۱۸ سال پیش درست روز کنکورم مادربزرگ پدری ام (ننه) رو از دست دادم
چند روز بعدش که با معلمم صحبت می کردم از شرایط روحیم بهش گفتم
گفت هنوز نمی دونی دنیا چقدر بی رحمه
کار خودشو میکنه بدون اینکه کاری به کار تو داشته باشه که کنکور داری
که عروسیته
که ناخوشی ومریض
که عزیز از دست دادی...
گفت کنکور هم همینطوره
رحم نداره
ان شالله وماشالله سرش نمیشه
مرگ عزیز سرش نمیشه
حالت بده وداری جون میکنی سرش نمیشه...
اون موقع ها کوچک تر بودم
زیاد جدی نگرفتم حرفاشو
زمان گذشت
هر چقدر بزرگ تر میشدم
شکننده تر میشدم
زندگی از همون روزهای اول سختی هاشو بهم نشون داد...
اما مقاومت میکردم جان سختی میکردم و دوام میاوردم
من تا قبل از دست دادن حاجی با تمام بدبیاری ها و مشکلاتی که گاهی ضجه میزدم از شدتشون؛خوشبخت ترین ادم روی زمین بودم و خبر نداشتم
اصلا همه ی ادم ها تا قبل از دست دادن عزیزشون خوشبخت ترین ادم روی زمینن و خبر ندارن....
بماند که این وسط ادم هایی با روحیات مشابه من که نابود میشن که خرد میشن که می شکنن
اونایی که میگن خاک سرده یا داغ عزیز ندیدن
یا زیادی با ایمان بودن
یا احساساتی مثل من رو نداشتن...
وگرنه ادم با مرگ عزیز نمیمیره
ولی به روزی میفته که هر لحظه ارزوی مرگ میکنه
اینکه جای خالیش جلوی چشمت باشه
عطر تنش هنوز روی لباساش باشه
همه وسایلش
عصاش عینکش داروهاش
صداش تو گوشت باشه
اینکه اینارو ببینی و هنوز نفس بکشی
خیلییییی کار سختیه...
بگذریم
سخن بسیار بود
نگفتیم و گذشتیم
چند روزه به روز کنکور ۱۸ سال پیشم فکر میکنم
به اینکه کنکور رحم نداشت
مرگ عزیز حالیش نبود
به اینکه کل دنیا همینه
روزگار نامرد و جفاکار
امروز ۲۲ روزه مزون تعطیله
و خدا شاهده اگر به خواست خودم بود ترجیح میدادم تا اخر عمر خونه نشین بمونم
رمق هیچ کاری رو ندارم
نای حرف زدن ندارم
اما
دنیا خیلی بی رحمه
ادم ها بی رحم تر
نمی دونم شایدم درستش همینه
شاید باید بی رحم باشی که بتونی دووم بیاری...
حق الناس و بدهی به تولیدی ها
ان شالله و ماشالله حالیش نیست
مرگ عزیز حالیش نیست
اینکه از درد تا مغز استخوانت داره میسوزه حالیش نیست...
باید جون بکنی و پاشی
پاشی بری سر کارت
تو مجبوری
و هییییچ چیز بدتر از این جبر تحمیلی تو زندگی نیست
مثل از دست دادن حاجی
که خدا به من تحمیل کرد
بدون اینکه حتی فرصت پذیرشش رو بهم بده
بدون اینکه حتی لحظه ای فرصت حلالیت خواستن و خداحافظی رو بهم بده
بین همه ی ادم هایی که این چند وقت اومدن
یه نفر یه حرفی زد که مدام تو گوشم تکرار میشه
اینکه
تو مجبورررری تحمل کنی
راستم میگفت
مجبورم تحمل کنم
علی رغم قلب هزار پاره ام
حفظ ظاهر خواهم کرد تا بیش از این خاطرتون رو مکدر نکنم
هر چند که دیگه هرگز اون مریم سابق رو نخواهید دید
سعی می کنیم از این هفته فعالیتمون رو در مزون ادامه بدیم
حالا ممکنه از امروز باشه یا فردا
زمان دقیقش رو از طریق کانال اعلام می کنیم
یا علی
7.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الهی وَاِلی غَیْرِکَ فَلا تَکِلْنی. اِلهی اِلی مَنْ تَکِلُنی؟ اِلی قَریبٍ فَیَقْطَعُنی اَمْ اِلی بَعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنی اَمْ اِلَی الْمُسْتَضْعَفینَ لی وَاَنْتَ رَبّی وَمَلیکُ اَمْری اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتی وَبُعْدَ داری وَهَوانی عَلی مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْری اِلهی فَلا تُحْلِلْ عَلَیَّ غَضَبَکَ فَاِنْ لَمْ تَکُنْ غَضِبْتَ عَلَیَّ فَلا اُبالی سُبْحانَکَ غَیْرَ اَنَّ عافِیَتَکَ اَوْسَعُ لی..
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خودت به قلبم صبر بده یا زینب
یک زمانی وقتی خیلی ناراحت میشدم شروع میکردم به نوشتن
مسلسل وار
بدون اینکه به جمله ی بعدی فکر کنم
پشت سر هم
نوشتن حالم رو بهتر میکرد
غمم رو کمرنگ میکرد
الان دیگه حتی نای نوشتن هم ندارم
کلمه ها از خاطرم میرن
فعل ها
ذهنم به شدت اشفته است اما سعی میکنم همچنان کنترلی بر اوضاع داشته باشم
در واقع مجبورم
کاش بدونید چه فشاری بر خودم متحمل کردم تا مزون مجدد شروع به فعالیت کنه
دیدن شما
و حرف های شما تسکینی بر درد بی پایان ماست
ان چیزی که بیش از همه من رو وادار به فعالیت مجدد کرد حق الناسی که به جهت بدهی به تولیدی ها بر گردن دارم
خرید های متنوع یلدا جای خود ،کارهای روز مادر که حتی فرصت نشد بسته هاشو باز کنیم
همه و همه به خاطر اعتمادی بود که تولیدی ها به ما داشتن
و من غافل از همه جا و بی خبر از قصه ی تلخی که در شب یلدا برای من و خانواده ام رقم خواهد خورد قول تسویه وپرداخت بدهی وپاس کردن چک ها به همین زودی و بعد از روز مادر رو به تولیدی ها دادم
لذا از شما خواهران همیشه همراهم درخواست دارم
به سبب تعطیلی طولانی مدت تقریبا ۲۳ روزه و از دست رفتن نقدینگی و حق الناسی که هر روز تولیدی ها پیگیرش هستند و بدقول نشدن بیشتر از این ما
لطفا دوستانی که حساب دفتری دارند
بالاخص اون دسته از عزیزان که حسابشون مبلغ بالایی هست و یا ماه هاست واریزی نداشتند
عاجزانه در خواست دارم این ماه نسبت به تسویه ی کامل اقساط اقدام بفرمایند
واجازه ندند در کنار شرایط روحی نامساعدی که دارم فشار مضاعف مالی برای پرداخت بدهی تولیدی ها رو هم متحمل بشم
بدون شک یکی از بزرگ ترین حمایت هایی که میتونید در این شرایط در حق ما لطف بفرمایید واریز به موقع اقساط خواهد بود
از لطف وعنایت همیشگی شما بسیار ممنونیم