نواز و زیبا و خواستنیه>>>
به عنوان کسی که تو دهه سوم زندگی‌م قرار دارم و دیگه جدی دارم بزرگ می‌شم و شاید یه روز پیر هم بشم. یه مدتیه افتاده تو سرم که کارهایی رو انجام بدم و امتحان کنم که دو دهه‌ی دیگه شاید نتونم انجام بدم یا دیگه دیر باشه واسه شروع یا حتی الان انجام دادنش ذوق داره نه چند سال دیگه. البته این به فکر افتادن رو مدیون یکی از ادمین‌های تلگرامم اون الان داره دویدن رو حرفه‌ای یاد می‌گیره و خب تو سر منم افتاده که کلاس دو اسم بنویسم و حرفه‌ای دویدن رو یاد بگیرم. (از تاثیرات خوب مجازیه، الگو گرفتن از رفتار و افکار جالب و درست). جدیداً به فکر کوهنوردی هم افتادم، مثلا فتح قله‌ها. جالبه و هیجان انگیز. بعد الان که این تصویر رو داشتم دوباره می‌خوندم دیدم ادمین هم به کوهنوردی اشاره کرده اما من اون روز فقط این دویدن برام جالب بود. می‌دونید دیگه افکار آدمیزاد بی‌نهایته و نامحدود و می‌تونه به انجام هر کاری فکر کنه، کلی رویاپردازی و خیال کنه واسه آینده و ماهرانه هم این کار رو انجام میده! منِ بنده خدا هم نشستم و یه لیست آماده کردم از کارهایی که می‌خوام امتحان کنم و هر روز داره به این لیست اضافه میشه. و خب دارم می‌فهمم که اون شور و شوق زندگی هنوز در من زنده‌ست هنوز تو وجودم میل به زندگی و انجام کارهای جدید وجود داره و خب این یعنی من هنوز زنده هستم. من این زندگی رو علی رغم هر اتفاق و چالشی واقعاً دوست دارم و می‌خوام زندگی کنم به معنای واقعی کلمه.🧳☁️