🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_اول
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠 انتخابات مجلس و شورای اسلامی شهر که میشد، کارمان در می آمد با بابا مینشستیم سر تکتک نماینده ها بحث میکردیم. می گفت :" برای دونه دونه افراد باید حجت شرعی داشته باشیم. اگه یه دونه رأی من باعث بشه این آدم بیاد روی کار، باید پاسخگو باشم ."
🎙راوی: فرزند شهید
📎منبع: اسناد موجود در موسسه فرهنگی حماسه ۱۷
«شهید مدافع حرم حاج سعید سیاح طاهری»
🗓 تولد : آبادان _۱۳۳۶
🥀 شهادت : سوریه، خان طومان _ ۱۳۹۴
🕯 مزار : گلزار شهدای آبادان
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_دوم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠همه حرفش اين بود ما با انتخابات سرنوشت كشورمون رو به دست خودمون رقم میزنيم نبايد كارى كنيم شرمنده شهدا بشيم، شرمنده مولامون آقا سيدالشهداء بشيم.انتخابات خيلى مهمه، پرسيدم: داداش خب از كجامتوجه بشيم كدوم بهتره؟ بيشتر براى مردم كار میكنه؟، جواب داد: به صحبتهاى حضرت آقا گوش كنيد ببينيد درباره ويژگیهاى نماينده اصلح چى ميكن، به همون شخص رأى بديد.
🎙راوی: خواهر شهید
📎منبع: اسناد موجود در موسسه فرهنگی حماسه ۱۷
«شهید مدافع حرم محمد کامران»
🗓 تولد : اصفهان _۱۳۶۷
🥀 شهادت : سوریه، خان طومان _ ۱۳۹۴
🕯 مزار : گلزار شهدای اصفهان
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_سوم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠شناسنامه هایمان از شب قبل سرطاقچه بود.صبح هم حساب میكردكه اگر ده دقيقه به شش راه بيفتيم، نفر أول میشويم، میگفتم آقامگه كسى دنبالمون كرده؟ میخنديد، میگفت اول وقت كيفش بيشتره.
🎙راوی: همسر شهید
📎منبع: اسناد موجود در موسسه فرهنگی حماسه ۱۷
«شهید مدافع حرم سعید سامانلو»
🗓 تولد : قم _۱۳۶۰
🥀 شهادت : سوریه، نبل و الزهرا _ ۱۳۹۴
🕯 مزار : گلزار شهدای علی ابن جعفر(ع) قم
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_چهارم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠 قوم وخويش جمع میشديم دورهم،بحث انتخابات بود و تبليغ كانديداها، حميد هم بود، حرفش را میزد؛ ولى تا میديد بحث دارد سمت جدل میرود، میكشيد كنار، میگفت مهمتر از رأى آوردن اين أقا و اون آقا، شركت تو انتخاباته.نمیخوام طورى بشه كه طرف کلا قيد رأى دادن روبزنه.
🎙راوی: پدر شهید
📎منبع: اسناد موجود در موسسه فرهنگی حماسه ۱۷
«شهید مدافع حرم حمیدرضا اسداللهی»
🗓 تولد : تهران_۱۳۶۳
🥀 شهادت : سوریه، حلب_ ۱۳۹۴
🕯 مزار : بهشت زهرا(س)
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_پنجم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠 يك بار و دوبار نه زياد از اين ماموريت ها رفته بود؛ جمع آورى آراى مردم، آخرين بار داوظلبان هرفت؛هشتمين دوره انتخابات رياست جمهورى، انكار میخواست سهم بيشترى در انتخابات داشته باشد وقت هلیكويتر خورد به ارتفاعات، معلوم شد سهم بيشترى داشته؛يك برگه رأى، يك برگه شهادت
.🎙راوی: سرهنگ علیرضا پوربزرگ وافی
📎منبع:اهالی آسمان، انتشارات مرکز انقلاب اسلامی ص۱۵۷
«شهید خلبان اسماعیل رمضانی»
🗓 تولد : شهرستان فریدن_۱۳۴۶
🥀 شهادت : ارتفاعات لندی چهار محال و بختیاری،۱۳۸۰
🕯 مزار : گلزار شهدای فریدن
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_ششم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠 بار اولى كه میخواست رأى بدهد يادم نمیرود.آنقدرشوق وذوق داشت كه از شب قبل شناسنامه اش راگذاشت كنار بالشت و خوابيد صبح زودتر از همه رفت مسجد محل، رفت و برنگشت.يكى دو ساعت بعد همراه پدرش رفتم مسجد. مرتضى راديدم، جلو آمد و سلام كرد گفتم مامان مبارك باشه، رأى دادى؟، از ته دل خنديد و گفت آره، اوليـن نفر رأيم رو انداختم توى صندوق.، بعدبايک ذوقى ادامه داد مامان كاش من اوليـن نفرباشم كه توى تهران رأى داده.، از حرف مرتضى خنده ام گرفت، خودش هم خنديد.
🎙راوی: مادر شهید
📎منبع:اسناد موجود در مؤسسه فرهنگی حماسه ۱۷
«شهید مدافع حرم مرتضی کریمی»
🗓 تولد : تهران-۱۳۶۰
🥀 شهادت :سوریه،خان طومان۱۳۹۰
🕯 مزار : بهشت زهرا
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_هفتم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠 دوروز بايد میرفتيم گشت، آن هم توى دل كوير. من و محمد و چهار پنج نفر ديگر، مأموريتمان آن پنجشنبه شروع مى شد.روز بعدش انتخابات مجلس بود.تا ديروقت مشغول بوديم محمد چند باری پاپى شد كه برويم و رأیمان را بدهيم، گفتیم باشه حالا میريم". دهونيم شب ديگربه التماس افتاد،گفت بچه ها حرف آقا زمين میمونه ها تا برسيم شهر طول كشيد، ده دقيقه به اتمام انتخابات بالأخره رأیمان را داديم، دير شده بود؛ ولى خيالمان راحت بودكه حرف آقا زمين نمانده!
🎙راوی: همرزم شهید
📎منبع:اسناد موجود در مؤسسه فرهنگی حماسه ۱۷
«شهید محمد سلیمانی»
🗓 تولد : قم ۱۳۶۱
🥀 شهادت :ارتفاعاتجاسوسان منطقه مرز شمالغرب ۱۳۹۰
🕯 مزار : گلزار شهداى على بن جعفر(س)قم
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_هشتم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠استاندار اول خوزستان بود، در ظاهر مؤمن و متعهد، باطنش را فقط خدا خبر داشت، موشک و هواپيماهاى بيشرفته چند ميليون دلارى كه شاه خريده بود رابا یك جمله كه ما تو ايران موش داريم، و موشك نمخواهیم پس داده بود، ارتشی هارا فرستاد بودخانه،سربازها را معاف كرده بود، خلاصه داشت با فرش قرمز میرفت استقبال صدام. حالا همان آدم شده بود كانديداى اولين دوره انتخابات رياست جمهورى حسين رفت دنبال دليل ومدرك تمام سندهایی كه عليهاش بود جمع كرد، نشريه ديواری اش كه آماده شد،از ايـن وآن قرض گرفت وهمه جاپخشش کرد.بعدهمازاين شهر به آن شهر و سخنرانى عليه استاندارغيراستانداردخوزستان، چند روز قبل ازانتخابات هم رفت لانه جاسوسى وسندهاى دست نشانده بودنش را درآورد، تلاش هايش بالأخره نتيجه داد؛ وقتى شب قبل از انتخابات، عدم صلاحيت تيمسار مدنى براى نامزدى را همه از تلويزيون شنيدند.
«شهید سید حسین علم الهدی »
🗓 تولد : اهواز، ۱۳۳۷
🥀 شهادت :هویزه،۱۳۵۹
🕯 مزار : گلزار شهدای هویزه
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui
🔖#انتخابات_از_نگاه_شهدا
🖊#روایت_نهم
📌خاطرات و وصایای شهدا در موضوع انتخابات
💠 تازه فارغ شده بودم، حال وروزم جورى بودكه نمى توانستم از رختخواب بلند شوم، يكى دو روز بعد، انتخابات بود، مصطفى اصرار منكرد بايد رأى بدهى هر چه فكر كردم ديدم نمیتوانم بروم پاى صندوق، يك كلام گفتم "نمیتوانم"
روز رأی گيرى گفت امروز هر طور شده بايد رأى بـدى. حيفه، تو نشد برى، صندوق روميارم خونه. رفت و خيال کردم به شوخى يک چيزى گفته. چندساعت بعد باچند نفر و يك صندوق سيار برگشت. همان جا توى رختخواب برگه رأى رانوشتم وانداختم داخل صندوق، يک نكاه به من وانگشت جوهرى ام كرد، يك نگاه به نوزادى كه كنارم خوابيده بود. لبخندزد.
🎙راوی: همسر شهید
📎منبع:اسناد موجود در مؤسسه فرهنگی حماسه ۱۷
«جانباز شهید مصطفی طالبی»
مسئول طرح و برنامه لشگر ۴ بعثت
🗓 تولد : ملایر،۱۳۴۹
🥀 شهادت :بیمارستان آراد تهران،۱۳۷۴
🕯 مزار : گلزار شهدای بهشت هاجر ملایر
#کلام_شهدا
#راه_شهدا_ادامه_دارد
#واحد_رسانه
http://zil.ink/valasr_bmui