eitaa logo
وطن
323 دنبال‌کننده
21 عکس
14 ویدیو
0 فایل
در جانِ وطن، دوباره می‌دمم امید؛ به قامتِ استوارِ جوانانت .
مشاهده در ایتا
دانلود
وطن
در هیاهوی فراز و نشیبِ دنیا، جایی میانِ واژه‌ها و شعرهایت، پناهی یافته‌ام و آسوده نفس می‌کشم .
رفتن را به کسی خطاب میکنند که آماده باشد ، ما ریشه در این خاک داریم .
شهر از من می‌هراسید. نه... نه به خاطر آنچه کرده بودم، به خاطر آنچه شاید روزی مرتکبش می‌شدم. مضحک است، نه؟ نگران چیزی هستند که هنوز نیامده، چیزی که شاید هرگز از راه نرسد. بی‌دلیل می‌ترسند، بی‌دلیل فرار می‌کنند، بی‌دلیل... و حالا چند روزی است که نیستند. کجا رفته‌اند؟ آن سوی کوه‌های بلند؟ حاشیه‌ی شهر؟ یا جایی دورتر؟ نیستند... شاید هراسشان واقعی شد؟ آه... نمی‌دانم.
وطن
پس از بیست سال، آغوشی که جز حسرت چیزی به خاطر نداشت، نامِ خوشبختی را از نو یاد گرفت.
هدایت شده از چشمهایش.
آن‌کس‌ که بداند و بخواهد که بداند خود را به بلندای سعادت برساند آن‌کس‌ که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند آن‌کس‌ که بداند و نداند که بداند با کوزه‌ی آب است ولی تشنه بماند (بیدار کنیدش که بسی خفته نماند) آن‌کس‌ که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند آن‌کس‌ که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جهالت برهاند آن‌کس‌ که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند آن‌کس‌ که نداند و نخواهد که بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند.