حرفی نزن چیزی نگو باید برایم گریه کرد
باید برای مردن افسانههایم گریه کرد
عکسم درون آینه دارد چه زجری میکشد
بعد از شکستم آینه در زیر پایم گریه کرد
ثابت نشد من مجرمم یا چشمهای وحشیات
قاضی برای دادن حکم خطایم گریه کرد
☘🍃
کاش بین من و او فاصله اجبار نبود
یا اگر بود دگر این همه بسیار نبود
🍃
غرق در جاده شدیم و نرسیدیم به هم
مشکل از فاصله نیست،جاده هموار نبود