eitaa logo
وطن
314 دنبال‌کننده
21 عکس
15 ویدیو
0 فایل
در جانِ وطن، دوباره می‌دمم امید؛ به قامتِ استوارِ جوانانت .
مشاهده در ایتا
دانلود
اندوهت به بن بست کوچه ی امید رسیده است ، چاره اش چیست ؟ جرعه ای معجون سمی فراموشی یا رقصیدن جسم بر طناب سقف ؟
وطن من، دیرینه‌ترین سرباز زمین، ایرانِ سرفراز من به بن‌بست رسیده است ، مهربانیِ مردمانت . در کوچه‌ای بی‌سر و ته حبس شده است؛ کوچه‌ای که در آن یا باید رنگِ جماعت گرفت یا بی‌پناه در تاریکی‌اش تلف شد. به آنان بگو دست از جانِ مهربان‌ها بردارند؛ بگذارند آسوده زندگی کنند، بگذارند دست‌کم یک‌بار نفسِ آزادی در سینه‌شان جاری شود.
وطن
خسته و کوفته و بی حوصله اومدم سراغ گوشی ، داشتم به هزارتا روش فکر میکردم که از دست موجودات دوپا به ظاهر همه چیز دان خلاص بشم و یکم آروم باشم اما گوشی رو که باز کردم و وارد اپلیکیشن شدم ، این ویدیو رو دیدم که ستایش برام فرستاده . وقتی بازش کردم اینطوری بودم که یعنی بین این همه کلمه ، بین این همه حس دوستام من رو امیدوار می‌دونن ؟ اوه .
ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم. اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدم‌های دیگر. فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدم‌های دیگر. که جایی که آنان راه می رفتند، ما می‌دویدیم، جایی که آن ها می‌دویدند، ما سینه خیز می‌رفتیم. آنان برای رشد و رفاه می‌جنگیدند و ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی می‌کردند و ما، فقط داشتیم زنده می‌ماندیم.
بهار امسال گل‌هایش شکوفه دادند ، رشد کردند ، جوان شدند ، زنده شدند و از آن زمستان سرسخت بیرون آمدند اما دل هایمان در همان زمستان جا ماند . خشک شد ، بنزین ریختند و ریشه اش را با فندک سوزاندند ، خمیده اش کردند ، امیدش را به دیوار کوبیدند بعد هم دست هایش را گرفتند ، پاهایش را بستند و گفتند " حالا بدو " و ما ایستاده‌ایم ، به ناچار .. به امید اینکه شاید روزی نوری به ساقه های خشکیده مان برسد یا آبی برای ترمیم ریشه اش پیش از آنکه دیگر چیزی نروید .
وقتی کسی می‌میرد، یک «اسم» برای بازماندگانش می‌ماند. تا مدت‌ها آن اسم را در مکالمه‌های غریبه‌ها، لای جملات کتاب‌ها، در فیلم‌ها و در هرجای جهان ببینند، کسی را به یاد می‌آورند که به طرز غیرمنصفانه‌ای دیگر نیست. و این هم شکلی غم‌انگیز از فقدان است. تو دیگر نیستی، اما اسمت مانده و زخمی روی قلب کسانی شده که دوستت دارند...