رهگذر شبانه من. کلماتت در درست ترین وقت به دستم میرسه. در آغوش میگیرمت از دور. کلمات نورانیت از سیاهچاله ای که در میانه روحم همه چیز رو از بین میبره میگریزن و خنکی لذت بخشی به احساسات تبدارم میبخشن. از تو ممنونم. و هر وقت قلمم با قلبم همسو شد تلاش خواهم کرد کلماتی به زیبایی کلمات تو برات بنویسم.
امشب خواب شیرین و خنک و سبز برات آرزومندم. دوستت دارم.
Ultraviolence
رهگذر شبانه من. کلماتت در درست ترین وقت به دستم میرسه. در آغوش میگیرمت از دور. کلمات نورانیت از سیا
در مورد بخش هایی از صحبت هات. واجب دونستم این رو بگم و بعد بخوابم.
هر شب و روز منتظر نامهت بودم و فکر میکردم مشغول به چه کاری هستی. به چی فکر میکنی و کی قراره کلماتم پاسخ داده بشن. من هم گاهی کلماتی که دوست داشتم برات بنویسم رو مرور میکردم. هر بار با امید دیدن کلمات پیوسته و نورانی تو سر به ناشناس میزدم و امیدوار بودم به زودی انتظارم به پایان برسه. هم تو هم کلماتت بسیار زیاد برای من ارزشمند هستید و جایگاهی خاص در قلبم داری. باز هم برام بنویس.
کلمات من منبعی جز قلبم ندارند.
Oh the wind whistles down
The cold dark street tonight
And the people they were dancing
To the music vibe~
هدایت شده از پــناهگـاه؛
گفته بودی غزلی در وصفِ چشمانت بگم
وصفِ آن چشم غزل ؟! ولله دیوان هم کم است
هدایت شده از انجمنِشاعرانِزنده؛
روزی سیصد بار قیمت کتاب ها رو چک میکنم و سیصد روز از عمرم کم میشه
Ultraviolence
به یاد هولمز دوستداشتنی">
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا