من در حال نگاه کردن به او که میداند...
و او در حال پرسیدن از من که چرا؟...
و من در حال لبخند زدن، درحالی که خبر ندارد الگویم اوست...
ᵥₒᵢd🌬
حال من نئونی هستم که الکترونش را از دست داده است...
اقا الکترونمو کلمبینا بهم پس داد، ممنون حالم خوبه...
من میدونم حقیقت چیه، ولی میدونی، آدم از یسریا توقع داره چیزی که باید بدونه رو بهش بگن...