هدایت شده از ماورایِما
در ساعات پایانی شب فرد مورد نظر از سفر، به خانهاش که توسط شما بمبگذاری شده باز میگردد و شما درحالی که در خودروی خود کمی جلوتر آخرین لحظات عمر او را نظاره میکنید، مشتاق فشردن دکمه انفجارِ کنترل در دست خود هستید.
لحظاتی بعد، ناحیه مانند روز روشن شده و از شدت انفجار میلرزد.
کتاب: اقیانوسی در ذهن - کلر وندرپول
For dear: @warrm_ocean
هدایت شده از ماورایِما
کلافه از بازیهای روانی فرد، به شدت او را کتک زده و پس از بیجانی نسبی او سرش را در کیسهای پلاستیکی حبس کرده و با فشردن دستان خود روی گلویش، روند خفگیاش را سرعت میبخشید.
کتاب: میدانم که هیچ نمیدانم - کارل پوپر
For dear: @idontknowmyself
هدایت شده از ماورایِما
با خشمی غیرقابل کنترل از خیانت معشوق خود و بحثی طولانی، با هل دادن او، زمین میخورد و گلدان در اثر کوبیده شدنش به میز روی صورت اون شکسته میشود.
کتاب: نمایشنامه دژاوو - آرش حسنپور
For dear: @Novsun
هدایت شده از ماورایِما
در اثر اختلافی بر سر عقیده، سر او را در حوضچه پر آب مرکز پارک فرو برده و در نتیجه مقابله با تقلاهای او، او را خفه میکنید.
کتاب: مسئله مرگ و زندگی - آروین د یالوم
For dear: https://eitaa.com/joinchat/4269934020Cde3406c126
هدایت شده از ماورایِما
در تدارک یک میهمانی به طور ناخواسته، مادهی اسیدی شوینده را بدون آگاهی از ماهیت آن به جای یکی از ترکیبات شربت آلبالو استفاده کرده که در نهایت منجر به مسمومیت میهمانان و مرگ تعدادی از آنان میشود.
کتاب: پادشاه زیر درخت نارنج - مهدی زارع
For dear: https://eitaa.com/joinchat/1512113331Cfa98bb63ea
هدایت شده از ماورایِما
در دفاع از خود، دربرابر فردی که مدت طولانی شما تعقیب قرار داد و درنهایت به سوی شما هجوم آورد، چاقوی آشپزخانه را که از کیسه خرید خود بیرون آورده و در طول مسیر در دست داشتید به سوی اون نشانه میروید.او که ناغافل به سمت شما حمله ور شده بود با چاقو برخورد کرده و در گردنش فرو میرود.
کتاب : ایرانیتر - نهال تجدد
For dear: @zhina_254
هدایت شده از ماورایِما
با برنامهای از پیش تعیین شده ناشی از خصومت و انتقام در پوشش یک پرستار به بخش ورود کرده و سرنگی حاوی سمی کشنده به اتاق او وارد شده و محتوای سرنگ را در سرم او خالی میکنید.
کتاب : ستاره بخش - جوجو مویز
For dear: @llllll_8l
هدایت شده از ماورایِما
به عنوان یک اجیرشده، پس از ساعتها انتظار فرد را شناسایی و پس از نشانه رفتن اسلحه اورا در میان خیابان با گلوله به قتل میرسانید.
کتاب: نمایشنامه مرده های بیکفن و دفن- ژان پل ساتر
For dear: @qw3iur
هدایت شده از ماورایِما
در شب تولد خود، از افرادی که با آنها مشکل داشتید یا مانعی برسر راه شما بودند، با کیک و نوشیدنی مسموم سخاوتمندانه پذیرایی میکنید.
کتاب: آبیتر از گناه - محمدحسینی
For dear: @Askyii
هدایت شده از ماورایِما
به عنوان نویسنده، با شخصی مواجه میشوید که آثار شمارا پیش از پخش دزدیده و درحال آماده سازی آنها برای پخش با نام خود است.چند روز پیش از رونمایی از اثر، او را در چاپخانه با اثر تکثیر شده آتش میزنید.
کتاب: نور امیدی در تاریکیهای او - دنیا توسلی
For dear: @Lightndark
هدایت شده از ماورایِما
به عنوان هنرمندی در سیرک، به هنگام نمایش هنگامی که باید دستان همکارتان را هنگام پرش از تخته بگیرید، با حرکتی نمایشی اما عمدی در میان صحنه او را رها کرده و باعث سقوط او خارج از محدوده امن پرش میشوید که منجر به مرگ مغزی او میشود.
کتاب: سیرکی که میگذرد - پاتریک مودیانو
For dear: @cniuwi
هدایت شده از ماورایِما
پس از مدتها جنگ و گریز اکنون در برابر کسیایستاده ای که زندگی تورا تباه کرده و اسلحه را روی پیشانی او گذاشته و طنین صدای شلیک با پاشش خون بر دیوار هماهنگ میشود.
کتاب : غم بوی قهوه نمیدهد.
For dear: https://eitaa.com/joinchat/2471822186C4eeb10700c