وطن
زندگی مسابقه نیست.
آروم باش، عجله نکن.
از راه رفتنت لذت ببر،
غذات را با حوصله بخور،
به کوچکترین چیزها توجه کن.
به گربههای توی پارک سلام بده،
با آن خانمی که همیشه کنار دکهی روزنامهفروشی مینشیند چند کلمه حرف بزن،
موقع رفتن به سرکار سرت را بالا بگیر و به درختها نگاه کن.
همهچیز قرار نیست فتح شود،
همهچیز قرار نیست به دست بیاید.
بعضی روزها فقط برای زندگی کردناند؛
برای حس کردن آفتاب روی صورتت،
برای شنیدن صدای باد میان شاخهها،
برای اینکه یادت نرود
عمر،
میان همین لحظههای ساده میگذرد.
وطن
همیشه تو زندگیم یه گریسون بودم .
مهرنوش واقعا اون مهربونیِ گریسون رو تو وجودش داره.
وطن
What should I do? It's always on my mind. I can't move on, no matter how much time passes. Every memory feels as fresh as the day it happened. I've tried to let go, but a part of me is still stuck there, holding on to something I can never get back. I'm tired of carrying it with me, yet I don't know how to put it down.
وطن
https://t.me/AetherJournal تلگرام اینجا .
بچه ها اگه میخواید با هم در ارتباط باشیم بیاید اینجا .