ایکس`
شادی؛ چه کسی میتواند راجعبه چیزی بنویسد و آن را توصیف کند که درکی از آن ندارد؟ اما آدمی همه چیز را
غم؛
بهراستی غم چیست؟
غم، مهمانیست که حتی اگر تمام در های خانه ات بسته باشد، بازهم راهش را به داخل باز میکند.
غم آن چیزیست که هر روز با ما همبستر میشود و در لایتناهی شب، زمانی که فقط صدای ضعیف نفسهای خودت را میشنوی، در آغوشت میخزد و وجودت را در بر میگیرد.
غم از ما بوده و خواهد بود.
غم موجودی گریزناپذیر است که هر چه از او دوری جویی، برای سیاه کردن روحت حریصتر میشود.
اما غم، دشمن تو نیست.
غم را باید در آغوش گرفت، چون نوزادی که گریه میکند.
غم تشنه توجهای از جانب توست و هرچه بیشتر اهمیتی را که میخواهد به او ندهی، صدایش را بالاتر خواهد برد.
اما مراقب باش، عزیز من؛
به غم دل مبند، از غم نترس، به غم بیش از اندازه بها مده.
او وجودت را خواهد گرفت، آن قدر آرام که هیچوقت متوجه آمدنش نخواهی شد.
----
Y/R
4/27
هدایت شده از داخل ذهن کی راه میرویم؟
میدانم که بهبودی ترسناک به نظر میرسد، اما ماندن در یک مکان حتی وحشتناکتر به نظر میرسد، اینطور نیست؟
هدایت شده از داخل ذهن کی راه میرویم؟
امیدوارم برای شاد بودن وقت پیدا کنی،
نه فقط قوی بودن.
تو هم لایق شادی هستی،
نه فقط قدرت برای زنده ماندن.
هدایت شده از متهم ردیف اول _
چیزه میخوام ازاین عکس پیرمردای
پروفایل چنلم بهتون بدم وبایک عکس نوشته
اینو فورکنید ومنتظر بمونید.
لینکا [ظرفیت ۱۰ تا]
هدایت شده از نوشتارگاه خاله کایرا
همه دارن بحث میکنن که قهوه بهتره یا چایی ولی من فقط آب (در بیشتر مواقع کوفت) .
هدایت شده از نوشتارگاه خاله کایرا
درود خدایان ایزدی بر همه ی شما باد !
اگر صدای مرا میشنوید یعنی شما به این سازمان مرموز دعوت شدید ! شاید بگید چه سازمانی ؟ باید بگم که سازمانی که با FBI و CAI در ارتباط ئه ولی کار ها و ماموریت های خطرناک تری رو انجام میده ! امیدوارم برای این سازمان مرموز زیادی لطیف نباشید چون نمیتوانید از پس خودتان بربیایید !
توضیحات بیشتر
اما برسیم به اصل مطلب ؛
این برگه ی پوسیده ، به اصطلاح دومین ‹تقدیمی› این نوشتارگاه کوچیک ئه . هیچ شروط عجیبی وجود ندارد جز اینکه :
این متن را + پست مورد علاقه ی خود را در نوشتارگاه تون فوروارد کنید و آدرس تون را با نامه ای به پای کلاغی ببندید و به دست من برسونید و اگر هم ندارید فقط آیدی تون را ایمیل نمایید . و حتما در نوشتارگاه حضور داشته باشید ! و دیگر بقیه کار ها به دست من است .
حالا در ادامه من چه میکنم ؟
پرونده اتون رو میفرستم دست آلن ، جیمز ، جک و میشل تا بررسی اش کنن و مطمئن بشن که شما دشمن ما نیستید ( صد البته ممکنه دشمن هم باشید ! )
و همینطور قراره اطلاعاتی درباره ی شغل خود در سازمان ، دوستانتان ، خانواده تان و سن تون هم ذکر شود .
و در نهایت میگویم که چجوری اصلا پاتون رو گذاشتید توی سازمان .
درود و سپاس از شما
کایرا مارتینز ؛
Latter | Capacity