یک سنگینی عمیق روی قلبش احساس میکرد، سنگینی تمام حرفهایی که سالها نتوانسته بود به کسی بگوید.
00:00
آدمها بالاخره یک شب ،یک جایی در یک لحظه
تمام میشوند نه که بمیرند،نه
جوهر احساسشان تمام میشود.
چقدر ناتوانند دستهایم وقتی نمیشود قلبم را بخاطر رنجهایی که کشیده در آغوش بگیرم.