eitaa logo
وطن
313 دنبال‌کننده
21 عکس
15 ویدیو
0 فایل
در جانِ وطن، دوباره می‌دمم امید؛ به قامتِ استوارِ جوانانت .
مشاهده در ایتا
دانلود
وطن
شب که می‌شود، همه به آشیانه‌ی خود پرواز می‌کنند. پشت پنجره‌های اتاق‌هایشان، رازهای ناگفته پنهان است. هر نور، روایتگر داستانی‌ست؛ اما چراغِ هر قصه، به رنگی دیگر می‌سوزد.
وطن
در هیاهوی فراز و نشیبِ دنیا، جایی میانِ واژه‌ها و شعرهایت، پناهی یافته‌ام و آسوده نفس می‌کشم .
رفتن را به کسی خطاب میکنند که آماده باشد ، ما ریشه در این خاک داریم .
شهر از من می‌هراسید. نه... نه به خاطر آنچه کرده بودم، به خاطر آنچه شاید روزی مرتکبش می‌شدم. مضحک است، نه؟ نگران چیزی هستند که هنوز نیامده، چیزی که شاید هرگز از راه نرسد. بی‌دلیل می‌ترسند، بی‌دلیل فرار می‌کنند، بی‌دلیل... و حالا چند روزی است که نیستند. کجا رفته‌اند؟ آن سوی کوه‌های بلند؟ حاشیه‌ی شهر؟ یا جایی دورتر؟ نیستند... شاید هراسشان واقعی شد؟ آه... نمی‌دانم.